برچسب: کدآمایی

شورش علیه طمع (۴۳) / جنگ ارزی (۱)

کرسی طرح‌ریزی استراتژیک

کلبه‌ی کرامت

جلسه ۵۸۱

۷ خرداد ۱۳۹۴

شورش علیه طمع (۴۳)

جنگ ارزی (۱)

جنگ جهانی بشر با خدا (۱)


اصول اقتصاد کلاسیک

انسان به‌عنوان «حیوان اقتصادی»، مهم‌ترین مؤلفه‌ای است که اکونومی مدرن به آن رسیده است. حیوان اقتصادی به مهم‌ترین ویژگیی که اشاره دارد «بهینه‌یابی» و «بیشینه‌یابی» است آن هم در شرایطی که منابع موجود محدود‌یت دارند. آیت این انسان در بین موجودات به مورچه می‌ماند؛ حیوانی که در تمام طول سال به فکر جمع‌آوری غذا و آذوقه است. از این‌رو چنین انسانی اهل گردآوری و تکاثر است و مهم‌ترین کاری که می‌کند «خرید» است. این انسان دائم در حال خرید است تا به تکاثر بیشتری برسد. از این‌رو، هدف نهایی او به حداکثر رساندن سود و منفعتش است.

«خرید»، «تکاثر» و به حداکثر رساندن سود شخصی از اصول اقتصاد کلاسیک است که انسان را در مواجهه با منابع کمیاب، خصلتاً «بهینه‌یاب» و «بیشینه‌یاب» تعریف می‌کند و اصالت را به خرید کالای بیشتر می‌دهد. از این‌رو، انسان مانند مورچه یک حیوان است؛ حیوانی اقتصادی.

حال، برای این‌که این «حیوان اقتصادی» بتواند فرآیند تکاثر و بهره‌مندی خودش را به بهترین شکل رقم بزند، مفهومی در اقتصاد مدرن ایجاد شده است تحت عنوان «بازار»[۱].

از بازارِ لیبرال تا سوق

به این دلیل که در اصول اقتصاد کلاسیک، «خرید» در زندگی انسان اصالت دارد، از این‌رو، محلی به نام «بازار» برای دادوستد کالاها شکل گرفته است. البته این «بازار» قبل از شکل‌گیری اقتصاد کلاسیک هم وجود داشته است؛ اما به دلیل اصالت یافتن اصول این اقتصاد در زندگی انسان، «بازار» بیش از حد لازم فربه شد، تا جایی که اساس «اقتصاد لیبرال»[۲] را تشکیل می‌دهد و «اقتصاد بازار» را رقم زده است.

مقابل این نگاه در اقتصاد لیبرال، اقتصاد اصیل ایرانی است که به «کدآمایی» شناخته می‌شود. در کدآمایی دو عنصر محوری یعنی «کدخدا» و «کدبانو» موضوعیت دارند که به جای بیشینه‌یابیِ نیازها و حداکثرسازی سودشان، سعی دارند نیازهایشان را در سطح منابع موجود تحدید کرده و با امکانات فعلی آنها را مرتفع کنند.

حال، در نسبت با این حد وسط ـ که کدآمایی در اقتصاد ایرانی است ـ، صورت متمایز انسان در نگاه قرآن و اقتصاد توحیدی متبلور شده است. انسان اقتصادی در نگاه قرآن همان‌طور که در آیه ۱۱۱ سوره‌ی توبه آمده است، به دنبال رسیدن به «فوز عظیم» است.[۳] این فوز عظیم از بیع و شرائی که با ذات مقدس حق در تمام طول زندگی‌اش انجام می‌دهد به دست می‌آید. این انسان، انسان متعالی در نظام اقتصادی قرآن است.

انسان در سه مرحله، می‌تواند به فوز عظیم برسد؛ ابتدا با در نظر گرفتن نفع و ضررْ مسیرش را مشخص می‌کند؛ سپس به فلاح یا خسارت می‌رسد؛ در نهایت، پس از رسیدن به فلاح، می‌تواند فوز عظیم را درک کند.

  1. نفع و ضرر
  2. فلاح و خسارت
  3. فوز عظیم با فروش نفس، اَعمال و تمام داشته‌هایش به خدا

این انسان، اهل «بیع» و «بیعت» است و به‌دنبال فروش تمام دارایی‌هایش به خداست؛ از این‌رو، مانند «حیوان اقتصادی» در اقتصاد لیبرال اهل گردآوری و تکاثر نیست. او با قرار گرفتن در این فرآیند، فطرتاً «برکت» را مطالبه می‌کند.

در این اقتصاد، به این دلیل که انسان به‌دنبال خرید نیست، و مفاهیمی چون «انفاق»، «زکات»، «صدقه»، «خمس» و غیره وجود دارند، کم کردن و پاک کردن مال انسان موضوعیت خواهد داشت؛ بنابراین، دیگر «بازار» در پارادایم اقتصاد لیبرال معنا پیدا نمی‌کند و بازارِ فربه تا جایی که «اقتصاد بازار» را رقم بزند وجود نخواهد داشت. و در بیع و اقتصاد توحیدی «سوق» است که تأمین نیازهای مادی افراد را به عهده دارد.

جنگ اقتصادی مبتنی بر چرخه‌ی اقتصاد لیبرال

«تبلیغات»، «تقاضا»، «پول» و «عرضه» چهار فرآیندِ اساسی در چرخه‌ی اقتصاد لیبرال هستند. دشمن در «جنگ اقتصادی» عملیات خود را در این چهار میدان تعریف می‌کند. با در اختیار داشتن شبکه‌های رسانه‌ای تبلیغات را مدیریت کرده و از این طریق ذائقه‌سازی می‌کند و مدیریت تقاضا را دست می‌گیرد. جنگ اقتصادی در نهایت به میدان عرضه می‌کشد که در آنجا نیز «تحریم» و «محاصره» شاه‌بیت اقدامات دشمن است.

تقاضا برای این‌که به عرضه تبدیل شود به «پول» نیاز دارد؛ مدیریت پول در اینجا به «جنگ ارزی» می‌انجامد و دشمن با ایجاد پول واحد جهانی به نام «دلار» می‌تواند در هر لحظه که اراده کند مناسبات پولی جامعه را دست‌خوش تغییر قرار دهد. بنابراین، جنگ اقتصادی از تعامل بین تقاضا و عرضه استفاده می‌کند و با دامن زدن به تقاضا در جامعه‌ی هدف نیازهای گسترده‌ای را در آن به وجود می‌آورد. حال، جامعه‌ای که نیازهای گسترده‌ای داشته باشد، عرضه‌ی محصولات و کالاها‌ی مختلف به صورت انبوه موضوعیت می‌یابد. از این‌رو، دشمن با در اختیار داشتن مبادی ورود کالا به این کشور و مدیریت عرضه می‌تواند منابع پولی آن جامعه را ببلعد.

در ادامه‌ی این جلسه برای تبیین ابعاد «جنگ ارزی»‌ در چرخه‌ی اقتصاد لیبرال، کتاب «جنگ‌های ارزی»[۴] نوشته‌ی جیمز ریکاردز معرفی گردید و پیشگفتار آن مورد مطالعه، بررسی و تحلیل قرار گرفت.

دست نامرئی بازار


[۱] Market

[۲] Liberal Economy

[۳] إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ ۚ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَ مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ ۚ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ [٩:١١١]

خداوند از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند؛ این وعده حقّی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به دادوستدی که با خدا کرده‌اید؛ و این است آن پیروزی بزرگ! [ناصر مکارم شیرازی]

[۴] Currency Wars

کدآمایی چیست؟

ریشه‌ی کلمه‌ی «Economy» در زبان انگلیسی به دو کلمه‌ی «oikos» به معنای خانه [۱] و «nemein» به معنای مدیریت یا اداره کردن [۲] برمی‌گردد که به‌طور خلاصه به آن تدبیر منزل نیز گفته می‌شود. با توجه به این تعریف معادل واژه‌‌ی «Economy» در زبان فارسی واژه‌ی «کَدآمایی» است. «کَد» به معنای خانه و بیت و «آمایی» نیز از ریشه‌ی آمودن به معنای آماده‌سازی و نظم و ترتیب دادن است امّا متأسفانه در مجامع علمی و دانشگاهی کلمه‌ی «Economy» به‌غلط «اقتصاد» ترجمه شده است که کلمه‌ای عربی و به معنای میانه‌روی است.

08.chisti-kadamaei-01«بررسی تطبیقی و ترمینولوژیک مفاهیم بیادین حوزه‌ی معیشت»

البته امروز، واژه‌های «Economy» و «کَدآمایی» به معنای تدبیر و مدیریت منزل و معیشت به‌کار نمی‌روند بلکه آن‌ها الگوهایی معیشتی هستند که جامعه مبتنی بر آن‌ها اداره می‌شود. تخصیص بهینه‌ی منابع محدود به نیاز‌های نامحدود، تعریفی است که سال‌هاست درباره‌ی «Economy» پذیرفته و بکار برده می‌شود [۳] امّا برای ارائه‌ی تعریفی دقیق از واژه‌ی «کَدآمایی»، مقدماتی لازم است که ابتدا باید به آن‌ها پرداخته شود.

واژه‌ی «کَد» را که در بالا به‌عنوان خانه و بیت در نظر گرفته شد، می‌توان در تعریفی گسترده‌تر به معنای «میدان عمل» در نظر گرفت، که شاید بهتر باشد برای توضیح بیشتر آن از دو مثال «کَدبانو» و «کَدخدا» در این زمینه استفاده کنیم. واژه‌ی «کَد» در «کَدبانو» به معنای بیت و خانه است یعنی کدبانو به معنای «بانوی خانه» در نظر گرفته می‌شود. همین واژه در کلمه‌ی «کَدخدا» به معنای ده یا روستاست یعنی کدخدا به صورت «بزرگ روستا» معنی می‌شود. به عبارت دقیق‌تر میدان عمل برای کدبانو بیت و خانه ‌است و میدان عمل برای کدخدا یک ده یا روستا.

پس در تعریفی ابتدایی می‌توان گفت «کَدآمایی» الگویی برای آماده‌سازی و مهیا کردن یک میدان عمل است.

امّا برای رسیدن به تعریفی جامع از «کَدآمایی» به‌عنوان یک الگوی معیشتی، بهتر است ابتدا واژه‌ی «کَدآما» را قدری دقیق‌تر مورد بررسی قرار دهیم. برای دست یافتن به این مهم دو مثال «کَدبانو» و «کَدخدا» را که در بالا نیز ذکر شد با تعمق بیشتری بررسی می‌کنیم:

در گذشته واژه‌ی «کدبانو» درباره‌ی زنانی به کار می‌رفت که توان اداره و مدیریت خانه با امکانات موجود را داشته باشند. [۴] کارهایی از قبیل توالد نسل، تربیت فرزندان، پخت غذا، دوخت لباس، پرستاری، نظافت، باغداری، رسیدگی به امور حیوانات خانگی و… ازجمله مواردی بود که در گذشته بر عهده‌ی یک کدبانو قرار داشت. اموری که بانوان امروز در صورت تمایل باید ذیل یک یا چند رشته‌ی دانشگاهی آن‌ها را بیاموزند؛ کدبانو‌ها در گذشته سعی می‌کردند که کلیه وظایف نام‌برده شده در بالا را با کمترین وابستگی به بیرون از خانه‌ی خود انجام دهند. همین روند را درباره‌ی «کدخدا» نیز داریم. در گذشته «کدخدا» به کسی گفته می‌شد که به‌عنوان ریش‌سفید اختلافات بین مردم را همانند یک قاضی حل می‌کرد و یا در حفظ نظم و امنیت همانند یک پلیس نقش ایفا می‌کرد و در مجموع کدخدا فردی بود که با کمترین وابستگی به حکومت مرکزی و با همان امکانات و منابع موجود می‌توانست میدان عمل تحت مدیریت خود، یعنی ده یا روستا را اداره کند.

مبتنی بر این مثال‌ها می‌توان «کدآما» را این‌گونه تعریف کرد:

«کدآما» فردیست که می‌تواند محدوده‌ی میدان عمل خود را با استفاده از منابع و امکانات موجود در همان میدان به بهترین شکل اداره و مدیریت کند.

پس در مورد دو مثال بالا می‌توان گفت که کدبانو یک فرد کدآماست که در میدان عمل خانه و منزل فعالیت می‌کند و کدخدا نیز فردی کدآماست که همین کار را در میدان عمل ده یا روستا انجام می‌دهد. البته میدانی را که کدبانو و کدخدا در آن عمل می‌کنند در سطح تکنیکی قرار دارد که می‌توان تعریف کدآما را بسته به میدان‌های عمل گسترده‌تر به سطوح بالاتر نیز تعمیم داد.

08.chisti-kadamaei-02«سطوح اقدام برای یک اکانومیست یا کدآما بسته به میدان عمل»

حال می‌توان به‌تبع این تعریف از «کدآما»، برای الگوی معیشتی کدآمایی نیز تعریف دقیق‌تری ارائه کرد:

«کدآمایی» الگویی است که فرد «کدآما» می‌تواند مبتنی بر آن الگو به مدیریت میدان عمل خود بپردازد؛ به‌طوری‌که بتواند امور مربوط به آن میدان را با اتکا به منابع و امکانات داخلی همان میدان اداره و مدیریت کند و میزان وابستگی او به بیرون از آن میدان عمل حداقلی باشد. بر این مبنا فرد کدآما سعی می‌کند تا نیاز‌های خود را متناسب با منابع و امکانات حوزه‌ی عمل خود تعریف کند.

حال با مشخص شدن تعریف کدآمایی به‌راحتی می‌توان به تفاوت ماهوی بین دو الگوی معیشتی غرب (Economy) و الگوی معیشتی ایرانی (کدآمایی) پی برد.

تعریف الگوی معیشتی غرب (Economy): تخصیص بهینه‌‌ی منابع محدود به نیاز‌های نامحدود است.

تعریف الگوی معیشتی ایرانی (کدآمایی): تنظیم و تحدید نیازها به منابع موجود است.

به‌روشنی پیداست که مبتنی بر الگوی کدآمایی نیاز‌ها تعدیل شده و فرد کدآما به منابع و امکانات موجود خود قناعت می‌کند و همین امر منجر می‌شود تا اصل کفایت درباره‌ی منابع رقم بخورد. پس نقطه مطلوب الگوی کدآمایی کفایت در منابع و قناعت در نیاز‌هاست. حال با تعریفی که از الگوی معیشتی کدآمایی ارائه شد قرابت بالای آن با مفهوم اقتصاد مقاومتی بیشتر نمود پیدا می‌کند و یا شاید به تعبیر دقیق‌تر بتوان گفت که کدآمایی سازوکار مقاوم‌سازی معاش در یک جامعه است؛ که البته از سطوح تکنیکی و در قالب هسته‌های کوچک خانواده –که کوچک‌ترین واحد هر اجتماع است- آغاز می‌شود تا بعد، با در کنار هم قرار گرفتن این هسته‌های مقاوم، تقسیمات گسترده‌تر اجتماعی تا سطح کشوری شکل بگیرد و در نهایت منجر به شکل‌گیری کشوری مقاوم شود. کدآمایی الگویی است که در آن کلیه افراد یک جامعه فارغ از سطحی که در آن قرار دارند، در پیشبرد اهداف این الگو نقش آفرینی می‌کنند.

اما اینکه الگوی معیشتی کدآمایی از چه اجزا و جوانبی برخوردار است و سازوکار اداره‌ی جامعه مبتنی بر این الگو چگونه است، مطلبی است که در مقالات بعدی به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.*

 

پانوشت:


 * این مقاله بر گرفته از منابع زیر می‌باشد:

  • جلسه ۵۸ از کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی (کلبه‌ی کرامت) با عنوان اقتصاد یا کدآمایی؟ (۱)، تدریس شده در تاریخ ۲۹/۰۶/۸۶، مدرس: استاد حسن عباسی
  • جلسه ۳۹۰ از کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی (کلبه‌ی کرامت) با عنوان شورش علیه طمع (۱۹) – مقاومت اقتصادی، تدریس شده در تاریخ ۱۸/۰۸/۹۱، مدرس: استاد حسن عباسی
  • جلسه ۱۶ از کرسی آزاد اندیشی اقتصادی – طرح ریزی استراتژیک معیشت با عنوان مقاومت در معاش (۳) – هسته‌های کدآمایش‌‌گر، تدریس شده در تاریخ ۱۸/۰۱/۹۳، مدرس: علی رهجو

[۱] Home

[۲] manage

[۳]  دادگر، یدالله؛ نگرشی بر اقتصاد اسلامی معرفت‌ها، ارزش‌ها و روش‌ها، ص ۵۱

حسین نمازی، نظام‌های اقتصادی، ص۲۷

[۴]  این واژه حتی در ادبیات ما نیز با همین مفهوم بکار می‌رفته:

مرد اگر یک قراضه کار کند              زن به کدبانویی چهار کند.  (امیر خسرو دهلوی)

لانه­‌ای بر پرچین آتش­فشان – بخش یکم / درآمدی بر دکترین تطبیقی اقتصاد

متن زیر مصاحبه استاد حسن عباسی با مجله‌ی «اندیشه گستر» است که در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است. این مصاحبه به همراه متن گفت‌وگو با صاحب‌نظران دیگر اقتصادی توسط نشر تعالی اندیشه در کتابی تحت عنوان «اندیشه اقتصادی انقلاب اسلامی» در پایان سال ۱۳۹۳ بازنشر گردیده است.

این مصاحبه در سال‌های ابتدایی وقوع بحران اقتصادی در غرب صورت گرفته است و نظام اقتصاد لیبرال را با نگاه انتقادی مورد ارزیابی قرار می‌دهد. موضوع کلیدی در این گفت‌و‌گو این است که با توجه به بحرانی شدن الگوی معیشت غرب، آیا همچنان می‌توان از این الگو برای اداره‌ی یک کشور اسلامی مثل ایران استفاده کرد؟ در مقابل  آیا یک نظام اسلامی می‌تواند مبانی اقتصادی خودش را داشته باشد و مبتنی بر آن‌ها جامعه و معیشتش را اداره کند؟ علاوه بر این الگوی معیشت ایرانی یعنی کدآمایی، به عنوان یک الگوی جایگزین در مقابل الگوی معیشت بحران‌زده‌ی غرب در این مصاحبه معرفی و اندکی تبیین شده است.

آنچه در ادامه می‌آید متن کامل این مصاحبه است.


درماه‌های اخیر که بحران اقتصادی، به ویژه در نهادهای مالی آمریکا، بروز یافته و دامنه‌ی آن ابتدا دنیای صنعتی در اروپا و شرق آسیا، و به مرور سایر نقاط جهان را در بر گرفته است، از دید صاحب‌نظران با علامت سوال در مورد الهام بخشی کاپیتالیسم و روش‌های اقتصاد لیبرالی مواجه شده است. پس از آن که در تابستان اخیر، ژوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصادی در دو مقاله‌ی جداگانه، دو پرسش جدی را مطرح نمود که «آیا سرمایه‌داری آخرین راه است؟» و «پایانی برنئولیبرالیسم!»، فرانسیس فوکویاما نیز در طی یک مقاله، بحران اقتصادی جاری را یکی از زمینه‌های جدی فروپاشی آمریکا قلمداد کرد.

از این منظر، فروپاشی آمریکا معلول فروپاشی اقتصاد سرمایه‌داری است. اکنون این پرسش مطرح است که «الگوی اقتصادی جایگزین کاپیتالیسم و اقتصاد لیبرالی چیست؟» بالاخره پس از فروپاشی شوروی، مدل اقتصادی سوسیالیسم به حاشیه رانده شد و جای خود را به لیبرالیسم اقتصادی در اقتصاد بازار و قواعد کاپیتالیسم داد. اما در این مقطع زمانی، که آگاهان سیاسی و اقتصادی، و استرایژیست‌های تمدنی، خبر از پایان نئولیبرالیسم و ناکارآمدی کاپتیالیسم می‌دهند، چه الگویی برای جایگزینی آن متصور است!

برای تبیین حدود این موضوع و روشن شدن مساله‌ی الگوهای اقتصاد، به سراغ حسن عباسی رفتیم تا از منظر علوم استراتژیک، به بررسی ابعاد فلسفی مدل‌های کلان اقتصادی، و چهارچوب‌های دکترینال اقتصاد میان تمدنی در عصر جهانی شدن بنشینیم.

عباسی، استراتژی را دانش بقاء تمدن می‌شناسد، و علوم استراتژیک را علوم اتوپیاگرا و دانش مدینه‌ی فاضله‌سازی می‌داند. از ابتدای مصاحبه، مقرر شد که رئیس تنها مرکز بررسی‌های دکترینال در سطح جهان غیر غرب، که همه‌ی همت خود را صرف بسط و تعمیق دانش دکترینولوژی برای درمان آلام و دردهای تمدن بشری می‌سازد، به این پرسش ما پاسخ دهد که آیا اسلام دکترین اقتصادی دارد؟! و اگر پاسخ مثبت است، ابعاد حکمت و چهارچوب‌های دکترینال آن چیست؟ البته پاسخ به پرسش سوم، که طرح‌ریزی استراتژیک اقتصادی اسلام چگونه باید صورت گیرد، به دلیل طولانی شدن مصاحبه، به وقت دیگری موکول شد.

 *****

  با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، پرسش نخست ما این است که با توجه به بحران اقتصادی جاری در جهان غرب، و ضرورت بازنگری در الگوهای اقتصادی جهانی، چشم‌انداز مدل کاپیتال اکونومی را چگونه ارزیابی می‌کنید و به نظر شما آیا اسلام از یک الگوی اقتصادی جامع برای پاسخ‌گویی به نیازهای بشری برخوردار است، و آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در شرایط موجود که جهان با نوعی خلاء تئوریک در حوزه‌ی فلسفه‌ی اقتصادی مواجه شده است، الگوی اقتصادی اسلام را تبیین، و به جهان عرضه می‌کند؟

بسم الله الرحمن الرحیم، برای آغاز یک مبحث فلسفی در مورد اقتصاد، در فضای اندیشه‌ی ایرانی، باید نسبت خود را با چهار مفهوم روشن کرد: اقتصاد، اکانمی، کدآمایی و بیع.

واژه‌ی عربی اقتصاد که در ایران بسیار رایج است، به معنی میانه‌روی است، اما اگر منظور از کاربرد این واژه، تببین نگاه اسلام است، قرآن به صراحت از لفظ بیع استفاده می‌کند. مفهوم میانه‌روی، یک لفظ عام است و غیر از معیشت، بسیاری از دیگر امور را نیز در برمی‌گیرد. لذا واژه‌ی اقتصاد، جامعیت مفهوم قرآنی بیع را برای منظوری که مدنظر است در برندارد. از سوی دیگر، اندیشه‌ی ایرانی، سوای از مفاهیم عربی اقتصاد و بیع، میراث‌دار واژه‌ی فارسی کدآمایی است. همانگونه که کدخدا و کدبانو، با حداقل‌های منابع موجود، چرخ زندگی روستا یا منزل را می‌گردانند، «دانش کدآمایی» نیز به تبیین چگونگی اداره‌ی امور زندگی با حداقل‌های منابع می‌پردازد. واژه‌ی چهارم، مفهوم غربی اکانمی است، که تا حدودی به مفهوم کدآمایی فارسی نزدیک است، اما قرابت چندانی با واژه‌های اقتصاد و بویژه بیع ندارد.

این‌که آیا جمهوری اسلامی می‌تواند یک الگوی متفاوت از اقتصاد، اکانمی، کدآمایی یا بیع به جهان ارائه کند، مستلزم این است که نسبت خود را با ضرورت یا عدم ضرورت چنین الگویی تعریف کند. جمهوری اسلامی در آستانه‌ی سی سالگی خود قرار دارد، و باید تکلیف خود را با یک موضوع روشن کند تا نسبت الهام بخشی خود در جهان را مشخص نماید، و آن هم مساله‌ی سیستم عامل اداره‌ی جامعه است. سی سال قبل، در طی انقلاب اسلامی، مردم ایران یک کامپیوتر پدید آوردند به نام جمهوری اسلامی. این سوپر کامپیوتر، عمدتاً قالب سخت‌افزاری داشت، اما مردم یک قفسه کامل CD و DVD، و انواع نرم‌افزار از میراث ملی و مذهبی خود داشتند و امیدوار بودند که با این دستگاه کامپیوتر، آن‌ها را ببینند و استفاده کنند. اما یک کامپیوتر، ابتدا نیازمند سیستم عامل است؛ ویندوز، لینوکس یا … .

متاسفانه هنوز پس از گذشت سی سال، سیستم عامل جمهوری اسلامی، که قادر باشد نرم افزارهای متعدد را برای اداره‌ی جامعه فعال کند، پدید نیامده است. در نتیجه زمانی جمهوری اسلامی می‌تواند یک الگوی نوین ارائه کند و برای جهانیان الهام‌بخش باشد که ابتدا برای خود چنین سیستم عاملی را تعریف نماید.

جریان چپ مدرن در جهان، مدل اقتصاد مارکسیستی- سوسیالیستی را عرضه نمود. این مدل توانست هفتاد سال در شوروی امور را اداره کند و این کشور را در سطح یک ابر قدرت نگه دارد. هرچند به دلایل متعدد آن سیستم فرو پاشید، اما هنوز ابعادی از آن در کشورها و جوامع مختلف مورد استفاده است که نمونه‌ی آن مبحث بیمه و تامین اجتماعی است. با فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم، جریان راست مدرن در جهان، مدل اقتصاد لیبرالی را یکه تاز صحنه‌ی جهانی خواند، حتی فرانسیس فوکویاما تا آنجا پیش رفت که پایان تاریخ را اعلام نمود و سیستم عامل لیبرالیسم و کاپیتالیسم را آخرین ورژن سیستم عامل در تاریخ برای اداره‌ی جهان معرفی کرد. اما اکنون، مدل کاپیتالیسم و در کل، سیستم عامل نئولیبرالیسم نیز از نفس افتاده است و الهام بخشی خود را از دست داده است. مثال سیستم عامل در کامپیوتر را زدم، تا روشن شود که جمهوری اسلامی، برای توفیق در بهبود زندگی مردم خود، و الهام بخشی برای سایر جوامع، ابتدا باید سیستم عامل خود را تبیین نماید، در غیر این صورت اقتصاد لیبرالی یا بازار آزاد یا سرمایه‌داری و… خود را ضرورتاً به سیستم سخت‌افزاری جامعه‌ی ایرانی تحمیل کرده و می‌کند: بانک، بهره، سهام، منطقه آزاد تجاری، و… مولفه‌هایی از آن سیستم عامل آنگلوساکسن هستند که اکنون در خود آمریکا و انگلیس با بحران مواجهه شده‌اند و ناکارآمدی آن‌ها بر همگان روشن شده است.

تولید یک سیستم عامل در حوزه‌ی اقتصاد برای جمهوری اسلامی از چه مبنایی آغاز می‌شود؟ آن نقطه‌ی شروع کجاست؟

اندیشه‌ی بنیادین در هر حوزه‌ای اعم از فرهنگ، سیاست، اقتصاد، و… از تبیین دامنه‌ی پارادایم‌های موجود یا تولید پارادایم جدید، و همچنین از تعریف نسبت خود با هر یک از آن پارادایم‌ها آغاز می‌شود. همه‌ی پارادایم‌های معرفتی، هستی شناختی، و… در ذیل دو ابرپارادایم دسته‌بندی می‌شوند: سوپر پارادایم امانیسم که در افکار عمومی، نمایندگی آن به عهده‌ی مدرنیسم است، و ابروادی خداگرایی، که امروز در افواه عمومی، نمایندگی آن در اختیار اسلام است. اسلام و مدرنیسم، دو مدعی کلان اداره‌ی جهان هستند.

در ذیل هر یک از این ابرپارادایم‌ها، چهار دسته پارادایم اقتصادی وجود دارد.

پارادایم یکم، معطوف به فرآیند کلی اقتصاد است. این فرآیند، هفت گام کلی را در بردارد که به ترتیب شامل تقاضا- استحصال منابع- تبدیل مواد به کالا- عرضه- فروش- خرید- و مصرف، می‌شود. در این پارادایم، هر یک از این مولفه‌های هفت‌گانه، می‌تواند ثقل اقتصاد قرار گیرد و مکتب اقتصادی، حول آن شکل بگیرد.

چرخه اقتصاد«پارادایم یکم، معطوف به فرآیند کلی اقتصاد است. این فرآیند، هفت گام کلی را در بردارد»

پارادایم دوم کلی‌تر است و هر هفت مولفه‌ی موجود در پارادایم یکم را به سه دسته‌ی کلی تقسیم می‌کند: تقاضامحور- تولیدمحور- و مشتری‌محور. در این پارادایم که تحت عنوان پارادایم اقتصاد چرخه‌ای مطرح است، هر یک از سه حوزه‌ی تقاضا، تولید، یا مشتری می‌تواند ثقل اقتصاد واقع شود و منشاء شکل‌گیری مکتب اقتصادی گردد.

01-1«پارادایم دوم هفت مولفه‌ی موجود در پارادایم یکم را به سه دسته‌ی کلی تقسیم می‌کند: تقاضامحور- تولیدمحور- و مشتری‌محور»

پارادایم سوم، نگاهی عمیق‌تر به بنیان‌های اقتصاد دارد و در واقع از مبنای اقتصاد پرسش می‌کند. از این منظر، اقتصاد یا طبیعت‌گراست، و یا انسان‌گرا! در اقتصاد طبیعت‌گرا، ثقل اقتصاد در طبیعت نهاده می‌شود و منابع مادی موجود در طبیعت، مبنای اقتصاد قرار می‌گیرد. در مقابل، اقتصاد انسان‌گرا، طبیعت را در خدمت انسان می‌بیند، لذا ابتدا به تبیین نیازهای انسان می‌پردازد و سپس منابع موجود در طبیعت را برای برآوردن نیازهای انسان بکار می‌گیرد.

 

پارادایم‌های اقتصادی«پارادایم سوم، از مبنای اقتصاد پرسش می‌کند. از این منظر، اقتصاد یا طبیعت‌گراست، و یا انسان‌گرا!»

اقتصاد مدرن در دسته‌ی طبیعت‌گراست یا انسان‌گرا؟

پرسش خوبی است، اقتصاد مدرن عمدتاً طبیعت‌گراست. در عصر مرکانتیلیست‌ها و دوره‌ی محور بودن فلزات گران‌بها در اقتصاد، چون طلا و نقره جزء منابع موجود در طبیعت محسوب می‌شوند، لذا اقتصاد آن دوره معطوف به طبیعت بود. دوره‌ی فیزیوکرات‌ها در فرانسه، دوره‌ی محوریت زمین در اقتصاد است که آن دوره نیز طبیعت و منابع آن محور اقتصاد به شمار می‌رود. در دوره‌ی سوسیالیست‌های متاثر از مارکس، با مبنا قرار دادن ماتریالیسم فوئرباخ، بالطبع نیچرالیسم و طبیعت‌گرایی زیر بنای اقتصاد مارکسیستی شد.

کلاسیک‌ها و نئوکلاسیک‌ها نیز از گرداب طبیعت‌گرایی نتوانستند بگریزند، برای نمونه، مالتوس، در موازنه‌ی جمعیتی خود در نسبت با جغرافیا و سرزمین، نظریه‌ی ژئواکونومیک خود را معطوف به بهره از طبیعت ارائه نمود. مفاهیم و نوشته‌هایی همچون کاپیتال مارکس، یا کتاب ثروت ملل، و… بیانگر سیطره طبیعت‌گرایی بر اندیشه‌ی فیلسوفان اقتصاد مدرن است.

با آغاز عصر داروینیسم و بویژه در کل دوره قرن بیستم، اصالت طبیعت و منابع موجود در آن، در اقتصاد غرب، غیر قابل انکار است.

امروز نیز این وابستگی به منابع مادی و اصالت داشتن طبیعت، به عنوان پاشنه‌ی آشیل اقتصاد مدرن، جلوه و بروز چشم‌گیری دارد. اقتصاد مدرن، بی‌محابا، از یک سو با ذائقه‌سازی در مصرف‌کننده از طریق رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی، به طور روز افزونی به تقاضا دامن می‌زند، و از سوی دیگر برای تامین کالای مصرفی مورد نیاز متقاضی، بی‌رحمانه به بهره‌کشی از طبیعت پرداخته و به سرعت در حال نابودی سیاره‌ی زمین است. ببینید، انسان چهار نوع ظلم مرتکب می‌شود: ظلم به خود، که در آن به بهره‌کشی و استثمار خود می‌پردازد. ظلم بعدی، ظلم به دیگران است. انسان، با بهره‌کشی و استثمار هم‌نوعان خود، ظلم به دیگران را رقم می‌زند. در این ظلم، آنچه نقض می‌شود همان قسط است. قسط یعنی پرداختن سهم هر کس برابر حق او. ظلم سوم متوجه‌ی طبیعت و بهره‌کشی و استثمار آن است، و ظلم چهارم نیز متوجه‌ی خداست که در آن حدود خدا نقض می‌شود، یعنی حضور خدا درک نمی‌شود، در نتیجه حدود خدا نیز فهم نمی‌شود و لذا آن حدود که اوامر و نواهی شرعی است، نقص می‌گردد.

ظلم بر خدا«انسان چهار نوع ظلم مرتکب می‌شود: ظلم به خود، ظلم به دیگران، ظلم به طبیعت و ظلم به خدا»

مبحث مورد نظر من در اینجا، ظلم به طبیعت در اقتصاد مادی‌گرای مدرن است. طبیعت و کره‌ی زمین یک ظرفیت و توان مشخص و محدود دارد. احیاء خاک، آب، هوا، گیاهان و حیوانات در طبیعت، در یک دوره‌ی تاریخ طبیعی طولانی صورت گرفته است و با این سرعت و شدت که اقتصاد مدرن به استحصال منابع از طبیعت پرداخته است، کره‌ی زمین قادر به بازسازی و احیاء آب و خاک و هوا و موجودات خود نیست. احیاء جنگل‌ها یا گونه‌های جانوری یا خاک یک منطقه، در برخی موارد به هزاران سال زمان نیاز دارد و تن خسته‌ی طبیعت در زیر تازیانه‌ی اقتصاد ماده‌گرای مدرن که تنها و تنها به عامل مصرف بیشتر به بهانه‌ی رونق اقتصادی می‌اندیشد، دیگر رمقی برای پاسخ‌گویی به نیازهای نسل‌های انسانی بعد ندارد.

پارادایم اقتصاد طبیعت‌گرا، هیچ معیاری برای بهینه‌سازی مصرف منابع ندارد و رویکرد آن مدارا با طبیعت نیست بلکه در پی جایگزینی تکنولوژی جوش هسته‌ای در مقابل سوخت فسیلی، یا بهره‌گیری از سوخت بیوماس، و یا حتی گسترش استفاده از محصولات نانوتکنولوژی است که هیچ کس برآوردی از دوره‌ی هضم و حل آن محصولات در طبیعت ندارد؛ این رویکرد افق بقاء محیط زیست را تاریک می‌نماید. چندماه قبل سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا در گزارش مبسوطی به دو کاندیدای اصلی ریاست جمهوری آن کشور، آن‌ها را از مهم‌ترین چالش دولت آینده این کشور در جهان آگاه کردند و آن چالش اساسی، مساله‌ی نابودی روز افزون محیط زیست و کاهش منابع استراتژیک بقاء تمدنی در طبیعت کره‌ی زمین بود.

طبیعت‌گرایی در اقتصاد مدرن، به دکترین کاپیتال اکونومی یا اقتصاد سرمایه‌داری منتج شده است. این دکترین از هفت مولفه‌ی اساسی چرخه‌ای اقتصاد، تمرکز خود را بر سه حوزه‌ی «استحصال منابع»، «تبدیل آن به کالا»، «و عرضه‌ی آن کالا برای فروش» قرار داده است. چون کالایی که تولید و عرضه می‌شود، باید مشتری داشته باشد، در نتیجه دستگاه‌های تبلیغاتی به ذائقه‌سازی در مخاطب می‌پردازند تا او متقاضی خرید آن کالاها شود. به حرکت این چرخه، رونق اقتصادی لقب داده‌اند.

دکترین کاپیتال اکانومی«دکترین کاپیتال اکونومی یا اقتصاد سرمایه‌داری از هفت مولفه‌ی اساسی چرخه‌ای اقتصاد، تمرکز خود را بر سه حوزه‌ی استحصال منابع، تبدیل آن به کالا، و عرضه‌ی آن کالا برای فروش قرار داده است»

دکترین کدآمایی نیز همانند دکترین اقتصاد سرمایه، بر منابع تمرکز دارد با این تفاوت که مولفه‌ی تقاضا را در این چرخه دخیل می‌سازد. در مقابل طبیعت‌گرایی در اقتصاد، مکتب انسان‌گرایی قرار دارد. در این پارادایم، انسان به عنوان متقاضی کالا و خدمات، به عنوان مصرف کننده و به عنوان مشتری و خریدار مطرح است. توجه و تمرکز بر نیازهای او و ساماندهی آن نیازها و تعدیل احتیاجات وی در چهارچوب‌های مشروع، دکترین اقتصاد بشرگرا را شکل می‌دهد.

دکترین کدآمایی«دکترین کدآمایی نیز بر منابع تمرکز دارد با این تفاوت که مولفه‌ی تقاضا را در این چرخه دخیل می‌سازد»

آنچه در اسلام بیع نامیده می‌شود هر چند که هر هفت مولفه‌ی چرخه‌ی اقتصاد را در بر می‌گیرد، اما ثقل و تمرکز آن بر منبع انسانی اقتصاد در چهار حوزه‌ی فروش، خرید، مصرف و تقاضا استوار است. در واقع، منابع اولیه و نیروی کار که تولید کالا را رقم زده‌اند و سازوکار و عرضه، همه در خرید و فروش ارزش‌گذاری می‌شوند.

اقتصاد بشرگرا که قائل به احترام نسبت به طبیعت است، ماهیتاً یک دکترین اقتصاد ایمانی است که به بیع معروف است.

07«آنچه در اسلام بیع نامیده می‌شود هر چند که هر هفت مولفه‌ی چرخه‌ی اقتصاد را در بر می‌گیرد، اما ثقل و تمرکز آن بر منبع انسانی اقتصاد در چهار حوزه‌ی فروش، خرید، مصرف و تقاضا استوار است.»

اما چهارمین پارادایم، اقتصاد کارکردی نام دارد. این پارادایم بسیار مهم برای مثال در اقتصاد مدرن، ثقل چرخه‌ی اقتصادی را در هفت مولفه‌ی تقاضا- استحصال منابع- تولید کالا- عرضه- فروش- خرید- و مصرف، بر«پول» قرار می‌دهد. در واقع کارکرد پول موجب شکل‌گیری و حرکت و رونق چرخه‌ی اقتصاد می‌شود. نقش پول، هیچ‌گاه در تاریخ به اندازه‌ی یک قرن اخیر در مناسبات اجتماعی بشر برجسته نبوده است. البته همین مرکز ثقل بودن پول برای اقتصاد جهان و به‌ویژه آمریکا، مشکل و معضل اصلی و عامل بحران جاری نظام مالی به شمار می‌رود.

ادامه دارد…

دکترین نهاد – بخش اول – معجزه‌ی اسلام در آندلس

هیچ مثالی در حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرون وسطی و هیچ زمان دیگری یافت نمی‌شود که در آن تفاوت‌های بین اسپانیای مسلمان و اروپای کاتولیک تا بدین حد شدید و غیرقابل تصور باشد. با یک نگاه گذرا به این تفاوت‌ها در حوزه‌های مختلف، می‌توان اسپانیای مسلمان را در قرن دهُم یک تمدن جدا از اروپا در نظر گرفت.

01-doctorin-nahad-andelos-01«با یک نگاه گذرا به تفاوت‌های بین اسپانیای مسلمان و اروپای کاتولیک، می‌توان اسپانیای مسلمان را در قرن دهُم یک تمدن جدا از اروپا در نظر گرفت.»

در حوزه شهری؛

«…آندلس (اسپانیای مسلمان) از همه جهت گوهری درخشان بود. قرطبه، پایتخت آن، شهر فواره‌ها بود. حاشیه‌اش به مسافت مایل‌ها، سنگ‌فرش و چراغانی شده بود؛ و مرتباً تعمیر و تمیز می‌شد و محافظان صلح از مراقبت آن فارغ نمی‌شدند.

در پاریس تا قرن سیزدهم و در لندن نیز تا قرن چهاردهم، جاده‌ی سنگ‌فرش شده‌ای وجود نداشت. خیابان‌های این پایتخت‌ها مراکز تجمع کثافات و زباله، منبع هر نوع بیماری و صحنه‌ی هر نوع جرم و در تمام شبانه‌روز تحت کنترل تبه‌کاران بودند. حدوداً تا زمان چارلز دوم، هنوز سیستمی کارا برای روشنایی خیابان‌ها در لندن به کار گرفته نشده بود. در ابرشهر دنیای غرب- لندن- فقط سیصد لامپ خیابان‌ها و میدان‌ها را روشنایی می‌دادند.

هفت‌صد سال پس از زمانی که شهرهای اسپانیای مسلمان توسط سیستم‌های زیرزمینی فاضلاب تخلیه می‌شدند و خیابان‌هایشان از زباله تمیز بود، پاریس هنوز لایق لقب باستانی‌اش بود: «گلی» (The Muddy) یا به زبان امروزیمان، کثیف. پیاده‌روها عمدتاً به بن‌بست می‌خورد، به تپه‌هایی بدبو از زباله و نخاله!»

01-doctorin-nahad-andelos-02«در پاریس تا قرن سیزدهم و در لندن نیز تا قرن چهاردهم، جاده‌ی سنگ‌فرش شده‌ای وجود نداشت. خیابان‌های این پایتخت‌ها مراکز تجمع کثافات، زباله و منبع هر نوع بیماری بود.»

در حوزه‌ی بهداشت؛

«… بیماری‌های کشنده در اروپای قرون وسطی مدرکی مستدل و قانع‌کننده از شرایط کثیف و غیربهداشتی‌ای بود که در همه‌جا وجود داشت. منابع آب آشامیدنی یا از رودهای آلوده تأمین می‌شد و یا از چاه‌های پر از کثیفی و بیماری. حتی گذر زمان و تجربه هم اثری بر خردِ جمعیِ مردم این شهرها برای مدت‌ها نداشت تا لااقل قدمی کوچک در پیشرفت شرایط بهداشتی و نظافت جامعه بردارند.

تا سال ۱۸۲۵، در نیویورک آب آشامیدنی غیرمطمئن را حمال‌ها دربه‌در به خانه‌ها حمل می‌کردند. تنها یک پمپ آب چوبی در خیابان “Chatham” برای نیازمندی‌های اساسیِ طبقه‌ی فقیر وجود داشت. فضولات و کثافات خانه‌ها در سطل بر روی سر نِگرو‌ها (نامی که اروپاییان و آمریکاییان به آفریقاییان دادند؛ یعنی سیاه) حمل شده و در رودخانه تخلیه می‌شد. در اواسط قرن دهم، نهصد حمام عمومی در پایتخت اسپانیای مسلمان وجود داشت. در قرن هجدهم، در جمعِ کل کشورهای اروپای مسیحی این تعداد حمام وجود نداشت.»

در حوزه‌ی معیشت؛

«… در نیمه‌ی اول قرن دهم میلادی در اسپانیای مسلمان و در زمان حاکمیت عبدالرحمن سوم، درآمد سالیانه‌ی دولت از تمامی منابع، به ارزشِ پولیِ امروز، از سیصد میلیون دلار بیشتر بود. درحالی‌که درآمد سالیانه‌ی دولت پادشاهی انگلیس در اول قرن هفدهم، یعنی هفت قرنِ بعد، پانزده میلیون دلار بود. مجموع درآمد بلژیک و هلند، کمتر از هجده میلیون و درآمد فرانسه، شصت میلیون دلار بود.

پس از مرگ این پادشاه مسلمان اسپانیایی در سال ۹۶۱ میلادی، در خزانه‌ی دولتش پنج میلیون سکه‌ی طلا باقی بود، به ارزش امروزی صد میلیون دلار. درحالی‌که وقتی لویی شانزدهم، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین پادشاه زمانش در سال ۱۷۱۵ درگذشت، خزانه فرانسه ورشکسته بود.»

در حوزه جمعیت؛

«… از نظرِ جمعیتی، انگلستان هنگام مرگ ملکه الیزابت، حدوداً ۴ میلیون نفر جمعیت داشت؛ اما اسپانیای مسلمان شش قرن قبل از این تاریخ طبق گفته‌ی مورخان کمتر از ۳۰ میلیون نبوده است. در سال ۱۷۰۰ میلادی، لندن- شلوغ‌ترین شهر اروپای مسیحی- فقط نصف قرطبه در سال ۹۰۰ میلادی بود. در همان سال، المریا و سویل (دو شهر دیگر اسپانیای مسلمان) هرکدام به‌تنهایی جمعیتی برابر پایتخت امپراطوری بریتانیا در هشتصد سال بعد داشتند.»

در حوزه‌ی پیشرفت معیشتی؛

«… هنگام طلوع قرن یازدهم، مردم مسلمان سیسیل و اسپانیا تصویری به‌کلی آبادگر و پیشرو و ثروتمند نشان دادند. در آنجا صنعتگری تشویق می‌شد و تنبلی، مورد تنبیه بود. جایی که ضمیر روشن انسانیت پناهگاهی ایجاد کرده بود تا در میان دیوارهایش، کهن‌سالان بتوانند باقی عمرشان را در آسایش و صلح بگذرانند.

ششصد سال بعد درحالی‌که ثروتمندترین و ارزشمندترین املاک کشاورزی انگلیس بدون سکنه و بدون آبادی رها شده بودند و به شکارگاه لوردها و پناهگاه دزدان مبدل شده بودند، یک‌چهارم مردم انگلستان فاقد توان تأمین معاش و محتاج کمک و صدقه جامعه بودند. برای این منظور مبلغی معادل نیمی از درآمد تاج و تخت خرج می‌شد.»

01-doctorin-nahad-andelos-03«در حوزه‌ی پیشرفت معیشتی، هنگام طلوع قرن یازدهم، مردم مسلمان سیسیل و اسپانیا تصویری به‌کلی آبادگر و پیشرو و ثروتمند نشان دادند. در آنجا صنعتگری تشویق می‌شد و تنبلی، مورد تنبیه بود.»

در حوزه‌ی پیشرفت اجتماعی؛

«… طبقات متوسط و متوسط به پایین مسلمانان اسپانیا، دارای کلیه وسایل راحتی و بسیاری از وسایل لوکس زندگی آن زمان بودند؛ اما در قرن شانزدهم رعایای فرانسه و آلمان، بی‌سواد و بی آداب و فرهنگ، سر تا پا آغشته به کثیفی و ناآشنا به طعم نان بودند؛ و در حال زندگی در کلبه‌هایی که به‌سختی برپا ایستاده بودند. آن‌ها بر روی کپه‌های یونجه می‌خوابیدند. آب آشامیدنی‌شان از برکه‌ها و مرداب‌ها تأمین می‌شد و غذای عمده‌شان، هویج و بلوط بود.»

در حوزه کشاورزی؛

«… در قرن هشتم، کلبه‌های ساکنین طبقات متوسط و متوسط پایین مسلمانان اسپانیا دارای حیاط‌های مملو از گل‌های رز و در محاصره‌ی مزارع پرمحصول گندم و باغ‌هایی از میوه‌های بی‌مانند بودند. میوه‌هایی که امروزه نوادگانشان را اسپانیا با افتخار به تمام دنیا صادر می‌کند. مسلمانان در باغداری مخصوصاً مرکبات، انقلابی ایجاد کردند؛ به‌خصوص در سیسیل و اسپانیا. صنعتی که هنوز برای هر دوی این کشورها به‌خصوص سیسیل، درآمد هنگفتی دارد.»

01-doctorin-nahad-andelos-04«در قرن هشتم، کلبه‌های ساکنین طبقات متوسط و متوسط پایین مسلمانان اسپانیا دارای حیاط‌های مملو از گل‌های رز و در محاصره‌ی مزارع پرمحصول گندم و باغ‌هایی از میوه‌های بی‌مانند بودند.»

مطالبی که ذکر شد بخش‌هایی بود از کتابِ سه جلدیِ «تاریخ امپراتوری مسلمانان در اروپا» History of the Moorish Empire in Europe. شاید در نگاه اول نویسنده‌ی این کتاب یک مورخ مسلمان به نظر آید؛ اما جالب این‌جاست که این کتاب نوشته‌ی ساموئل پارسون اسکات Samuel Parsons Scott، وکیل، بانک‌دار و محققی است که در هیلز برو Hillsboro, در ایالت اوهای آمریکا Ohioمتولد شد.

01-doctorin-nahad-andelos-05«کتابِ سه جلدیِ «تاریخ امپراتوری مسلمانان در اروپا» History of the Moorish Empire in Europe»

بیان تاریخ درخشان یک تمدن مسلمان در اروپا، از زبان یک مورخ غربی زمینه‌ی هرگونه شائبه نسبت به واقعیت‌های بیان شده در این متن را از بین می‌برد. چراکه این واقعیت‌ها آن‌قدر برجسته و پررنگ هستند که غیرواقعی به نظر می‌آیند؛ اما بیان این تفاوت‌ها‌ و اعتراف به برتری تمدن اسلامی از زبان یک مورخ غربی صورت گرفته است آن هم در شرایطی که مورخین غربی‌ در بسیاری از موارد در بیان صحیح تاریخ، به‌خصوص تاریخ اسلام کوتاه نظری داشته‌اند. پس نه‌تنها نباید این متن را غیرواقعی دانست بلکه مسلماً این تفاوت‌ها برجسته‌تر از آن چیزی است که از زبان این مورخ غربی ذکر شده است.

اسپانیا بخشی از اروپای کاتولیک بود؛ اما وقتی توسط مسلمانان فتح شد، به مرور تفاوت‌های گسترده‌ای بین اروپای مسیحی و اروپای تازه مسلمان شده ایجاد شد. از این‌رو این سؤال مطرح می‌شود که تمدن اسلام، چگونه کشوری را در اروپا از تمدن مسیحیت کاتولیک گرفت و آن را به کشوری این‌ چنین متفاوت بدل کرد؟ این سؤال را می‌توان به‌گونه‌ای دیگر نیز مطرح کرد. بروز این تفاوت چشمگیر داشت درست در دوره‌ی قرون وسطی رخ می‌داد، حال سؤال اینجاست در عصر تاریکی، چه سازوکاری در تمدن‌ اسلامی وجود داشت که هنوز در اروپای مسیحی یا به وجود نیامده بود، یا درست کار نمی‌کرد؟

چه عاملی در تمدن اسلامی حضور ‌داشت که در بهترین شکل به جامعه خدمات می‌داد؛ سازوکاری که پیشرفت امروز غرب البته بعد از یک دوره‌ی طولانی عقب‌ماندگی، مدیون آن است و امروز، درک این عامل یا پدیده ‌یکی از پیچیده‌ترین و غامض‌ترین مسائل علوم انسانی، خصوصاً در غرب است؟ امروز که غرب دچار بحران جدی شده بسیاری، افول تمدن غرب را همانند صعود آن، ناشی از کارکرد غیرکارآمد این پدیده می‌دانند. اساساً شناخت این پدیده، به درک مسائل پیچیده‌ای مثل ظهور، اوج‌گیری، رکود، افول و فروپاشی تمدن‌ها کمک می‌کند و امروز بسیاری از دانشمندان علوم انسانی غربی، به کمک این پدیده، وضعیت نابسامان این تمدن را خصوصاً از حیث معیشتی تحلیل می‌کنند.

عملیات فریب / جلسه‌ی یکم

دوره‌ی طرح‌ریزی استراتژیک معیشت، از مرداد ماه سال ۱۳۹۲ آغاز شد و به صورت یک هفته در میان در حال برگزاری است. (برای مطالعه‌ی توضیحات تکمیلی در مورد دوره به این مطلب مراجعه کنید). تاکنون بیش از ۴ واحد، یعنی ۳۲ جلسه از این دوره سپری شده است. بعد از گذشت بیش از یک‌سال از این دوره، وب‌سایت کدآمایی قصد دارد تا این دوره را به صورت عمومی منتشر کند و از این پس به صورت تدریجی جلسات آن‌را در دسترس مخاطبان قرار دهد.

جلسه‌ی اول

بیست و سوم مرداد نود و دو

عملیات فریب

محورهای اصلی:

تبیین عملیات فریب و انواع آن

  • عملیات فریب تلاشی برای گمراه کردن نیروهای دشمن و ایجاد عدم اطمینان کاذب در حریف نسبت به موقعیت‌ها و بزن‌گاه‌های رزمی در جنگ است.
  • عملیات فریب با سه صلابت:‌

۱٫ سخت (حوزه نظامی)

۲٫ نیمه‌سخت (حوزه سیاسی، اقتصادی و …)

۳٫ نرم (فرهنگی، علمی، اطلاعاتی، روانی و …)

بررسی نمونه‌هایی از عملیات فریب

  • عملیات نرماندی علیه آلمان هیتلری مهم‌ترین عملیات فریب با صلابت سخت.
    • هدف فریب؛ منحرف کردن توجه آلمان از ساحل نرماندی به عنوان محل اصلی پیاده‌سازی نیروهای متفقین برای انجام عملیات خارج‌سازی فرانسه از تسلط آلمان.
    • خروج فرانسه از تسلط آلمان و فراهم آمدن زمینه‌ی سقوط آلمان هیتلری.
    • شرح تفصیلی این فریب در کتاب «حصاری از دروغ‌ها».
  • رقابت تسلیحاتی شوروی با آمریکا در جنگ سرد، نمونه‌ی شاخصی از عملیات فریب با صلابت نیمه‌سخت.
    • وارد شدن شوروری در یک رقابت تسلیحاتی، با فریب‌گری ایالات متحده.
    • بزرگ‌نمایی رسانه‌ای آمریکا از پیشرفت‌های تسلیحاتی خود باعث شد تا در‌حالی‌که آمریکا ۵ درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف امور نظامی می‌کرد، شوروی ۲۵ درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف رقابت تسلیحاتی کند.
    •  نتیجه این عملیات فریب، توجه بیش‌ازحد به مسائل نظامی و غفلت شوروی از اقتصاد بود.
    • این روند در نهایت زمینه‌ساز فروپاشی‌ شوروی شد.
  • پرونده‌ی هسته‌ای ایران، نمونه‌ی دیگری از عملیات فریب با صلابت نیمه‌سخت.
    • یکی از اهداف آمریکا از مطرح کردن و پررنگ ساختن مسئله هسته‌ای، غافل‌سازی ایران از پرداختن به مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی.
    •  مقام معظم رهبری اولین شخصی بودند که متوجه این موضوع شدند.
    • طرح شعارهای سال اقتصادی و نام‌گذاری یک دهه به نام دهه‌ی پیشرفت و عدالت برای توجه دادن به اهمیت اقتصاد بود.

عملیات فریب در حوزه‌ی نرم

  • نبرد ایدئولوژیک بین بلوک غرب و بلوک شرق باعث تشکیل نهادهایی شد فراتر از یک اندیشکده عمل می‌کنند و هرکدام از آنان چندین اندیشکده را در حمایت خود دارند.
  • آن‌ها درواقع «بنیاد» هستند. بنیادهایی مثل راکفلر، کارنِگی، فورد و… .
  • این بنیادها در جریان یک فریب نرم نهادهای علمی را به‌خصوص در حوزه‌ی علوم انسانی و اجتماعی به سمت تولید مطالبی جهت دادند که ایدئولوژی لیبرالیسم را بر کمونیسم پیروز کند.
  • بنیادها زمینه‌ای را در دانشگاه‌های جهان به وجود آوردند که در آن‌ها علومی تدریس و نخبگانی تربیت شوند که به بسط نفوذ آمریکا کمک کنند.
  • شرح این فریب نرم به تفصیل در کتاب «نقش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا» که با عنوان «کنترل فرهنگ» در ایران ترجمه شده، آمده است.

الگوی توسعه‌ی لیبرال

  • این الگو در حجم وسیع برای کل جهان تحت عنوان الگوی توسعه اجرا شد. این الگو در کتاب معروف روستو تحت عنوان «مراحل رشد اقتصادی، بیانیه غیر کمونیستی» که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد، معرفی شد.
  • این کتاب به یکی از جنبه‌های مهم این مدل یعنی نقش «کادرهای رهبری در کشورهای جدید» تأکید می‌کند.
  • نظریه‌پردازان توسعه و سیاست‌گذاران ایالات‌متحده به دنبال قابلیت‌هایی در رهبران جدید بودند تا جوامع روستایی خود را به جوامع مصرفی تبدیل کنند یعنی تبدیل جوامع خودکفا به جوامع مصرفی.
  • کِنِت تامسون نایب‌رئیس بنیاد راکفلر در این کتاب می‌گوید:

«این توافق عمومی در میان گردانندگان بنیادها وجود داشت که شکل‌گیری کشورها در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین به نهادهای بومی برای تربیت رهبرانی که الآن موجود نیستند، نیاز دارد».

دکترین وابستگی در حوزه‌ی اقتصاد

  • چیستی وابستگی: سیر مدیریت کدآمایی و تئوری‌های استقلال به‌سوی اکانامی و تئوری‌های وابستگی.
  • چرایی وابستگی: تبدیل جوامع خودکفا به جوامع مصرفی.
  • چگونگی وابستگی:

۱٫ تبدیل نیروی انسانی بومی به نوگرا و مدرنیست.

۲٫ تبدیل محتوای بومی به محتوای غربی.

۳٫ ایجاد نهادهایی برای تربیت رهبرانی که موجود نیستند؛ که این رویه با روش‌هایی مثل جذب دانشجو و صدور استاد صورت می‌گیرد.

کرسی‌های آزاداندیشی راه‌کار مقابله با فریب نرم

  • نهاد‌های آموزش در اقتصاد به‌مثابه یک «اسب تروآ» در یک عملیات فریب نرم، مدیرانی را تربیت می‌کنند که زمینه تثبیت نهادهای اکانامی در معیشت را ایجاد می‌کنند.
  • کرسی‌های نظریه‌پردازی و آزاداندیشی می‌توانند زمینه را برای از بین بردن حاکمیت نهادهای غربی و مقابله با این عملیات فریب آماده کنند.

دریافت:

۱٫ صوت جلسه با کیفیت متوسط (لینک مستقیم، کمکی) و پایین (لینک مستقیم، کمکی).

۲٫ تصاویر و نمودارها (لینک مستقیم، کمکی).

۳٫ نسخه‌ی چاپی محوریابی (لینک مستقیم، کمکی).

نمودارها و تصاویر جلسه:

۲۳ـ زمین ۱۴۹۴

هوالحکیم

کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی –  طرح‌ریزی استراتژیک کلبه کرامت

مجموعه جلسات شورش علیه طمع

عنوان جلسه: زمین ۱۴۹۴

 

دریافت ویدئو جلسه

 

موضوع تدریس:

در این جلسه به مبحث فروپاشی اقتصاد آمریکا پرداخته شده است و ضمن بررسی جنبه‌های مختلف فروپاشی تمدنی ایالات متحده از جمله تخریب محیط زیست که توسط نظام سرمایه‌داری صورت می‌گیرد به مبانی حکمی و قرآنی در رابطه با تولید و مصرف نیز پرداخته شده است. محورهای جلسه: ۱٫ از ویژگی‌های یک استراتژیست دارا بودن سه مولفه‌ی «کلان‌نگری»، «آینده‌نگری» و «همه‌جانبه‌نگری» است. ۲٫ در اقتصاد گپ فزآینده‌ای میان جمعیت و مصرف با منابع موجود به وجود آمده است که این روند در حال افزایش است. ۳٫ علم اکانامی به معنی تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود است اما پرسش مطرح شده آن است که چرا نظام سرمایه‌داری به دنبال هدررفت منابع است؟ ۴٫ تمدن‌های گذشته به علت شیوع گناه دچار عذاب الهی شدند درحالی تمدن امروز غرب مجوعه‌ای از گناهان پیشینیان را یک‌جا دارد. ۵٫ در اقتصاد برکت‌مبنا محدودیت و کمبود منابع موضوعیت ندارد چراکه با انفاق، زکات و صدقه مواردی همچون اسراف، تبذیر، حرص و طمع ریشه‌کن خواهد شد. ۶٫ در آینده‌شناسی آنچه‌که پیش روی ماست به سمت ما می‌آید و ما به سمت آن می‌رویم. در آینده‌شناسی ما مالک آینده نیستیم. ۷٫ در عاقبت‌شناسی آنچه‌که پشت سر ماست و در گذشته از خود به جای گذاشتیم به دنبال ما می‌آید. در عاقبت‌شناسی ما مالک آینده هستیم.    مستند تدریس شده: زمین ۲۱۰۰ – Earth 2100 مستند زمین ۲۱۰۰ در رابطه‌ با ویرانی کره‌ی زمین بر اثر تخریب بیش از حد محیط زیست است. این مستند به شکل یک انیمیشن با شخصیت خیالی به نام «لوسی» ساخته شده است. داستان زندگی لوسی در واقع روایت وقایعی است که در آینده قرار است در جهان رخ بدهد. لوسی زندگی خودش را از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۱۰۰ روایت می‌کند و اتفاقاتی که در جهان بر اثر تخریب محیط زیست به دست بشر رخ داده را شرح می‌دهد. این مستند به دنبال القای پیامی برای مردم آمریکا است که در صورت عدم تغییر سبک زندگی خود با چنین فجایعی که در فیلم نشان داده شده است روبرو خواهند شد. محورهای مستند: ۱٫ استفاده بیش از حد مردم آمریکا از منابع انرژی تجدید ناپذیر ۲٫ تخریب جنگل‌ها و منابع و اکوسیستم طبیعی ۳٫ افزایش قسمت سوخت در آمریکا و بالا رفتن مصرف انرزی و استفاده مجدد از سوخت‌های فسیلی ۴٫ تغییر ذاعقه‌ی غذایی بشر و کاهش میزان محصولات غذایی و دامی ۵٫ مواجهه آمریکا با بحران بی آبی و خشک‌سالی ۶٫ فروپاشی تمدن آمریکا بر اثر مشکلات زیست محیطی ۷٫ شیوع بیماری‌های واگیردار بر اثر کمبود بهداشت در سراسر آمریکا   دانلود PDF پلت‌های جلسه ۴۷۴ کلبه کرامت:  

 

سختی کار یا لذت فراغت! بخش اول

یکی از نگرانی‌هایی که همواره هنگام خرید یک کالا مخصوصاً کالاهای دست‌دوم وجود دارد این است که اطلاعاتی را که خریدار درباره‌ی کالای مورد معامله دارد از اطلاعات فرد فروشنده کمتر است، و این مسئله می‌تواند احتمال ضرر مالی را برای او افزایش دهد به‌طوری‌که حتی کالایی را که خریداری می‌کند، از چیزی که انتظار آن را داشت کاملاً متفاوت باشد. به همین علت همواره گروه‌هایی که در تاریکی اطلاعاتی به سر می‌برند (کارفرمایان و یا خریداران) مایل هستند اطلاعات بیشتری را کسب کنند.001-bahrevari-01

«عدم آگاهی نسبت کلیه‌ی جوانبِ کالای مورد معامله منجر به ضرر مالی خریدار می‌گردد.»

بر مبنای تئوری‌های الگوی معیشتی اکانومی اگر در یک معامله یکی از طرفین اطلاعات بهتر و یا بیشتری را نسبت به طرف مقابل داشته باشد و در دستیابی به اطلاعات موردنیاز، دو طرف معامله از شرایط یکسان برخوردار نباشند، این حالت را عدم تقارن اطلاعات و یا اطلاعات نامتقارن[۱] می‌گویند. که درواقع این امر نوعی از شکست بازار به بدترین وجه ممکن محسوب می‌شود.

اطلاعات نامتقارن که در سال‌های اخیر از موضوعات شایع و متداول است، در سال ۲۰۰۱ توسط سه اقتصاددان به نام‌های جوزف استیگلیتز[۲]، مایکل اسپنس[۳] و جرج آکِرلُف[۴] مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت و درنهایت منجر به اخذ جایزه نوبل اقتصادی توسط این سه نفر شد. این موضوع با فرض اساسی اقتصاد نئوکلاسیک که بر مبنای اطلاعات درست و شفاف است، در تضاد جدی قرار دارد و بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، مشخص شد که یکی از دلایل مهم شکل‌گیری حباب قیمتی در بازار سهام آمریکا، حساب‌سازی‌های نادرست توسط مدیران شرکت‌ها و موسسه‌های مالی و سرمایه‌گذاری و تأیید نادقیق گزارش صورت‌های مالی و تراز سود و زیان توسط حساب‌رسان بوده است.

Nobelova cena - ekonomie - George A. AKERLOF, Michael SPENCE, Joseph E. STIGLITZ«از راست: جوزف استیگلیتز، مایکل اسپنس و جرج آکرلف»

عاملِ بحران سازی به نام اطلاعات نامتقارن را می‌توان در دو حالت اقدامات پنهان[۵] و ویژگی‌های پنهان[۶] که از نمونه‌های اطلاعات نامتقارن محسوب می‌شوند موردبررسی قرار داد، و ارتباط عجیب آن‌را با مسائلی بنیادی‌تر نظیر «کار» و «بهره‌وری» متوجه شد.

اقدامات پنهان

خطر صداقت[۷] یا کژمَنِشی واژه‌ای است که اولین بار در قرن ۱۷ میلادی مطرح شد و در اواخر قرن ۱۹ به‌طور گسترده‌ای در مؤسسات بیمه‌ی انگلستان مورد استفاده قرار گرفت و بر کلاه‌برداری و رفتارهای غیراخلاقی فرد بیمه‌شده دلالت داشت. اکانومیست‌ها[۸] معتقدند که موضوع کژمنشی زمانی صورت مشکل به خود می‌گیرد که شخصی به نام کارگر یا عامل، نماینده‌ی انجام کاری از طرف شخص دیگری به نام کارفرما می‌شود. اگر کارفرما نظارت کامل بر رفتار نماینده‌ی خود نداشته باشد، نماینده تمایل پیدا می‌کند تا مسئولیت و تعهد خود را در سطحی کمتر از آنچه موردنظر کارفرماست انجام دهد و این امر منجر به کاهش بهره‌وری نیروی انسانی[۹] خواهد شد. مخاطرات اخلاقی که به دنبال بحران بزرگ مالی سال ۲۰۰۸ بیش از پیش مورد تأکید قرار گرفته است، عاملی است که به‌ زعم اقتصاددانان نئوکینزی[۱۰] بر اثر عدم تقارن اطلاعاتی رخ می‌دهد و موجب شکست بازار و ایجاد بحران‌های بزرگ مالی می‌شود.

مخاطرات اخلاقی«کژمنشی یعنی اینکه اگر کارفرما نظارت کامل بر رفتار نماینده‌ی خود نداشته باشد، نماینده تمایل پیدا می‌کند تا مسئولیت و تعهد خود را در سطحی کمتر از آنچه موردنظر کارفرماست انجام دهد»

نمونه‌های بسیاری در تأیید کژمنشی در حوزه‌های مختلفی از قبیل بیمه، شرکت‌های سهامی و یا حتی در حوزه‌ی خدمات می‌توان ذکر کرد. به‌عنوان مثال شرکت بیمه‌گر نمی‌تواند مشاهده کند که  فرد بیمه‌شده چقدر در مقابل دزدی، آتش‌سوزی و… احتیاط می‌کند؛ درحالی‌که میزان احتیاط او بر روی سود بیمه‌گر تأثیر دارد. و یا اینکه کیفیت خدمتی را که یک تعمیرکار خودرو به شما ارائه می‌دهد و در ازای آن از شما مزد دریافت می‌کند برای شما روشن نیست حتی در مورد خدمتی که پزشکان به بیماران ارائه می‌دهند می‌توان گفت که عدم تقارن اطلاعات فنی میان پزشک و بیمار موجب می‌شود که پزشک از جهل اطلاعاتی بیمار سوءاستفاده کند و برای مثال در مواردی که نیاز به جراحی سزارین یا جراحی‌های دیگر نیست، آن را تجویز و از این طریق درآمد خود را به بهای عوارض جسمانی بیمار حداکثر کند.

006-bahrevari-01«گریگوری منکیو استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد معتقد است با اعمال روش‌های تطمیعی، تهدیدی و تشویقی می‌توان مشکل کژمنشی را تا حدی برطرف کرد.»

گریگوری منکیو[۱۱] در کتاب «کلیات علم اقتصاد[۱۲]» راه‌حل‌های تطمیعی، تهدیدی و تشویقی مختلفی را برای مقابله با این مشکل، به کارفرمایان ارائه می‌دهد تا کارگر، نماینده و موکل خود را به انجام بیشتر و بهتر مسئولیت وا‌دارد:

نظارت بهتر[۱۳] (تهدیدی)

والدین با نصب دوربین‌های مخفی در خانه‌های خود سعی می‌کنند رفتار پرستار فرزندان خود را ضبط و مورد بررسی قرار دهند که این کار با هدف پی بردن به رفتار غیرمسئولانه‌ی پرستاران انجام می‌دهند.

دستمزد بیش‌تر[۱۴] (تشویقی)

برخی کارفرمایان دستمزدی بالاتر از دستمزد تعادلی (پایه‌ی حقوق و یا مبلغی که از تعادل عرضه و تقاضا در بازار حاصل می‌شود)  به کارگران خود پرداخت می‌کنند. کارگری که دستمزدی بالاتر از دستمزد تعادلی دریافت می‌کند، احتمالاً انگیزه‌ی کمتری برای کم‌کاری دارد.

پرداخت‌های تأخیری[۱۵] (تطمیعی)

بنگاه‌ها می‌توانند پاداش و مزایای کارکنان خود را با تأخیر پرداخت کنند مثلاً پرداخت بن‌های غیرنقدی در پایان سال و یا پرداخت بخشی از مزایا و پاداش آنان در سال‌های بعد.»[۱۶]

ویژگی‌های پنهان

انتخاب زیان‌بار یا کژگزینی[۱۷] یکی دیگر از نمونه‌های وجود اطلاعات نامتقارن است که عمدتاً در بازارهایی به کار می‌رود که فروشنده نسبت به خریدار، در مورد کالای فروخته شده، اطلاعات بیشتری داشته باشد که به اعتقاد اکانومیست‌ها همیشه خریدار را با خطر کیفیت پایین کالای خریداری شده مواجه می‌کند. شاخص‌ترین مثال این بخش خرید خودروی دست‌دوم است. فروشنده از عیوب خودرو خود اطلاع کافی دارد درحالی‌که خریدار از آن بی‌اطلاع است. همین امر موجب نگرانی خریداران از خرید خودروی دست‌دوم می‌شود. منکیو دراین‌باره می‌گوید:

«وقتی بازارها از کژگزینی صدمه می‌بینند، دست نامرئی لزوماً نمی‌تواند در این بازارها معجزه کند.»

امّا برای بررسی دقیق‌تر این موضوع که چرا الگوی معیشتی غرب در دام مشکلاتی نظیر اقدامات و ویژگی‌های پنهان گرفتار آمده و در جستجوی راه‌حل، تنها به ارائه روش‌هایی تکنیکی و بعضاً تاکتیکی بسنده می‌کند، لازم است قدری عمیق‌تر به موضوع نگریسته شود.

در ۱۵ فوریه ۱۷۴۸ میلادی در لندن نابغه‌ای! به نام جِرِمی بِنِتام[۱۸] متولد می‌شود. او در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه آکسفورد با درجه استادی فارغ‌التحصیل می‌شود و به عضویت کانون وکلای انگلیس درمی‌آید. امّا او تحقیق در علم و فلسفه‌ی حقوق را بر وکالت ترجیح داد و به نوشتن به پژوهش در زمینه‌ی حقوق پرداخت. وی در سال ۱۷۸۹ و دو سال پس از انتشار کتاب «دفاع از رباخواری[۱۹]»، مهم‌ترین اثر خود به نام «مقدمه‌ای بر اصول اخلاقیات و قانون‌گذاری[۲۰]» را منتشر کرد و در آن بحث اصالت سودجویی[۲۱] را مطرح و از آن دفاع کرد.

003-bahrevari-01«جرمی بنتام معتقد بود جستجوی لذت و گریز از درد، تنها غایت و هدف آدمی است.»

او اعتقاد داشت که از میان انتخاب‌های مختلفی که در هر مورد در برابر ما وجود دارد، باید آن امکان را برگزینیم که بیشترین لذّت و خوشی را برای بیشترین تعداد از افراد مهیا می‌سازد و هدف قانون‌گذار نیز باید این باشد، که حداکثر خوشی و آسایش را برای حداکثر افراد تأمین نماید.

وی همچنین معتقد بود که جستجوی لذّت و گریز از درد، تنها غایت و هدف آدمی است حتی در لحظه‌ای که انسان بزرگ‌ترین لذت را از خود دریغ می‌کند و یا دردهای سنگینی را بر خود هموار می‌کند نیز به دنبال لذّتی دیگر است. بدین ترتیب او ایثار کردن و گذشت را، اگرچه در آن از برخی لذت‌ها صرف‌نظر می‌شود، در مسیر کسب لذّتی دیگر می‌دانست.

007-bahrevari-01«بنتام موضوع اصالت سودجویی را در کتاب خود، تحت عنوان «مقدمه‌ای بر اصول اخلاقیات و قانون‌گذاری» منتشر کرد.»

اصالت بخشیدن به سود و منفعت منجر به ورود راحتی و رفاه‌طلبی در همه‌ی شئون زندگی شخصی و حتی حکومت‌داری شد و به سبب همین موضوع هر فردی در زندگی شخصی خود به دنبال رفاه و فراغت بیشتر بود و همواره از کار و فعالیت به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های درد و رنج دوری می‌کرد. در همین راستا اکانومیست‌ها نیز سعی کردند برای ارائه‌ی الگویی مبتنی بر این تفکر فلسفی آن را در قالب مفهومی با عنوان مبادله‌ی کار و استراحت[۲۲] تئوریزه کنند.

گریگوری منکیو در بخش دیگری از کتاب «کلیات علم اقتصاد»  به بررسی و تبیین این موضوع می‌پردازد:

«احتمالاً هیچ مبادله‌ای در زندگی هیچ شخصی به‌اندازه‌ی مبادله‌ی میان کار و استراحت روشن و بااهمیت نیست. هرچه بیشتر کار کنید زمان کمتری برای تماشای تلویزیون، صرف شام با دوستان و یا انجام فعالیت‌های موردعلاقه‌ی خود در اختیار خواهید داشت.

یکی از اصول ده‌گانه‌ی اقتصادی این است که هزینه‌ی به دست آوردن هر چیز برابر است با ارزش چیزهایی که از دست می‌دهیم(هزینه‌ی فرصت). شما برای اینکه یک ساعت استراحت کنید چه چیزهایی را از دست می‌دهید؟ احتمالاً یک ساعت کار کردن را، که بر اساس دستمزد یک ساعت کار قابل اندازه‌گیری است. (یعنی می‌توان هزینه‌ی یک ساعت استراحت را بر اساس پول سنجید و آن را کمی کرد) بنابراین اگر دستمزد یک ساعت کار ۱۵ دلار باشد، هزینه‌ی فرصت یک ساعت استراحت ۱۵ دلار خواهد بود و وقتی دستمزد یک ساعت کار ۲۰ دلار باشد، هزینه‌ی فرصت استراحت بیشتر می‌شود. ازآن‌جاکه زمان محدود است، ساعات بیشتر کار به معنای استراحت کمتر است.

فرض کنید دستمزد هر ساعت کار از ۱۵ دلار به ۲۰ دلار افزایش یابد در این حالت شما با انجام یک ساعت کار درآمد بیشتری را کسب کرده‌اید و نسبت به گذشته ثروتمندتر شده‌اید. با داشتن یک واحد ثروت اضافی شما استراحت بیشتر را انتخاب می‌کنید. به عبارت دیگر، در دستمزدهای بالاتر شما ساعات کار کمتر را انتخاب می‌کنید.»

همان‌گونه که منکیو بیان می‌کند، دستمزدهای بالا سبب می‌شود که شما ساعات کار کمتر را انتخاب کنید و یا به تعبیر بهتر، هراندازه ثروتمندتر شوید کمتر کار خواهید کرد. امّا غایت این نگاه کجاست؟ آیا انسان می‌تواند میزان ساعات کاری خود را (که عاملی منفی‌ پنداشته می‌شود) به‌قدری کم کند که از حداکثر فراغت (که عاملی مثبت پنداشته می‌شود) برخوردار گردد؟ مسلماً جواب منفی است چون همین انسان از یک سری نیاز‌ها و تمایلات برخوردار است که برای تأمین آن‌ها به میزان ثروت بیشتر و به‌تبع آن به ساعات کاری بیشتری نیازمند است. در این‌ دستگاه فکری راهی که برای هر فرد می‌ماند این است که بین فراغت بیشتر و یا کار برای مصرف بیشتر تعادل برقرار کند. بر اساس این نوع نگرش حتی در حالتی که انسان سختی انجام کار را متحمل می‌شود، باز هم به دنبال بهره‌مندی از راحتی و رفاهی است که به‌واسطه‌ی مصرف بیشتر برای او فراهم خواهد شد.

004-bahrevari-01«نقطه‌ی A جایی است که فرد میزان کار و استراحت خود را به تعادل رسانده است.[۲۳]»

این‌گونه نگاه به کار و استراحت، تنها به جوامع غربی نیز محدود نمی‌شود. کلیه‌ی جوامعی که برای اداره‌ و مدیریت خود از الگوی معیشت اکانومی ـ که ریشه در تفکرات افرادی نظیر جرمی بنتام دارد – بهره می‌برند، به کار، به‌عنوان یک عامل منفی و مذموم نگریسته و همواره به دنبال فرار از مشقّتِ انجام کار هستند و یا در انجام کار خود اهمال و سستی می‌کنند. به همین خاطر است که برای کنترل چنین فردی باید از ابزارها و سیستم‌های نظارتی و یا از روش‌های تطمیعی و تهدیدی و تشویقی بهره برد. در این‌گونه جوامع اگر این امکان وجود می‌داشت که انسان‌ها می‌توانستند بدون انجام کار به درآمد لازم برای تأمین نیازها و تمایلاتشان دست یابند، هرگز در مبادله‌ی بین کار و استراحت جانب کار را نمی‌گرفتند. بررسی آمارهای جهانی[۲۴] به‌روشنی مؤید این مطلب است که عمده‌ی کشورهای دنیا همواره به دنبال کاهش ساعات کاری در کشور خود بوده و این امر را به‌عنوان یکی از شاخص‌های زندگی بهتر[۲۵] معرفی می‌کنند.

005-bahrevari-01«کاهش ساعات کار در ۶۰ سال اخیر از مذموم بودن کار حکایت دارد.»

مذموم انگاشتن کار و نگریستن به آن به‌عنوان عامل از بین برنده‌ی استراحت سبب می‌شود که فرد در انجام کاری که مسئولیت آن را پذیرفته است اهتمام لازم را نورزد و همین امر منجر به کاهش بهره‌وری نیروی انسانی می‌گردد.

این در حالی است که الگوی معیشتی اسلام، نگاه کاملاً متفاوتی به مقوله‌ی کار و فراغت دارد. در این نوع نگاه خواب و فراغت زیاد هردو از پدیده‌های مذموم هستند[۲۶] و در مقابل کسی که برای کسب معیشت خانواده‌ی خود از راه حلال تلاش و کوشش کند اجری برابر مجاهد فی سبیل الله دارد[۲۷]. اسلام هدف از خلقت انسان را عبادت معرفی می‌کند[۲۸] و کسب روزی حلال را به‌عنوان بالاترین نوع عبادت می‌داند[۲۹]. پیامبران و امامان معصوم نیز عمدتاً سیره‌ی زندگی خود را بر همین اساس قرار داده‌ بودند. به‌ عنوان‌ مثال امیرالمؤمنین علی(ع) در شدّت گرما نیز، کاری را که می‌توانست به دیگران واگذار کند خود انجام می‌داد؛ تنها با این هدف که خداوند شاهد تلاش حضرت در راه کسب روزی حلال برای خانواده خود باشد[۳۰].

از آن‌جایی‌که الگوی معیشتی اسلام معاش معطوف به معاد را دنبال می‌کند لذا فرد مؤمن نه‌تنها رفاه و راحت‌طلبی را در دنیا جستجو نکرده بلکه برای ایجاد راحتی در زندگی پس از مرگ که درواقع رسیدن به مقام رضای الهی است سعی و جهد می‌کند. رفاه و راحتی نه‌تنها در زندگی یک فرد مؤمن اصالت نداشته بلکه دوست داشتن راحتی هم در نگاه او مذموم است. به‌طوری‌که بر اساس آموزه‌های دینی ‌علاقه‌ی به زندگی راحت به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین پایه‌های گناهان مطرح می‌شود[۳۱].

علاوه بر این الگوی معیشتی اسلام، برای حل مسئله‌ی پنهان‌ کردن ویژگی‌های پنهان، فروشنده را از پنهان کردن عیب کالا و خدمت خود در هنگام معامله و ارائه به خریدار نهی می‌کند حتی به خریدار و فروشنده این اجازه را می‌دهد که در صورت آگاهی از موضوعی که در هنگام معامله از آن غفلت و یا به‌عمد پنهان شده بود، معامله را فسخ کنند.[۳۲] ، [۳۳] چراکه این امر یا موجبات افزایش قیمت خرید را برای خریدار فراهم خواهد کرد و یا باعث متضرر شدن فروشنده خواهد شد.

لذا در یک جامعه‌‌ی اسلامی برای مقابله با پدیده‌هایی همچون مخاطرات اخلاقی  به ابزارهای پیچیده‌ی نظارتی نیازی نیست چراکه در چنین جامعه‌ای، فرد مؤمن همواره خداوند را ناظر بر اعمال و کار‌های خویش می‌داند و حتی بدون نظارت کامل کارفرما نیز برای انجام کاری که مسئولیت آن را پذیرفته از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نخواهد کرد.

حال یک سوال کلیدی مطرح می‌شود: چرا علی‌رغم اینکه الگوی معیشتی اسلام تعریف متفاوتی از کار و استراحت ارائه می‌دهد و نگرش بدیعی نسبت به این دو مقوله دارد و براساس تحلیل صورت گرفته باید از بهره‌وری بالاتری در نیروی انسانی برخوردار باشد، اما امروزه بر اساس آمارهای ارائه شده، کشور‌های اسلامی از جمله ایران، از بهره‌وری کمتری نسبت به کشورهای موسوم به توسعه یافته برخوردار هستند؟

این موضوعی است که در بخش بعدی این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد…

 


[۱]. Information asymmetry

[۲]. Joseph Stiglitz  

[۳]. Michael Spence

[۴]. George Akerlof

[۵]. Hidden Actions  

[۶]. Hidden Characteristics 

[۷]. moral hazard

[۸]. Economist (اصطلاحی که به غلط اقتصاددان ترجمه می‌شود)

[۹]. Labor Productivity

[۱۰]. Neo-Keynesian economists

[۱۱]. Nicholas Gregory Mankiw – http://en.wikipedia.org/wiki/Greg_Mankiw

گریگوری منکیو استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد است و تحصیلات خود را در دانشگاه‌های پرینستون و ام‌آی‌تی به پایان رسانده است. او سرپرستی طرح‌های اقتصادی در دانشگاه‌های کمبریج و ماساچوست و مشاوره‌ی بانک مرکزی آمریکا و دفتر بودجه‌ی مجلس آمریکا را در کارنامه‌ی خود دارد. او همچنین مقاله‌نویس مجله‌ی فرچون است. او از نظر اقتصادی یک نئوکینزین محسوب می‌شود. (لازم به ذکر است مکتب اقتصادی نئوکینزی‌ها یکی از شاخص‌ترین مکاتب اقتصادی اخیر است که در بسیاری از کشورهای دنیا، ازجمله ایران الگوی اقتصادی حاکم محسوب می‌شود)

[۱۲]. Principles of Economics (6th ed.) (2011) – N. Gregory Mankiw. Cengage Learning. ISBN 978-0-538-45305-9

[۱۳]. Better monitoring

[۱۴]. High wages

[۱۵]. Delayed payment

[۱۶]. Principles of Economics (6th ed.) (2011) – N. Gregory Mankiw. Cengage Learning. ISBN 978-0-538-45305-9- p 468 – 469

[۱۷]. Adverse selection, anti-selection or negative selection

[۱۸]. Jeremy Bentham

[۱۹]. Defence of Usury (1787) – Jeremy Bentham

[۲۰]. Introduction to Principles of Morals and Legislation

[۲۱]. Utilitarianism

[۲۲]. The Trade-off between Work and Leisure

[۲۴]. ۲۰۰۷ International Labour Organization – Working Time Around the World – Trends in working hours, laws and policies in a global comparative perspective – Sangheon Lee, Deirdre McCann and Jon C. Messenger.

[۲۵]. Better life index

[۲۶]. «عن ابی عبد الله (ع) قال: انّ الله عزّ و جلّ یبغض کثره النّوم و کثره الفراغ»؛ (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص: ۸۴) امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزّ و جلّ از زیاد خوابیدن و فراغت زیاد کراهت دارد.

[۲۷]. «قَالَ ع‏ الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ مِنْ حَلَالٍ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ.» (من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص: ۱۶۸) رسول اکرم (ص) فرمود: کسى که براى اهل خانواده‌ی خویش کوشش می‌‏کند و از راه حلال معیشت آنان را ترتیب می‌دهد اجرش مطابق مجاهد فی سبیل اللَّه است.

[۲۸]. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏»؛ (سوره‌ی ذاریات آیه‌ی ۵۶)  و من جن و انس را نیافریدم مگر براى اینکه عبادتم کنند.

[۲۹]. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ الْعِبَادَهُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال»؛ (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۵، ص: ۷۸) پیامبر اکرم(ص) فرمود: عبادت هفتاد جزء دارد، که برترین آن‏ها طلب [روزى‏] حلال است.

[۳۰]. «وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یَخْرُجُ فِی الْهَاجِرَهِ فِی الْحَاجَهِ قَدْ کُفِیَهَا یُرِیدُ أَنْ یَرَاهُ اللَّهُ تَعَالَى یُتْعِبُ نَفْسَهُ فِی طَلَبِ الْحَلَالِ»؛ (من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏۳ ؛ ص۱۶۳)؛ و امیر المؤمنین علیه السّلام در شدّت گرما بدنبال حاجتى بیرون می‌‏شد که دیگران می‌‏توانستند انجام دهند، امّا مقصودش از اینکه خود اقدام کند و به دیگرى وانگذارد این بود که خداوند شاهدش باشد که براى روزى حلال خود را به‌زحمت انداخته کار می‌کند.

[۳۱] . دوستى زنان، دوستى دنیا، دوستى ریاست، دوستى راحتى (و راحت‏‌طلبى)، دوستى سخنورى و گفتار، دوستى برترى بر دیگران، دوستى ثروت، و این‌ها هفت خصلت است که همه‌ی آن‌ها در دوستى دنیا گردآمده، و پیمبران و دانشمندان پس از شناختن آن گفته‏‌اند دوستى دنیا سر هر گناهى است.

[۳۲] . منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعه) ؛ ج‏۲۳ ؛ ص۳۹۷

اسحاق بن عمار از امام صادق علیه‌السلام روایت می‌کند که فرمود: «فریب دادن کسى که [تعیین قیمت را] به انسان واگذارد حرام است.»

و یا درکتاب من لا یحضره الفقیه روایت می‌شود که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «فریب دادن اعتماد کننده به انسان، ناپسند و نکوهیده و فریب دادن مؤمن، حرام است.»

برای مطالعه بیشتر به مبحث خیارات غبن مراجعه شود.

[۳۳]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏): مَنْ بَاعَ وَ اشْتَرَى فَلْیَحْفَظْ خَمْسَ خِصَالٍ وَ إِلَّا فَلَا یَشْتَرِیَنَّ وَ لَا یَبِیعَنَّ الرِّبَا وَ الْحَلْفَ وَ کِتْمَانَ الْعُیُوبِ وَ الْمَدْحَ إِذَا بَاعَ وَ الذَّمَّ إِذَا اشْتَرَى (من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏۳ ؛ ص۱۹۴) رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس خرید و فروش می‌‏کند باید پنج امر را در نظر بگیرد و مواظب باشد تا به وبال آن مبتلا نگردد و إلّا نه بخرد و نه بفروشد، ربا، سوگند، پنهان نمودن عیب متاع، مدح متاع هنگام فروش، و پست کردن آن هنگام خرید.