برچسب: جنگ با خدا

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم

علم مبارزه علمی‌ست که انسان‌ها سعی می‌کنند از طریق آن جامعه‌شان را نجات دهند.مسأله‌ی امروز بشر در این است که علم مبارزه را از کف داده است. هشت میلیارد بشر بر روی کره‌ی زمین اسیر زندگی منحطی‌ست که سبک زندگی آمریکایی برایش رقم زده است. اساس زندگی لیبرالیستی، اقتصاد است و اساس اقتصاد کپیتالیستی، تبیین مسأله‌ی پول است. در تاریخ زندگی بشر هیچگاه نقش پول به قدر یک‌صد سال اخیر برجسته نبوده است؛ بشر امروز پول را می‌پرستد. اقتصاد کپیتالیستی، خدایی دارد به‌نام «بازار» و دو دست نامرئی برای این خدا؛ اقتصاد بازار به اعتقاد آدام اسمیت، دو دست نامرئی دارد که تعادل بین عرضه و تقاضا را ایجاد می‌کند؛ این دو دست نامرئی، زمینه‌ی چپاول در مالکیت درجه یک را برای همگان فراهم می‌کند تا هرکس پول بیشتری به او برسد، بیشتر به غارت دیگران بپردازد. در فرهنگ جامعه‌ی خودمان نیز هرجا بیشتر از اسلام فاصله گرفته و به تفکر منحط لیبرالی نزدیک شدیم، سوداگری، شکاف طبقاتی و برخورداری‌های مفرط برخی بیشتر شد.

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم علم منحطی‌ست که بر مبنای «اصالت فایده» به برخورداری بی حساب و کتاب دامن می‌زند. مطابق قاعده‌ی «لاضرر و لاضرار» سود و منفعت در اسلام نیز مورد تأیید است، اما مبتنی بر آن‌که ذیل دو مفهوم فلاح و خسارت دیده شود؛ که: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْر.» سود و زیان، دنیوی‌ست در حالی‌که فلاح و خسارت اغلب به آخرت انسان بازمی‌گردد. نگاه بیشتر افراد در جامعه‌ی ما به منفعت و ضرر است؛ غافل از آنکه بسیاری از فایده‌هایی که می‌برد، در رشوه‌خواری، فیش‌های نجومی، رابطه‌بازی و زد و بندها و… خسارت بار هستند. 

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم، چیزی نیست جز دنیاگرایی، اصالت لذت، اصالت منفعت، ایندویژوالیسم، با بهره‌گیری بی حساب و کتاب از پول. بنابر بیان حیرت‌انگیز امام خامنه‌ای در دیدار با فرماندهان سپاه، که بشر امروز یک قُل و زنجیر بیشتر ندارد و آن اقتصاد دلار مبنا است. 

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم برای مقابله با دیگران، مقابله با پول آن‌هاست. دلار آمریکا مبنای اقتصاد جهان است و سال گذشته توانست در یک جنگ ارزی ۴۵ روزه با کشور چین، ۴۰ درصد از اقتصاد این کشور را نابود کند. جیمز ریکارد نویسنده‌ی کتاب مشهور «جنگ ارزی» سال ۹۲ در اندیشکده‌ی کارنگی برای مسئولین آمریکایی و اندیشمندان آن شرح می‌دهد که در سال ۹۰ یک جنگ ارزی را علیه ایران آغاز کردند که ظرف ۲۴ ساعت توانستند ۴۰ درصد ارزش ریال را نابود کنند؛ این بدان‌معناست که تمام دارایی‌های حکومت، دولت، مردم  و هرآنچه که می‌ارزد در طی یک روز به ۶۰ درصد کاهش پیدا کرد. اگر تا دیروز یک میلیون تومان شما همان مقدار می‌ارزید، روز بعد، به ارزش ۶۰۰ هزار تومان کاهش پیدا کرد. این سیستمِ به محاق بردن قدرت یک ملت در قرآن به «جنگ با خدا» نام‌گذاری شده است.

همواره تاریخ مشحون آن بوده که بشر می‌خواست کیمیاگری کرده و مس را به طلا مبدل کند. بشر امروز این آرزو را برآورده کرده که دیگر نه مس، بلکه کاغذی بی‌ارزش را به طلا تبدیل کرده است! امام خمینی(ره) به عنوان یک فقیه و عالم دین فرمود: «پول نباید کار کند.» معنای این حکم چیست؟

اگر در اندازه‌ی یک قند کوچک، فلز طلا داشته و از آن سکه ضرب کنیم، این سکه، پول و ذخیره‌ی ارزش محسوب می‌گردد؛ به این دلیل که اگر له و شکسته شود، بازهم می‌ارزد. تا زمانی‌که ماهیت آن سکه و پول است، امکان خرید و فروش ندارد. اگر این قطعه طلا را ذوب کرده و یک انگشتری بسازیم، حال دیگر تبدیل به کالا شده و خرید و فروش آن امکان‌پذیر می‌شود.

پول، واحد اندازه‌گیری‌ کالا است. نباید به عنوان یک کالا، خودش خرید و فروش بشود. همچنین پول باید چون طلا ذخیره‌ی ارزش نیز باشد. پول امروز چگونه است؟ کاغذی‌ست که مقرر شده بود تا رسیدی برای طلاهای موجود در گاوصندوق خزانه‌ی هر کشور باشد یعنی به ازای آن، طلا موجود باشد. بعد از پیمان برتون وودز مقرر شد تا سیستم پایه‌ی طلا منحل شود و از آن پس دیگر دلار آمریکا، بدون پشتوانه است. سپس دیگر کشورها نیز در پی آمریکا همین‌گونه عمل کردند؛ امروز تمام پول‌های جهان بدون پشتوانه است و از همین‌رو اقتصاد جهان ۶۰ تریلیون دلار بدهی دارد که یک سوم آن از جانب آمریکا است.

 اگر اسکناس امروزی که هیچ طلایی در پشتوانه‌ی خود ندارد، له شده، خیس و پاره شود یا آتش بگیرد، بازهم ارزش دارد؟ تصور بشر در این است که با چاپ پول بدون پشتوانه (ربای جهانی) ثروت خود را زیاد می‌کند اما خدا در قرآن خود فرموده که ربا را به محاق می‌برد. بدهی سرسام آور امروز جهان، معنای همین نکته است. پروفسور کورتن در کتاب «سرمایه‌داری فردا» می‌نویسد: «خلق پول، خلق ثروت نیست؛ خلق بدهی‌ست.» و این بدهی سرانجام به فروپاشی می‌انجامد.

وقتی به اقتصادی که دلار مبناست تن در داده و آقایی و سروری‌اش را پذیرفتیم، پس دشمن می‌تواند طی ۲۴ ساعت ۴۰ درصد ارزش پول ما را نابود سازد. علم مبارزه‌ی لیبرالیسم، این‌گونه است. اگر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام مأمور شد تا تبعیت از قواعد کفار نکند، این حکم خدا در سطح زندگی ما به نحو اولی مؤثر است. امروز شکستن هیمنه‌ی اقتصاد دلار مبنای جهان، مبتنی بر قواعدی که اجازه‌ی چاپ پولِ بدون پشتوانه را به آن‌ها می‌دهد و با دلارشان که مبنای اقتصاد جهان است، هر زمان بخواهند ملتی را به نابودی می‌کشانند، مسئولیت  هر مجاهد کبیر و انقلابی است. چراکه جنگ جدید دیگر همچون گذشته جنگ توپ و تانک نیست، بلکه جنگ پول‌ها است؛ یعنی علم مبارزه‌ی لیبرالیسم.

 

استاد حسن عباسی

۱۳۹۵/۸/۷

از بیکن تا بنتام؛ از آدام اسمیت تا کینز: تئوریسین‌های ربا را بشناسید

مسیر معیشت بشر همواره خارج از دو پاردایم بیع-ربا نبوده است. به عبارت توحیدی‌تر بیع مسیر و ربا بی‌راهه محسوب می‌شود. اما در طول اعصار گذشته شاهد الگوهای معیشت بومی هر منطقه و تمدنی بوده‌ایم که این الگوها بنا به فراخور اقتضائات زمان دستخوش تغییراتی شده و به سمت بیع یا ربا حرکت کرده‌اند. اکانامی به عنوان الگوی معیشت غرب در طی قرون گذشته همواره به سمت ربا نیل کرده و تئوری‌پردازان اصلی آن تلاش داشتند تا با اتخاذ روی‌کردهای فلسفی زود بازده‌ای اقتصاد را در مدت کوتاهی به رشد و شکوفایی برسانند. غافل از آنکه بازاری که رشد حبابی و غیرواقعی را تجربه کند به همان سرعتی که رشد کرد، از بین خواهد رفت.

فرانسیس بیکن (به انگلیسی: Francis Bacon) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ – مرگ ۹ آوریل ۱۶۲۶) فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی می‌دانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی می‌شمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشه‌های او نسبت می‌دهند.[۱]

کتاب «از ربا[۲]» نوشته وی را می‌توان یکی از اولین متون مهم در دفاع از ربا و فواید آن به حساب آورد. این کتاب ۱۲ صفحه‌ای فارغ از متن کوتاهش با توجه به تطهیر ربا و ذکر ‹لزوم› استفاده از ربا برای شکوفایی اقتصاد، را باید یکی از اولین متون تئوری‌پردازی شده در میانه قرون وسطی به حساب آورد.

این نوع نگرش به ربا که آن را به عنوان مولفه اصلی پیش‌برد سریع و پرسود اقتصاد معرفی می‌کند، به عنوان سنگ‌بنای اصلی تئوری‌پردازی‌ها در اندیشه تئوریسین‌های بعدی نیز باقی می‌ماند. جرمی بنتام به‌عنوان پدر لیبرالیسم یکی از این افراد است.

جرمی بنتام (به انگلیسی: Jeremy Bentham) (۱۷۴۸–۱۸۳۲) فیلسوف، حقوقدان و اصلاح طلب اجتماعی انگلیسی بود. او به عنوان بنیانگذار سودمندگرایی مدرن شناخته می‌شود. بنتام و طرفدارانش تغییرات روشنفکرانه‌ای را در باب قوانین رفتار با حیوانات، دارایی‌ها، مالیات، همجنس‌گرایی، فقر، حق رای و بسیاری قوانین دیگر پیشنهاد کردند.

بنتام همجنس‌گرا در بنیان فلسفی سودگرایی خود همه چیز را با متغیر سود مادی تعریف و نگاهی ساده‌انگارانه به مسیر بلندمدت یک جامعه دارد. از همین روست که اینگونه استدلال می‌کند ربا برای اقتصاد ضروریست، زیرا سود بسیاری را با خود به همراه می‌آورد. او با تحریر کتاب «دفاع از ربا[۳]» بنیان فلسفی کاملی را می‌چیند که در سده‌های آتی تمامی نحله‌های اقتصادی لیبرالیسم خود را وامدار آن می‌دانند. همچنین باید دانست که این کتاب مجموعه نامه‌های او به ‹آدام اسمیت› پدر اقتصاد نو بوده است.

با پایه‌گذاری لیبرالیسم توسط بنتام همجنس‌باز و متفکرین بعد از او، تئوریسین‌های اقتصاد لیبرالی با وام‌گیری اصول اولیه لیبرالیسم یعنی همان منفعت‌گرایی به نظریه‌پردازی در حوزه اقتصاد پرداختند. جان مینارد کینز که یکی از اصلی‌ترین تئوریسین‌های اقتصاد محسوب می‌شود با تجربه تلخ ربا در قرون گذشته، در مقاله‌ای در سال ۱۹۳۰ اینگونه استدلال می‌کند که:

من خودمان را آزاد می‌بینم؛ آزاد برای بازگشتن از آن اصول قطعی و مطمئن دینی و سنتی که در آن «طمع داشتن گناه است»، «تحمیل کردن ربا برخلاف قانون الهی است» و اینکه «پول‌دوستی نفرت‌انگیز است»؛

آن‌هایی در مسیر فضیلت و حکمت مقدس گام برمی‌دارند، کمترین توجه را به آینده دارند. ما باید بار دیگر هدف‌ها را بالاتر از وسیله قرار دهیم و خوب (سود) را فراتر از مفید (سعادت). ما باید قدردان کسانی باشیم که قادرند به ما بیاموزند که چگونه ساعات و روزها را شرافتمندانه بگذرانیم، افراد بانشاطی که می‌توانند از چیزها لذت ببرند.

 اما آگاه باشید که چنین دوره‌ای هنوز فرا نرسیده است، حداقل برای صدسال دیگر ما باید (به خودمان و به دیگران) تظاهر کنیم که عدالت ناپاک است و ناپاکی همان عدالت است؛ چون بی‌عدالتی سودمند است ولی عدالت نه. « طمع و ربا باید برای مدت‌زمان بیشتری خدایان ما باشند.» چراکه فقط آنها می‌توانند ما را نیازمندی‌های تونل تاریک اقتصاد به روشنایی برسانند.

اکنون و در جهان امروز پس از افول کمونیسم و به تبع آن نحله‌های اقتصادی آن تنها الگوی اقتصادی موجود یکی از نحله‌های اقتصاد لیبرالی است. همان‌طور که مشاهده شد اصل اولیه لیبرالیسم برای اقتصاد ‹ربا› است و نظریه‌پردازی‌ها نیز حول همین مولفه شکل گرفته است. گرچه امروزه با عبور ازمباحث فلسفی اصیل در حوزه اقتصاد به نوآوری‌های تکنیکی در این حوزه توجه زیادی صورت گرفته است.

پی‌نوشت


 

[۱] مدخل بیکن- ویکی‌پدیا

[۲] Of Usury

[۳] Defence of Usury