برچسب: جنگ اقتصادی

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم

علم مبارزه علمی‌ست که انسان‌ها سعی می‌کنند از طریق آن جامعه‌شان را نجات دهند.مسأله‌ی امروز بشر در این است که علم مبارزه را از کف داده است. هشت میلیارد بشر بر روی کره‌ی زمین اسیر زندگی منحطی‌ست که سبک زندگی آمریکایی برایش رقم زده است. اساس زندگی لیبرالیستی، اقتصاد است و اساس اقتصاد کپیتالیستی، تبیین مسأله‌ی پول است. در تاریخ زندگی بشر هیچگاه نقش پول به قدر یک‌صد سال اخیر برجسته نبوده است؛ بشر امروز پول را می‌پرستد. اقتصاد کپیتالیستی، خدایی دارد به‌نام «بازار» و دو دست نامرئی برای این خدا؛ اقتصاد بازار به اعتقاد آدام اسمیت، دو دست نامرئی دارد که تعادل بین عرضه و تقاضا را ایجاد می‌کند؛ این دو دست نامرئی، زمینه‌ی چپاول در مالکیت درجه یک را برای همگان فراهم می‌کند تا هرکس پول بیشتری به او برسد، بیشتر به غارت دیگران بپردازد. در فرهنگ جامعه‌ی خودمان نیز هرجا بیشتر از اسلام فاصله گرفته و به تفکر منحط لیبرالی نزدیک شدیم، سوداگری، شکاف طبقاتی و برخورداری‌های مفرط برخی بیشتر شد.

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم علم منحطی‌ست که بر مبنای «اصالت فایده» به برخورداری بی حساب و کتاب دامن می‌زند. مطابق قاعده‌ی «لاضرر و لاضرار» سود و منفعت در اسلام نیز مورد تأیید است، اما مبتنی بر آن‌که ذیل دو مفهوم فلاح و خسارت دیده شود؛ که: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْر.» سود و زیان، دنیوی‌ست در حالی‌که فلاح و خسارت اغلب به آخرت انسان بازمی‌گردد. نگاه بیشتر افراد در جامعه‌ی ما به منفعت و ضرر است؛ غافل از آنکه بسیاری از فایده‌هایی که می‌برد، در رشوه‌خواری، فیش‌های نجومی، رابطه‌بازی و زد و بندها و… خسارت بار هستند. 

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم، چیزی نیست جز دنیاگرایی، اصالت لذت، اصالت منفعت، ایندویژوالیسم، با بهره‌گیری بی حساب و کتاب از پول. بنابر بیان حیرت‌انگیز امام خامنه‌ای در دیدار با فرماندهان سپاه، که بشر امروز یک قُل و زنجیر بیشتر ندارد و آن اقتصاد دلار مبنا است. 

علم مبارزه‌ی لیبرالیسم برای مقابله با دیگران، مقابله با پول آن‌هاست. دلار آمریکا مبنای اقتصاد جهان است و سال گذشته توانست در یک جنگ ارزی ۴۵ روزه با کشور چین، ۴۰ درصد از اقتصاد این کشور را نابود کند. جیمز ریکارد نویسنده‌ی کتاب مشهور «جنگ ارزی» سال ۹۲ در اندیشکده‌ی کارنگی برای مسئولین آمریکایی و اندیشمندان آن شرح می‌دهد که در سال ۹۰ یک جنگ ارزی را علیه ایران آغاز کردند که ظرف ۲۴ ساعت توانستند ۴۰ درصد ارزش ریال را نابود کنند؛ این بدان‌معناست که تمام دارایی‌های حکومت، دولت، مردم  و هرآنچه که می‌ارزد در طی یک روز به ۶۰ درصد کاهش پیدا کرد. اگر تا دیروز یک میلیون تومان شما همان مقدار می‌ارزید، روز بعد، به ارزش ۶۰۰ هزار تومان کاهش پیدا کرد. این سیستمِ به محاق بردن قدرت یک ملت در قرآن به «جنگ با خدا» نام‌گذاری شده است.

همواره تاریخ مشحون آن بوده که بشر می‌خواست کیمیاگری کرده و مس را به طلا مبدل کند. بشر امروز این آرزو را برآورده کرده که دیگر نه مس، بلکه کاغذی بی‌ارزش را به طلا تبدیل کرده است! امام خمینی(ره) به عنوان یک فقیه و عالم دین فرمود: «پول نباید کار کند.» معنای این حکم چیست؟

اگر در اندازه‌ی یک قند کوچک، فلز طلا داشته و از آن سکه ضرب کنیم، این سکه، پول و ذخیره‌ی ارزش محسوب می‌گردد؛ به این دلیل که اگر له و شکسته شود، بازهم می‌ارزد. تا زمانی‌که ماهیت آن سکه و پول است، امکان خرید و فروش ندارد. اگر این قطعه طلا را ذوب کرده و یک انگشتری بسازیم، حال دیگر تبدیل به کالا شده و خرید و فروش آن امکان‌پذیر می‌شود.

پول، واحد اندازه‌گیری‌ کالا است. نباید به عنوان یک کالا، خودش خرید و فروش بشود. همچنین پول باید چون طلا ذخیره‌ی ارزش نیز باشد. پول امروز چگونه است؟ کاغذی‌ست که مقرر شده بود تا رسیدی برای طلاهای موجود در گاوصندوق خزانه‌ی هر کشور باشد یعنی به ازای آن، طلا موجود باشد. بعد از پیمان برتون وودز مقرر شد تا سیستم پایه‌ی طلا منحل شود و از آن پس دیگر دلار آمریکا، بدون پشتوانه است. سپس دیگر کشورها نیز در پی آمریکا همین‌گونه عمل کردند؛ امروز تمام پول‌های جهان بدون پشتوانه است و از همین‌رو اقتصاد جهان ۶۰ تریلیون دلار بدهی دارد که یک سوم آن از جانب آمریکا است.

 اگر اسکناس امروزی که هیچ طلایی در پشتوانه‌ی خود ندارد، له شده، خیس و پاره شود یا آتش بگیرد، بازهم ارزش دارد؟ تصور بشر در این است که با چاپ پول بدون پشتوانه (ربای جهانی) ثروت خود را زیاد می‌کند اما خدا در قرآن خود فرموده که ربا را به محاق می‌برد. بدهی سرسام آور امروز جهان، معنای همین نکته است. پروفسور کورتن در کتاب «سرمایه‌داری فردا» می‌نویسد: «خلق پول، خلق ثروت نیست؛ خلق بدهی‌ست.» و این بدهی سرانجام به فروپاشی می‌انجامد.

وقتی به اقتصادی که دلار مبناست تن در داده و آقایی و سروری‌اش را پذیرفتیم، پس دشمن می‌تواند طی ۲۴ ساعت ۴۰ درصد ارزش پول ما را نابود سازد. علم مبارزه‌ی لیبرالیسم، این‌گونه است. اگر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام مأمور شد تا تبعیت از قواعد کفار نکند، این حکم خدا در سطح زندگی ما به نحو اولی مؤثر است. امروز شکستن هیمنه‌ی اقتصاد دلار مبنای جهان، مبتنی بر قواعدی که اجازه‌ی چاپ پولِ بدون پشتوانه را به آن‌ها می‌دهد و با دلارشان که مبنای اقتصاد جهان است، هر زمان بخواهند ملتی را به نابودی می‌کشانند، مسئولیت  هر مجاهد کبیر و انقلابی است. چراکه جنگ جدید دیگر همچون گذشته جنگ توپ و تانک نیست، بلکه جنگ پول‌ها است؛ یعنی علم مبارزه‌ی لیبرالیسم.

 

استاد حسن عباسی

۱۳۹۵/۸/۷

مباحثه راجع به جنگ مالی با جاسوس ارشد آمریکا

فقط یک نفر تابه‌حال مدیر دو آژانس امنیت ملی و سازمان اطلاعات مرکزی بوده است؛ آن شخص، بازنشسته‌ی چهار ستاره ژنرال مایکل هایدن[۱] است.

در ۱ ژوئن ۲۰۱۵ (دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۴)، من این خوش‌بختی را داشتم که با مایک هایدن در ساختمان کنگره در واشنگتن.دی.سی صحبت کنم. هر دوی ما به‌عنوان بخشی از کنفرانس محرمانه‌ای که موضوع آن در مورد وضعیت ایران و ایالات‌متحده بود دعوت شده بودیم. مذاکرات در غنی‌سازی اورانیوم و برنامه هسته‌ای ایران بود. ما یک فرصت داشتیم که در مورد تخصص من که جنگ مالی و تأثیر بالقوه بر روی سرمایه‌گذاران بود صحبت کنیم. نیازی به گفتن نیست، دیدگاه ژنرال هایدن جذاب بود.

ریکاردز و مایکل هایدنJim Rickards with General Michael Hayden on Capitol Hill in Washington D.C. on June 1, 2015

هایدن به‌عنوان یک افسر نظامی و اطلاعاتی در چهار دهه سابقه کار خود را به‌عنوان یک افسر نیروی هوایی در سال ۱۹۶۹ شروع کرد. ژنرال هایدن از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۸۲ رئیس اطلاعات در پایگاه نیروی هوایی اوسان کره بود. از سال ۱۹۹۶ تا سال ۱۹۹۷، او فرمانده «آژانس اطلاعات هوایی»[۲] بود که امروز جزء بیست‌وپنجم نیروی هوایی ارتش آمریکا است که یکی از ۱۷ سازمانی محسوب می‌شود که جامعه اطلاعاتی ایالات‌متحده را تشکیل می‌دهند.

از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۵، او رئیس آژانس امنیت ملی NSA مستقر در شهر فورت مید در ایالت مریلند بود؛ NSA، مجموعه‌ای است که هدایت جاسوسی‌های الکترونیکی و فنی را در آمریکا به عهده دارد. برای سال‌های زیاد، اعلام وجود NSA جزء اطلاعات طبقه‌بندی شده و محرمانه بود؛ اعضای جامعه‌ی اطلاعاتی گفته بودند که در واقع NSA مخفف “No Such Agency” آژانس بی‌همتا است.

در واکنش به حمله‌ی ۱۱ سپتامبر، کنگره‌ی آمریکا در سال  ۲۰۰۴ «اداره مدیریت اطلاعات ملی»[۳] را توسط جان نگرپونت[۴] به عنوان نخستین مدیر آن ایجاد کرد. و از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶، ژنرال هایدن معاون اصلی این مجموعه تحت مدیریت جان نگرپونت بود.

درنهایت، در سال ۲۰۰۶، هایدن در سمت رئیس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا CIA جایی که او تا سال ۲۰۰۹ در آنجا مشغول بود، قرار گرفت. با توجه به زندگی حرفه‌ای طولانی مایک هایدن در سازمان‌های اطلاعاتی نظامی و غیرنظامی، و تخصص او در هر دو زمینه‌ی «اینتلیجنس الکترونیکی»[۵] و «اینتلیجنس انسان»[۶]، این اغراق نیست که او را بزرگ‌ترین جاسوس آمریکا بنامیم.

این نخستین جلسه‌ی من با ژنرال هایدن نبود. در جلسات گذشته که وی همچنان در CIA اشتغال داشت داستان جذابی را درباره‌ی حمله‌ی نظامی به سفارت آمریکا در جمهوری خلق بلغارستان در زمان جنگ سرد تعریف کرد.

او سوار یک قطار شد و سفر ساده‌ای را از یک سر کشور به سر دیگرش شروع کرد. تصاویری که از وضعیت راه‌آهن، ادوات نظامی و دیگر عناصر موجود در مسیر می‌دید تصور ذهنی او را از وضعیت اقتصادی آن کشور شکل می‌داد. او در مسیر به دنبال نیروها و سربازان شوروی می‌گشت. در یک تصادف او با سه سرباز از نیروهای شوروی در یک کوپه قرار گرفت. آن‌ها اونیفورم نیروی هوایی آمریکا را دیده بودند و فکر می‌کردند که او به زبان روسی صحبت نمی‌کند؛ برای همین شروع به نوشیدن کردند و بدون توجه به او شروع به پرحرفی کردند. آخرسر قبل از این‌که از قطار پیاده شوند ژنرال هایدن به زبان روسی به آن‌ها تبریک گفت؛ رنگشان مثل گچ سفید شد زمانی که فهمیدند او تمام حرف‌های آن‌ها را فهمیده است. در یک موقعیت دیگر، هایدن لباسی ساده پوشید و در شهر بین مردم عادی و کارگران ساختمانی قرار گرفت تا از وضعیت اقتصادی و معیشت مردم مطلع شود.

اکثر اوقات، بهترین جاسوسان شبیه جیمز باند جذاب و پرطمطراق عمل نمی‌کنند؛ بلکه در عین سادگی صبر و حوصله را با اطلاعات خوبی از زبان بومی و فرهنگ عمومی آن منطقه ترکیب می‌کنند. قطعا حضور مایک هایدن در مشاغل اصطلاحاً یقه ـ آبی مانند رانندگی در زمان تحصیلات دانشگاهی کمک زیادی به او در این شغل کرده است.

مکالمه من با مایک هایدن در تخصص خودم، یعنی اطلاعات (اینتلیجنس) بازار[۷] و جنگ مالی جاری بین ایالات‌متحده و روسیه و ایران متمرکز شده بود. هایدن با من موافق بود که جنگ مالی ابزار اصلی جنگیدن در قرن بیست‌و‌یکم است. او تحریم‌های مالی را در قرن بیست‌ویک با عنوان PGMs یاد می‌کند؛ یعنی «مهمات هدایت‌شونده‌ی دقیق»[۸]. درواقع، انجماد دارایی‌ها، جایگزین موشک‌های کروز به‌عنوان یک‌راه برای غیرفعال کردن دشمن خواهد بود.

مذاکرات برجامجنگ مالی ایالات‌متحده با ایران از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ قبل از شروع مذاکرات رسمی (برجام) با توجه به غنی‌سازی اورانیوم ایران اتفاق افتاد. مذاکرات محرمانه برای سال‌ها در جریان بود، اما ایالات‌متحده می‌خواست با فشار آوردن به ایران به روند مذاکرات سرعت ببخشد. مذاکرات برای جلوگیری از یک حمله به اسرائیل یا ایالات‌متحده در نظر گرفته شد.

ابتدا ایالات‌متحده ایران را از نظام پرداخت‌های دلاری کنار گذاشت، اما ایران به‌سادگی پرداخت‌های خود را به یورو، فرانک سوئیس و سایر ارزهای مرجع انجام می‌داد. در مرحله بعد، ایالات‌متحده و متحدان او ایران را از سیستم پرداخت‌های جهانی، به نام «سوئیفت»[۹] به بیرون پرت کردند!

این بدان معنی بود که ایران می‌توانست نفت بفروشد، اما نمی‌توانست بهای آن را دریافت کند؛ همچنین بدان معنی است که ایران مجبور شد که به طلا و دادوستد کالا به کالا برای به دست آوردن واردات مورد نیاز ازجمله بنزین و سایر کالاهای ضروری روی آورد. خروج از سیستم‌های پرداخت جهانی باعث شد که ایرانیان پول خود را از بانک‌های محلی خارج کنند تا بتوانند دلار قاچاق را در بازار سیاه بخرند. این موضوع بانک مرکزی ایران را مجبور کرد برای مقابله به افزایش نرخ بهره روی آورد. از این‌رو، نرخ دلار در بازار سیاه نشان می‌داد که پول ایران نیمی از ارزش خود را از دست داده است.

نتیجه‌ی نهایی ایجاد تورم حاد در ایران بود. ترکیبی از اقدامات بانکی، تورم، سقوط ارز، نرخ‌های بهره‌ی بسیار بالا و کمبود محصولات وارداتی بسیار بی‌ثبات کننده بود. در آن وضعیت، ایالات‌متحده می‌توانست تحریم‌های سخت‌تری را بیش‌ازپیش اعمال کند تا احتمالاً باعث تغییر رژیم در ایران شود. به جای این کار، در دسامبر ۲۰۱۳، پرزیدنت اوباما بسیاری از تحریم‌ها را در ازای شروع مذاکرات رسمی در مورد برنامه هسته‌ای ایران حذف کرد.

این مذاکرات می‌رفت که به نقطه‌ی نهایی ختم شود و برای بررسی به کنگره ارسال گردد. قرارداد نهایی هنوز فاش نشده اما خطوط کلی آن شناخته شده است. ژنرال هایدن این مذاکرات را یک «معامله بد» برای آمریکا خواند؛ زیرا فاقد رویه‌هایی برای اعلام تصدیق و تائید بود. او گفته بود که «آمریکا از اطلاعات هوشمند خوبی برخوردار است، اما نه آن‌قدر که اگر ایران برای فرار از مفاد قرارداد و ساخت سلاح هسته‌ای تلاش کند آمریکا متوجه شود». او به من گفته بود که «اطلاعات هوشمند یک‌طرفه‌ی آمریکایی‌ها برای تأیید واقعیت رفتار ایران کافی نیست. ایران باید با بازرسی‌های سرزده موافقت کند.»

آمریکا جنگ مالی خود با ایران را پیروز شده بود، اما قبل از این‌که کار تمام شود اعلام آتش‌بس کرد. در حال حاضر ما با یک معامله هسته‌ای با ایران بدون قابلیت تصدیق و تائید روبه‌رو هستیم. اگر بازرسی‌های سرزده ناکارآمد شود، که احتمال آن هم زیاد است، آمریکا به جنگ مالی با ایران بازخواهد گشت. این روش برای تحمیل مجدد تحریم‌های مالی مبنی بر این که اگر ایران به تعهدات خود تحت توافق هسته‌ای عمل نکند تحت عنوان قدرت «برگشت سریع»[۱۰] اجرا خواهد شد.

آمریکا در پاسخ به الحاق کریمه به روسیه وارد جنگ مالی دیگری با روسیه شد و از جدایی‌طلبان در شرق اوکراین حمایت کرد. تحریم‌های مالی شدید در روسیه اعمال‌شده است؛ ازجمله ممنوعیت مبادله‌ی مجدد ارز پایه درخصوص به بدهی‌شرکت‌ها در بازارهای سرمایه‌ی آمریکا یا اروپا.

medvedev & putinآمریکا و متحدان آن هنوز روسیه را از سیستم پرداخت SWIFT بیرون نیانداخته‌اند، این اقدام فرآیندی است که در چرخه‌های جنگ مالی به‌عنوان de-swifting شناخته می‌شود. نخست‌وزیر روسیه، دیمیتری مدودف، گفته است که روسیه de-swifting را به‌عنوان یک اقدام جنگی در نظر می‌گیرد که اقدامات تلافی‌جویانه نظامی را در پی خواهد داشت.

توانایی روسیه برای مقابله‌به‌مثل با ایالات‌متحده در یک جنگ مالی بسیار بیشتر از ایران است. روسیه دارای یک ارتش سایبری ۶۰۰۰ نفری است که می‌تواند به بسته شدن بورس و بانک‌های ایالات‌متحده منجر شود. روسیه به‌طورمعمول از این تاکتیک‌ها استفاده نمی‌کند، اما اگر فشار اقتصادی ایالات‌متحده بیش‌ازحد شدید شود از آن استفاده خواهد کرد.

با توجه به سابقه اخیر جنگ مالی با ایران و روسیه، من از ژنرال هایدن در مورد فشار بیش از حد سلاح‌های مالی توسط آمریکا پرسیدم؛ امروز، این سلاح‌ها بسیار قدرتمند شده‌اند؛ اما تاریخ جنگ نشان می‌دهد که هر سلاح تهاجمی که برای اولین بار استفاده می‌شود با دفاعی قوی روبه‌رو می‌شود و درنهایت به‌وسیله بهبود سلاح‌های تهاجمی که دشمن ایجاد می‌کند منسوخ می‌شود. با قرار دادن ایران، روسیه و چین تحت فشار مالی توسط ایالات‌متحده، آیا این احتمال وجود ندارد که این کشورها سیستم‌های پرداختی، توسعه بانکی و ارز مبادلاتی خود را ایجاد کنند؟ و این به‌نوبه خود باعث می‌شود که سیستم دلاری ایالات‌متحده را به‌طور کامل کنار بگذارند.

اگر روسیه، ایران، چین، ترکیه و هر کشور دیگری به دلار ایالات‌متحده متکی نباشند، پس‌ازآن کنترل سیستم دلار به‌عنوان یک سلاح ازدست‌داده می‌شود؛ من از ژنرال هایدن پرسیدم که اگر این اتفاق بیفتد دلار آمریکا به‌عنوان منبع استحکام در جنگ مالی چه خواهد شد؟

 ژنرال هایدن پاسخ داد که «درست است! این یک مشکل است برای ما؛ نه تنها امروز بلکه در آینده‌ی نه‌چندان طولانی این معضل وجود خواهد داشت. اگر شما بیش‌ازحد از تحریم استفاده کنید، تأثیر آن کمتر خواهد بود؛ چراکه شما به دشمنان خود انگیزه می‌دهید که برای توسعه سیستم‌های پرداختی جایگزین تلاش کنند. من مطمئن نیستم از این‌که یک سیستم پرداخت جایگزین قبل از که ما بخواهیم «برگشت سریع»[۱۱] تحریم‌ها علیه ایران را دنبال کنیم ساخته شود، اما این روند خطی نیست و بیش از یک بعد دارد.»

هایدن همچنین به چیزی اشاره کرد که آن را «گزاره‌ی سیال ناخوشایند»[۱۲] می‌خواند. او گفت این زمانی اتفاق میفتد که شما اخبار واقعاً بد را به رئیس‌جمهور ارائه می‌دهید. این گفتگو ممکن است با این عبارت شروع شود که «قربان، جنگی که برنامه‌ریزی‌شده بود امروز شروع می‌شود…». درصحنه نبرد امروز، این بیانیه می‌تواند در کاربرد حملات سایبری در بورس سهام همان تأثیری را داشته باشد که انداختن بمبی متلاشی کننده در ایران می‌تواند از خود به‌جا بگذارد.

برای سرمایه‌گذاران، پیامدهای این عصر جدید ناشی از جنگ مالی عمیق است. بازارهای سهام و اوراق قرضه همواره توسط جنگ‌ها متأثر شده‌اند. اما جنگ‌ها همیشه در جای دیگری پاسخ داده می‌شوند؛ اوراق قرضه و سهام ابزارهایی برای تنظیم قیمت در نظم جدید جهانی هستند. امروز، بازارها تماشاگر نیستند. آن‌ها مبدأ شروع‌اند. بازارها برای مقامات نظامی و اطلاعاتی درخشان مانند جنرال هایدن جذاب‌اند و آن‌ها به‌سرعت در حال درک این واقعیت هستند که در حال حاضر نبرد در بازارهای مالی رخ می‌دهد؛ در نسبت با جنگ‌هایی که در هوا، زمین و دریا به‌صورت فیزیکی انجام می‌شد.

جوامع نظامی و اطلاعاتی در حال درک این واقعیت جدید هستند، اما اکثر سرمایه‌گذاران هنوز هم این موضوع را درک نکرده‌اند. سهام و اوراق قرضه‌ی سنتی دارایی‌های دیجیتالی هستند که می‌توانند توسط چند کلید هک شده و محو یا منجمد شوند. مهم این است که بخشی از سبد سرمایه‌گذاری خود را به دارایی‌های فیزیکی که نمی‌توان در جنگ مالی آن را محو کرد اختصاص دهیم.


* Financial War Conversation with America’s Top Spy; James Rickards

(۲۶ مهر ۱۳۹۵) ۱۷October2016

[۱] Michael Hayden

[۲] Air Intelligence Agency

[۳] Office of the Director of National Intelligence

[۴] John Negroponte

[۵] Electronic Intelligence (ELINT)

[۶] Human Intelligence (HUMINT)

[۷] Market Intelligence (MARKINT)

[۸] Precision Guided Munitions

[۹] Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication; “SWIFT”

[۱۰] snapback

[۱۱] snapback sanctions

[۱۲] The dynamic of the unpleasant fact

یوترن و جنگ ارزی علیه ایران

مطلب حاضر برگرفته از سخنرانی استاد حسن عباسی در دانشگاه بوعلی سینای همدان است که در تاریخ ۱۳ اردی‌بهشت ۱۳۹۵ برگزار شده و در قالب یادداشت مکتوب تنظیم شده است.

«جنگ ارزی چین با آمریکا چهل‌وپنج روز طول کشید و چین با دارابودن عظیم‌ترین ذخایر ارز و طلا دچار نوسانات گسترده شد و طبق گزارش نخست‌وزیر چین چهل درصد از ارزش پول ملی کشورشان از بین رفت.

وضعیت ما در ایران متفاوت است؛ ما با این وزارت خارجه و سیستم بانک مرکزی که عقیده دارد می‌شود با دشمن از در دوستی وارد شد و دشمن می‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند، در صورت وقوع چنین جنگ نمی‌توانیم مقاومت کنیم؛ با توجه به این‌که نقدینگی در جامعه به بالای هزار هزار میلیارد ریال رسیده است، تولید به رکود افتاده و بیکاری بیداد می‌کند. با توجه به این اوضاع داخلی و رفتارهای دشمن، برای حفظ کشور باید جامعه و مسئولین را نسبت به موضوع جنگ ارزی توجیه کرد. تا جایی که دانسته شود امروز بقای جامعه در گروی تنظیم ساختاری برای کنترل این شرایط قرار دارد.»


 جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی ده سال پیش برنامه‌ای با عنوان «خوب،‌ بد،‌ زشت در نبردی مشکوک» برگزار کردند؛ این برنامه با هدف بررسی سیاست خارجی، پرونده‌ی هسته‌ای و استراتژی‌های آمریکا علیه ایران تنظیم شده بود. جلسه‌ی پنجم این سخنرانی، امسال با عنوان «در نبردی مشکوک (۵)؛ یوترن و جنگ ارزی» برگزار گردید. پنجمین برنامه‌ی «در نبردی مشکوک» در تئوری بازی‌ها به روند تحقیق و بررسی استراتژی‌های دشمن اختصاص دارد؛ دشمنی که یازده استراتژی را در ده سال گذشته علیه ملت ایران اجرا کرد و در هر اقدام با مقاومت مردم روبه‌رو شد. و این اقدامات در سال گذشته با اجرای برجام به تفاهم با ۱+۵ انجامید؛ اما همچنان دشمن به تعهداتش در این زمینه هم عمل نمی‌کند و نبرد مشکوک همچنان ادامه دارد.

در «جنگ سخت»، آنچه که تلفات محسوب می‌شود کشته شدن و مجروحیت است. در «جنگ نرم» نیز، اندیشه‌ها و اراده‌ها هستند که می‌جنگند و تسخیر قلب‌ها و ذهن‌ها موضوعیت دارند. از این‌رو، از ابتدای انقلاب تا امروز از جنگ با آمریکا، صدام و تروریسم آگاه می‌شدیم و این‌که باید چگونه با آن‌ها مقابله کنیم. و در ده سال گذشته نیز تاکنون با جنگ نرم، تهاجم فرهنگی، جنبش نرم‌افزاری و مخاطراتی که غفلت نسبت به این مفاهیم می‌تواند چه بلایی را بر سر جامعه بیاورد، آشنا شده‌ایم. اما به مقوله‌ی «جنگ نیمه‌سخت» تا حدی که تبدیل به گفتمان غالب جامعه شود، نپرداخته‌ایم. هر چند در سه سال گذشته ما در مباحث طرح‌ریزی استراتژیک ـ کلبه‌ی کرامت ـ ادبیات این جنگ را بیان کرده ایم تا مدیران و مسئولین با ادبیات و مفاهیم این نوع جنگ آشنا شوند و گفتمان‌سازی آن در فضای جامعه صورت بگیرد؛ اما تا تبدیل شدن به فضای فکری غالب جامعه راه زیادی وجود دارد.

در «جنگ نیمه‌سخت» که ادبیات غالب آن را مسائل اقتصادی تشکیل می‌دهد، کشورهای مقابل به‌جای اعزام توپ، تانک و ادوات نظامی، کشورهای هدف را از طریق جنگ پول‌ها به مبارزه می‌طلبند. این جنگ پول‌ها به «جنگ ارزی Currency War» شناخته می‌شود که یک نوع ویژه از جنگ اقتصادی است. برای شناخت این جنگ باید بین «مانی»[۱] و «کارنسی»[۲] تفاوت قائل بود. «کارنسی» به معنای اعتبار است و پول واقعی و با ارزش ثابت نیست. در نسبت با این، «مانی» پول باپشتوانه است که  ارزش ذاتی دارد.

در طول صد سال گذشته، سه جنگ جهانی ارزی رخ ‌داده است که آخرین جنگ جهانی ارزی امروز در جریان است. از این‌رو، باید فضای این جنگ برای مردم شفاف شود تا بتوان در فرآیند مبارزه و دفاع همانند جنگ سخت و جنگ نرم با قواعد مناسب زمین بازی را تعریف کرد.

جنگ جهانی ارزی سوم بین چین و آمریکا

اوج اتفاقات این جنگ ارزی را بین چین و آمریکا در سال گذشته شاهد بودیم که تأثیر بسیار زیادی بر اقتصاد جهان گذاشت و کشور چین را دچار مشکلات عدیده‌ای کرد. این جنگ بر سر تعیین نرخ برابری بین دو ارز یوآن و دلار درگرفت. به این صورت که چینی‌ها برای این‌که بتوانند صادرات ارزان داشته باشند باید ارزش یوآن را پایین نگه دارند؛  از سوی دیگر، اگر ارزش یوآن پایین نگه‌داشته شود، سرمایه‌گذار خارجی که در چین سرمایه‌گذاری کرده ـ و عمده‌ی آن‌ها را آمریکایی‌ها تشکیل می‌دهند‌ ـ اعتراض خواهد کرد و سرمایه خود را از چین خارج می‌کند؛ چراکه ارزش سرمایه‌اش به واسطه‌ی پایین بودن ارز چین بی‌ارزش خواهد شد. این در حالی است که اگر چین بخواهد ارزش یوآن را بالا نگه دارد، صادرات برای خودش گران می‌شود.

 به این صورت یوآن چین در منگنه قرار دارد و جنگ ارزی در سال گذشته بین دلار و یوآن صورت گرفت؛ این جنگ از اواخر تیرماه سال ۱۳۹۴ آغاز شد و در دهه اول شهریورماه آتش‌بس جنگ ارزی اعلام گردید. چین گزارش خسارت‌های مربوط به این جنگ ارزی در اسفندماه را منتشر کرد که نکات حیرت‌انگیز و درس‌های زیادی برای ما دارد. این گزارش با اتمام اجلاس برنامه دوازدهم و آغاز برنامه سیزدهم توسعه که در کنگره حزب خلق چین برگزار شد منتشر گردید. در این اجلاس نخست‌وزیر چین، آقای شی جین‌پینگ[۳] گزارشی از «جنگ ارزی» سال گذشته چین و آمریکا ارائه کرد. طبق این گزارش، بیش از ۴۰ درصد از اقتصاد چین در این جنگ ارزی نابود شد.

Xi Jinping

رئیس‌جمهور حزب خلق چین، شی جین‌پینگ

کشور چین به مدت بیست‌وپنج سال رشد اقتصادی بالای ۱۱ درصد داشت؛ اما در اثر این جنگ اقتصادی بسیار سهمگین، اقتصاد آن برای اولین بار بعد از بیست‌وپنج سال به زیر ۷ درصد سقوط کرد. حدود ۵۰۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی چین و ۴۰ درصد از بورس این کشور از بین رفت. در اثر این جنگ ارزیِ گسترده چین مجبور شد که به سیاست داخلی در اداره‌ی اقتصاد روی بیاورد. در این جنگ ارزی، چین ۴۵ روز دوام آورد که با وضعیت موجود اگر این موضوع در خصوص ایران پیش بیاید با توجه به امکانات و وضعیت موجود موجب می‌شود که ایران کمتر از ۲۴ ساعت اعلام ورشکستگی کند.

استراتژی مصرف‌گرایی در برنامه‌ی سیزدهم توسعه‌ی چین

نخست‌وزیر چین اعلام کرد که چین از این به بعد به سمت تعدیل سیاست خارجی در نسبت با سیاست تجارت داخلی می‌رود. چین یک میلیارد و سیصد پنجاه میلیون نفر جمعیت دارد. ۱۵۰ میلیون نفر تولیدکننده صنعتی و مابقی جامعه کشاورزی هستند. قسمت شرقی چین پیشرفته است. مناطق مرکزی و غربی چین عقب‌مانده و قبل از صنعت است.

china

در این گزارش چین اعلام کرد که قصد دارد سه امر مهم را انجام دهد:

۱ـ چین به این نتیجه رسید یک میلیارد جمعیت غیرپیشرفته خود را «مصرف‌گرا» کنند و کارهای تولیدی خود را در سیاست تجارت داخلی به سمت داخل ببرند و عملاً «اقتصاد مقاومتی» را آغاز کردند.

۲ـ چینی‌ها تصمیم گرفتند به‌جای ادامه‌ی کپی‌کشی در تمام صنایع که در طول سی چهل سال پیش پی گرفته‌اند به سمت ابداع روی آورده و با توجه به جمعیت یک میلیارد نفری خود در تولید پیشگام باشند.

چین به دلیل انباشت طلا و دلار توان مقابله‌ی چهل‌وپنج روزه را با دلار آمریکا داشت؛ چراکه رتبه‌ی نخست ذخیره‌ی طلا در دنیا را دارد و در یک دهه‌ی گذشته ذخایر عظیمی از دلار و طلا را انباشت کرده است. روسیه نیز بعد از آن تصمیم به انباشت طلا و دلار گرفته است؛ زیرا روسیه نیز در این زمینه آسیب‌پذیری بالایی دارد. به این دلیل ‌که سطح ذخایر ارزی و طلای روسیه کم است. با توجه به این، آمریکا با فشار آوردن به عربستان یک بازی را با ایران و روسیه آغاز کرد و قیمت نفت را در دو سال گذشته پایین آورد. ایران و روسیه با کاهش قیمت نفت ضررهای زیادی را متحمل شدند و کاهش ارزش ارز ملی دو کشور را در پی داشت.

ایران، سمت  دیگر جنگ ارزی جهانی سوم

جنگ تمام‌عیار اقتصادی از سال ۱۳۹۰ علیه مردم ایران شروع شده است. مردم در جنگ سخت و در تهدید تروریسم حس جنگ را دارند؛ اما در جنگ اقتصادی و خصوصاً جنگ ارزی در جامعه حس جنگ وجود ندارد. در فضای رسانه‌ای پسابرجام به مردم القا می‌شود که تحریم‌ها رفع می‌شود و وضعیت اقتصادی به سامان خواهد شد؛ اما کل اقتصاد جهان امروز در رکود قرار دارد. آمدن شرکت‌های سرمایه‌گذارِ خارجی به ایران به دلیل رفع مشکلات اقتصادی خود این شرکت‌ها است تا بتوانند در بازار ایران کالاهای آماده­ی خود را بفروشند.

پس از توافق ایران با ۱+۵، رسماً کشورهای اروپایی اعلام کردند که بازار ایران سالی ۵۵ میلیارد دلار کشش فروش کالا دارد و هر یک میلیارد دلار، صدهزار شغل برای ما ایجاد خواهد کرد. کشورهای اروپایی درصدد هستند به‌جای این‌که بازار ایران را به چین، کره جنوبی، هند، ژاپن و… واگذار کنند، آن را بین خودشان تقسیم کنند. اگر اقتصاد جهان می‌تواند اقتصاد ایران را نجات دهد، کشور آمریکا جلوی ورشکستگی شهر دیترویت را می‌گرفت.

در تیر ۱۳۹۲ شهردار شهر صنعتی دیترویت در ایالت میشیگان رسماً ورشکستگی شهر دیترویت را اعلام کرد. متأسفانه فضای رسانه‌ای دولت به‌گونه‌ای اصول خود را القاء می‌کند که مشکلات اقتصادی ایران فقط با باز کردن درها به سمت سرمایه‌گذاری خارجی حل می‌شود.

6

کیوون اور Keyvon Orr از ماه مارس ۲۰۱۳ مسئول رسیدگی به ورشکستگی شهر دیترویت شد.

7

اعتراض‌های خیابانی در پی ورشکستگی شهر دیترویت به دلیل بدهی عظیم بانک‌ها و شرکت‌های خصوصی. این ورشکستگی به از بین رفتن زیرساخت‌های زندگی شهری و ایجاد بیکاری، فقر، بی‌خانگی و در نتیجه کوچ جمعی مردم از زادگاهشان انجامید.

کتاب «جنگ‌های ارزی»[۴] در سال ۲۰۰۸ و آغاز ریاست‌جمهوری اوباما نوشته شده است. جیمز ریکاردز نویسنده‌ی این کتاب در دو فصل اول آن داستان «بازی جنگ ارزی»[۵] در پنتاگون را توضیح می‌دهد.[۶] در این بازی دشمن دلار آمریکاْ روسیه، چین و ایران تعریف شده‌اند. این بازیِ جنگْ هشت سال پیش توسط آمریکایی‌ها انجام شد و در طی سه سال گذشته به‌طورجدی درصحنه عملیاتی این جنگ را اجرا کرده‌اند.

the-secret-world-of-gold-04

اگر تا دیروز ایران با قطع ارتباط مالی با جهان در جنگ ارزی مصون می‌ماند، امروز با وصل شدن نظام مالی ایران به نظام مالی جهان آسیب‌پذیری ایران بسیار بالا می‌رود. در این رابطه رهبر انقلاب با بیان خاطره‌ی خود درباره ماهاتیر محمد[۷] نخست‌وزیر کشور مالزی سعی داشتند که این آسیب‌پذیری را تذکر دهند. در جنگ ارزی صورت گرفته به رهبری نهادهای استعماری غرب علیه کشورهای جنوب شرق آسیا، کشور مالزی یک شب تا صبح ورشکسته شد. دولت سوهارتو در کشور اندونزی سقوط کرد و کشورهای دیگر در این جنگ ارزی به مشکلات عدیده‌ای دچار شدند.

رهبر انقلاب با بیان این خاطره، هشدار دادند که باید مراقب جنگ ارزی باشیم. در اثر جنگ ارزی می‌توان یک شب تا صبح کشوری را به سقوط کشاند. سیستم بانک مرکزی ایران اصلاً برای جنگ ارزی آماده نیست و خطر بسیار بالا هست. رئیس بانک مرکزی در شورای روابط خارجی در آمریکا اعلام کرد که تقریباً هیچ‌چیز از برجام عاید ایران نشده است[۸]؛ اما برای این اعتراف خیلی دیر شده است!

8

در برجام باید مقام بانک مرکزی ایران با وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره جزئیات مسائل مالی گفت‌وگو می‌کرد؛ همان‌طور که مسئول انرژی هسته‌ای ما با وزیر انرژی آمریکا درباره ریز مسائل هسته‌ای گفت‌وگو کرد.

اما این مشکلی که دولت با آن مواجه شده ناشی از چیست؟ مشکل از این‌جاست که در دستور کار کاخ سفید و وزارت خزانه‌داری آمریکا سیاستی تصویب شده است به نام «یوترن»[۹] یا «دوربرگردان». اگر در توافق ایران با کشورهای غربی فقط این جمله می‌آمد که:

«روز بعد از توافق، آمریکا ملزم است که یوترن را از نظام مالی جهان بردارد».

اگر این جمله در توافق هسته‌ای می‌آمد، رئیس بانک مرکزی مجبور نمی‌شد که به آمریکا التماس کند و زبان به اعتراف بگشاید که از توفق هسته‌ای هیچ چیز عاید ایران نشده است. این در حالی است که در همان زمان، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در رسانه‌ها دو بار در فاصله‌ی شش ساعت موضع گرفت که آمریکا در توافق ژنو تعهد نکرده بود که «یوترن» را بردارد.

جنگ ارزی با ایران از طریق یوترن

حال، منظور از «یوترن» یا «دوربرگردان» چیست؟

مرکز سیاست دوحزبی[۱۰] آمریکا در پاییز سال ۱۳۸۷ سندی درباره نحوه برخورد با ایران منتشر کرد؛ در این سند که استراتژی «دایم پارادایم»[۱۱] را تشریح می‌کند، یکی از یازده استراتژی آمریکا برای به زمین زدن ایران ارائه شده است.[۱۲] «دایمDIME » مخفف چهار استراتژی است که عبارتند از:

Diplomatic, Informational, Military & Economic Strategies

dime

در «دایم پارادایم» چهار نوع استراتژی علیه ایران هم‌زمان اجرا می‌شود. «دایم» نام کوچک‌ترین سکه در ایالات‌متحده است.

تحت این استراتژی، آمریکا فشارها را از چهار حوزه‌ی دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی به ایران وارد می‌کند. با سرکار آمدن اوباما این استراتژی لازم‌الاجرا بود. فصل استراتژی اقتصادیِ این سند بیان می‌کند که آمریکا با ایران کاری ندارد ـ یعنی ایران را قبلاً تحریم کرده است‌ ـ. این استراتژی اقتصادی در قالب «دوربرگردان» یا «یوترن» مبتنی بر این است که هر نوع معامله‌ی نفتی ایران با ارزی غیر از دلار، باید در بازار جهانی یا در کشور مقصد، ابتدا به دلار برگردد، سپس معامله رسمیت پیدا کند. هر کس بخواهد با ایران معامله کند، چه کالا از ایران بخرد و چه کالا به ایران بفروشد، این معامله باید در یک دوربرگردان در نظام مالی آمریکا به دلار تبدیل شود؛ سپس اجازه مراوده با ایران را خواهد داشت. این همان یوترنی است که معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد که آمریکا تعهد برداشته شدن آن را در قضیه برجام به ایران نداده است.[۱۳]

این سند، در تراکنش یوترن یک شرکت اروپایی را مثال می‌زند: به این صورت که یک خریدار اروپایی که خواهان نفت ایران است، باید مبلغ این معامله را در یکی از شعبه‌های یک بانک اروپایی در آمریکا به دلار تبدیل کند. سپس این دلارِ نفتی در حساب ایران در بانک‌های آمریکا می‌ماند و ایران در صورتی که مقررات آمریکا را رعایت کند می‌تواند دلارهای خود دریافت کند. قوانین این سند برای تمام کشورها و شرکت‌هایی که با ایران ارتباط اقتصادی داشتند لازم‌‌الاجرا بوده است. و در چند سال گذشته که این سند در دستور کار کاخ سفید قرار گرفته است، فهرست بلندبالایی از محاکمه‌ها و جرائم سنگین علیه شرکت‌ها، بانک‌ها و افرادی که به هر نحوی خارج از این چرخه با ایران رابطه داشته‌اند وضع شده است. بر اثر «یوترن»  از افراد و تولیدکننده‌ها و شرکت‌ها و بانک‌های غربی خسارت‌های زیادی گرفته شد و با دولت‌ها نیز توسط آمریکا برخورد شد. از این‌رو در توافق هسته‌ای و برجام با برچیده شدن برنامه هسته‌ای ایران، این «یوترن»  بود که باید برداشته می‌شد.

9

رهبری در دیدار اخیر با کارگران این کار آمریکا را ایران‌هراسی اقتصادی[۱۴] نام نهادند. به این معنا که تکلیف تاجران و تولیدکننده‌ها و دولت‌ها در رابطه با تعامل با ایران مشخص نیست؛ به این صورت که نباید کالای فروخته‌شده به ایران کالای چندمنظوره باشد (مثلاً بتواند در صنایع موشکی ایران استفاده شود) و این قضیه توسط تاجران و شرکت‌ها قابل‌بررسی نیست. سه گروه شامل افراد حقیقی «تاجرها»، «شرکت‌ها، مؤسسات و بانک‌ها» و «کمپانی‌ها و دولت‌ها» در یوترن تحت فشار خواهند بود و غرب به‌وسیله‌ی یوترن فضای ناامن اقتصادی را برای این افراد به وجود آورده است. در صورت برداشته نشدن «یوترن» در اقتصاد ایران اتفاقی نخواهد افتاد. این در حالی است که در دوران دولت سابق، این تحریم‌ها نبود که دور زده می‌شد بلکه «یوترن»  بود. اگر در برجام «یوترن» برداشته می‌شد، شرکت‌های خارجی می‌توانستند تحریم‌ها را دور بزنند. در پسابرجام، ایران در بخش‌های مربوط به انرژی هسته‌ای تحریم نیست بلکه هر کس که با ایران مراوده کند و روابط مالی و تجاری با ایران داشته باشد در یک فضای ناامنی که از وزارت خزانه‌داری آمریکا ناشی شده است، قرار دارد.

آمریکا با استفاده از «یوترن» برجام را گروگان گرفته ‌است تا ایران را مجبور کند که سوریه و عراق را از سردار سلیمانی و سپاه قدس بگیرد و به دست وزارت امور خارجه دهد. ایران تجربه دو سال مذاکرات را در وین، لوزان، ژنو و… دارد: رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی کشور گفت از اول نیز هدف ما غنی‌سازی ۳٫۵ درصد و ۵ هزار سانتریفیوژ بود؛ آلان هم می‌گویند ۱۰۰۰ موشک لازم نداریم ۱۰۰ تا کافی است، برد ۲۰۰۰ کیلومتر نمی‌خواهیم برد ۲۰۰ کیلومتر کافی است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که دنیای امروز عصر موشک نیست و عصر گفتمان است! که رهبری قاطعانه جواب دادند و فرمودند «اگر این سخنان از روی آگاهی است خیانت است»

امروز حاصل برجام یک کارخانه‌ی آمریکایی ـ انگلیسی به نام کنت و مونتانا است که در اشتهارد کرج سیگار تولید می­کند! ورود پورشه به داخل کشور نیز نشانگر این است که اساساً برجام برای این پورشه‌سوارها انجام شد نه کسب منافع ملی. اگر دشمن چنین قولی نداده است که یوترن را برمی‌دارد، چرا باید به مردم گفته شود که رفت‌وآمد هیئت‌های اقتصادی خارجی برای رفع مشکل اقتصادی ایران است؟! اقتصاد جهان ۵۹ تریلیون دلار بدهی دارد.[۱۵] اقتصاد کشورهایی که در این نقشه به رنگ قرمز هستند در حال فروپاشی است و این کشورها به ایران رفت‌وآمد می‌کنند. وضعیت اقتصادی این کشورها خراب است و برای رفع مشکلات اقتصادی و ایجاد اشتغال برای خودشان به ایران سفر می‌کنند.

dept

قراردادهای اقتصادی که این کشورهای خارجی با ایران در زمینه­‌های مختلف می‌بندند، فقط روی کاغذ است. به تعبیر رئیس‌جمهور اتریش هنوز مشخص نیست که می‌توانند از لحاظ مالی با ایران مراوده داشته باشند یا خیر. تا «یوترن» برداشته نشود هیچ کشوری نمی‌تواند با ایران مراوده مالی داشته باشد. تا آذرماه و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا همه‌چیز به حالت تعلیق است و بعد از آن نیز باید منتظر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خودمان باشیم. همه کشورها منتظرند ببینند که چه کسی سرکار می‌آید و دوربرگردان نیز باقی می‌ماند یا خیر. باید از وزیر امور خارجه پرسیده شود که موفقیت سیاست خارجی ما در چه بوده است؟! آیا توانستید «یوترن» را بردارید؟! آیا اصلاً می‌دانستید که سند «یوترن» در چه زمانی تصویب‌شده و اصلاً مفاد آن چیست؟! و مخاطرات آن برای ایران چیست؟! اگر می‌دانستید چرا آن را حل نکردید؟!

امروز نگرانی ما از جنگ ارزی است. جنگ ارزی آمریکا با چین ۴۵ روز طول کشید و چین دارای عظیم‌ترین ذخایر ارز و طلا بود. ما با این سیستم بانک مرکزی که عقیده دارد می‌شود با دشمن از در دوستی وارد شد و دشمن می‌تواند تمام مشکلات ما را حل کند نمی‌توانیم در جنگ ارزی مقاومت کنیم. نقدینگی در جامعه به بالای هزار میلیارد رسیده است، تولید خوابیده و بیکاری بیداد می‌کند و مسئولین فقط سخنرانی‌درمانی می‌کنند. برای حفظ کشور باید جامعه را نسبت به موضوع جنگ ارزی توجیه کرد. امروز بقای جامعه به این موضوع بستگی دارد. یک روز مردم نمی‌خواستند نظامی باشند اما زمانی مجبور شدند اسلحه به دست بگیرند و از کشور دفاع کنند. در جنگ نرم یک سری از مردم مجبور شدند که در فضای سایبر درنبرد قلب‌ها و ذهن‌ها خود را واکسینه کنند. امروز برای حفظ کیان کشور و آینده، باید جنگ ارزی را به‌عنوان یکی از جنگ‌های اقتصادی در جامعه نهادینه کنیم.

ایران از یک‌سو درگیر جنگ ارزی و از سوی دیگر درگیر «یوترن» است. جنگ ارزی باید مانند جنگ سخت و جنگ نرم به گفتمان جامعه تبدیل شود. باید با حذف دوربرگردان یا همان «یوترن»  و آزاد کردن ریال از قید دلار و با اجرای پیمان پولی دوجانبه با جنگ ارزی مقابله کنیم. در قضیه جنگ ارزی و «یوترن»  باید زنگ خطر برای جامعه به صدا دربیاید و مردم نسبت به این قضیه حساس شوند تا بتوانیم اقتصاد مقاومتی را پیاده‌سازی کنیم؛ این فکر که مدلی یا سرمایه‌گذاری خارجی از بیرون می‌تواند ما را نجات دهد اشتباه است.

پی‌نوشت

سند «مرکز سیاست دوحزبی آمریکا» در ۸ آبان ۱۳۸۷ در جلسه‌ی ۱۵۰ طرح‌ریزی استراتژیک (کلبه‌ی کرامت) تحت عنوان «حق ترسیدن؛ گزارش مرکز سیاست دوحزبی» توسط استاد حسن عباسی تدریس شد. در همان زمان هشدارهای لازم به مسئولین ابلاغ گردید و اسناد مربوطه برای آن‌ها ارسال شد؛ اما هیچ‌کس به این موضوع توجهی نکرد. در مذاکرات موسوم به برجام نیز از اساس مسئله‌ی دولت و مذاکره‌کنندگان حرف دیگری بود و این شد که در آنجا هم این حرف مغفول قرار گرفت. در نتیجه، متضرر اصلی مردم هستند و حکومتی که به نام اسلام بر پا شده است.


[۱] Money

[۲] Currency

[۳] Xi Jinping

[۴] Currency Wars; The Making of the Next Global Crisis, James Rickards, 2012

[۵] Currency War Game

[۶] توضیحات مربوط به این کتاب را می‌توانید در بخش کتاب‌شناسی این پرونده بخوانید.

[۷] Mahathir Mohamad

 [۸]سیف در مصاحبه با تلویزیون بلومبرگ: «تقریباً هیچ‌ چیز» از برجام عاید ایران نشده است!

خبرگزاری فارس، ۲۸ فروردین ۱۳۹۵، کد خبر: ۱۳۹۵۰۱۲۸۰۰۰۰۰۵

[۹] U-Turn

[۱۰] Bipartisan Policy Center

[۱۱] Dime Paradigm

[۱۲] آمریکا چند نوع مرکز تصمیم‌ساز دارد که تصمیمات لازم برای حزب دموکرات، جمهوری‌خواه یا مراکز نظامی، علمی و دانشگاهی را تأمین می‌کنند. یکی از مراکزی که محل وفاق هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات است و تصمیمات مشترک ایشان در آن تهیه می‌شود به «مرکز سیاست دوحذبی» شناخته می‌شود.

 [۱۳]آدام زوبین: آمریکا «مبادله چرخه دلار» را برای ایران آزاد نمی‌کند!

خبرگزاری فارس، ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، کد خبر: ۱۳۹۵۰۱۲۵۰۰۱۵۶۷

[۱۴]  بیانات در دیدار کارگران، ۸ اردی‌بهشت ۱۳۹۵

[۱۵] The global debt clock

جنگ ارزی روسیه و آمریکا / معرفی فیلم «جک رایان: سرباز سایه»

روسیه و آمریکا دو دشمن دیرینه‌اند که پس از دوران موسوم به جنگ سرد نیز همچنان تقابل خود را حفظ کرده‌اند. رویارویی این دو ابرقدرت امروز نه در قالب جنگ و تهدیدات نظامی، بلکه در شاکله‌ی «جنگ اقتصادی» نمود یافته است و دو کشور با ابزارهای این نوع جنگ به مصاف یک‌دیگر رفته‌اند.

فیلم «جک رایان: سرباز سایه» را می‌توان به‌عنوان یکی از معدود آثار سینمایی هالیوود دانست که این درگیری تمام‌عیار را به‌خوبی به تصویر کشیده است. و به زیبایی نشان می‌دهد که فرماندهان و سربازان «جنگ اقتصادی» استادان و دانش‌آموختگان رشته‌های امور مالی و اقتصادی هستند تا بتوانند با استفاده از سلاح‌هایی همچون اوراق سهام و قرضه، مشتقات مالی و پول‌های رایج کشور‌ها، دشمن را در نبردی نیمه‌سخت شکست داده و بر منابع مالی آن سیادت پیدا کنند.


 

این فیلم قصد دارد تا رویارویی دو ابرقدرت روسیه و آمریکا را نه در قالب یک جنگ نظامی بلکه با استفاده از یک جنگ اقتصادی به تصویر بکشد؛ جنگی که مهم‌ترین سلاح‌ها در آن ابزارهای مالی به‌خصوص ارز کشور‌ها هستند و امروزه از آن تحت عنوان «جنگ ارزی» یاد می‌شود. فرماندهان و سربازان این جنگ استادان و دانش‌آموختگان امور مالی و اقتصادی هستند تا بتوانند با استفاده از سلاح‌هایی همچون اوراق سهام و قرضه، مشتقات مالی و پول‌های رایج کشور‌ها، دشمن را در نبردی نیمه‌سخت شکست داده و بر منابع مالی آن سیادت پیدا کنند. در این فیلم روسیه قصد دارد این اقدام خود را توسط یک عملیات تروریستی پوشش دهد تا هم عمق اثر را بیشتر کرده و هم توجه جامعه را از اقدام اصلی که در حال رخ دادن است منحرف کند.

نیروی عملیاتی آمریکا در میدان این جنگ نیمه‌سخت، فردی به نام «جک رایان» بود. او علاوه بر آشنایی با دانش نظامی، به واسطه‌ی اخذ دکترا در رشته‌ی اقتصاد بر ابزار‌های جنگ اقتصادی نیز به خوبی آشنایی دارد.

در بخشی از فیلم گفتگویی بین جک و رابط او در CIA در می‌گیرد که درواقع کارگردان سعی داشته تا از این طریق سازوکار این «جنگ ارزی» را به روشنی برای مخاطب خود بازگو کند.

رابط از جک می‌پرسد که:

«چرا روس‌ها به‌رغم اینکه خودشان نیز از وقوع چنین جنگی متضرر می‌شوند همچنان بر اجرای آن اصرار دارند؟»

جک در پاسخ می‌گوید که:

«وقتی این اتفاق بیفتد همه‌ی کشور‌ها شروع به خرج کردن دلار‌های خود می‌کنند که این موجب بالا رفتن میزان نقدینگی در کشور می‌شود. روس‌ها نیز از وقوع چنین اتفاقی متضرر می‌شوند؛ اما چون آن‌ها به منابع نفتی زیادی دسترسی دارند به‌راحتی می‌توانند قوای خود را حفظ کنند، اما درباره‌ی آمریکا این اتفاق منجر به شکل‌گیری دومین رکود بزرگ تاریخ خواهد شد.»

در نهایت، جک که متوجه نیت روس‌ها در هم‌زمانی حمله اقتصادی و تروریستی شده بود، سعی می‌کند تا با نفوذ به سیستم‌های طراحان روسی عملیات، به زمان و مکان این حملات تروریستی پی ببرد تا از این طریق جلوی وقوع هر دوی این اتفاقات را بگیرد؛ در این بستر روند وقوع حوادث شکل می‌گیرد و داستان خلق می‌شود.

1

عنوان فیلم: جک رایان: سرباز سایه / Jack Ryan: Shadow Recruit

کارگردان: Kenneth Charles Branagh

نویسنده: David Koepp, Adam Cozad

تهیه‌کنندگان: Mace Neufeld, Lorenzo di Bonaventura, David Barron, Mark Vahradian

شرکت‌های سازنده: Skydance Productions, di Bonaventura Pictures, Mace Neufeld Productions

سال تولید: ۲۰۱۴

کشور سازنده: آمریکا

مدت‌زمان فیلم: ۱۰۵ دقیقه

پنتاگون و بازی جنگ اقتصادی

پنتاگون _وزارت دفاع ایالات‌متحده‌_ یکی دیگر از واحدهای عملیاتی جنگ ارزی است با توجه به بحران شدید اقتصادی آمریکا و ضعیف شدن دلار در سطح جهان و همچنین در جنگ اقتصادی با کشورهایی چون روسیه، چین و ایران، به «بازی جنگ»[۱] رو آورده است. طبق آخرین یافته‌ها از اظهارنظرهای غیررسمی، پنتاگون از «آزمایشگاه فیزیک کاربردی»[۲] در دانشگاه جان هاپکینز به‌عنوان یکی از تخصصی‌ترین مراکز واجد اتاق جنگ در ایالات‌متحده استفاده کرده است؛ نام این مرکز Warfare Analysis Laboratory می‌باشد.

اتاق جنگ«آخرین تصویر از این مرکز مربوط به قبل از سال ۲۰۰۰ میلادی»

شرح اتفاقات این بازی جنگ در کتاب «جنگ‌های ارزی»[۳] نوشته‌ی جیمز ریکاردز[۴]  آورده شده است.

در ادامه می‌توانید به گزارش رسانه‌های آمریکایی از برگزاری این بازی در سال ۲۰۰۹ میلادی مراجعه کنید:

Politico: Pentagon Preps for Economic Warfare

Foreign policy: Pentagon, Bankers, Prepare for Financial Warfare

Cbsnews: Pentagon Preps for Economic Warfare

Wsws: Pentagon holds war game simulating world financial crisis

Financial sense: Jim Rickards: Pentagon’s Financial War Game Playing Out


 [۱] Game War

[۲] Applied Physics Laboratory

[۳] Currency Wars

[۴] James Rickards

گروه ضربت اقدام مالی

«گروهِ ضربتِ اقدامِ مالی»[۱] به‌عنوان یک سازمان بین‌دولتی از سال ۱۹۸۹ میلادی با مصوبه‌ی هفت کشور صنعتی یا «گروه هفت G7» تشکیل شده است. این نهاد ذیل «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه»[۵] در فرانسه فعالیت می‌کند. وظیفه‌ی گروهِ ضربتِ اقدامِ مالی، تنظیم استانداردها و ارتقای موثر سنجه‌های قانونی و اجرایی برای مبارزه با پول‌شویی[۳]، تامین مالی تروریسم[۲] و دیگر تهدیداتی است که پکپارچگی سیستم مالی بین‌المللی را تهدید می‌کند.

نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه داشت این است که در این سازمان مفاهیمی مثل پول‌شویی یا تروریسم می‌بایست با عینک آمریکایی نگریسته شود. به عنوان مثال جنبش‌های مقاومت مثل حزب‌الله لبنان، یا سازمان‌های نظامی مانند سپاه پاسداران از نگاه آمریکا گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی محسوب می‌شوند. طبق همین معیار اگر به وب‌سایت گروه ضربت اقدام مالی مراجعه شود، در بخش کشورها و بر روی نقشه، ۱۲ کشور جزو سرزمین‌های با ریسک بالا ارزیابی شده‌اند که ایران و کره‌ی شمالی دارای بالاترین ریسک و در وضعیت قرمز ترسیم شده‌اند.

countries_financial_action_task_force_faff«اگر به وب‌سایت گروه ضربت اقدام مالی مراجعه شود، ۱۲ کشور جزو سرزمین‌های با ریسک بالا ارزیابی شده‌اند که ایران و کره‌ی شمالی دارای بالاترین ریسک و در وضعیت قرمز ترسیم شده‌اند.»

نکته‌ی جالب توجه در این میان سفید بودن وضعیت کشورهایی مثل عربستان است. کشوری که از گذشته حامی اصلی گروه‌های تروریستی مانند طالبان بوده است و امروز نیز علنا از داعش حمایت می‌کند. یا کشوری مثل ترکیه که به طور رسمی از تروریست‌های جبهه‌النصره در سوریه حمایت مالی و تجهیزاتی می‌کند در وضعیت سفید و عادی ارزیابی شده است!

اما اعمال استاندارها و سنجه‌های تهیه شده از سوی، طبیعتا بدون اطلاعات ممکن نیست و با در اختیار داشتن تمام داده‌ها و اطلاعات اقتصادی کشور مقابل ممکن می‌شود؛ فرآیند اجرای آن هم با نصب نرم‌افزارهایی برای مانیتور و رصد تمام تعاملات مالی و اقتصادی آن کشور می‌باشد.

بعد از توافق برجام و با ورود گروه‌ها‌ی اقتصادی کشورهای مختلف به ایران، آمریکا سنگ‌اندازی در مسیر اجرای برجام و مانع‌تراشی برای هم‌کاری کشورهای مختلف با ایران را آغاز کرد و بسیاری از طرف‌های اقتصادی از بیم تحریم‌های آمریکا، نسبت به هم‌کاری اقتصادی با ایران نگران بودند. در این فضا، گروه ضرب اقدام مالی از فرصت استفاده کرد و به منظور تسلط و سوار شدن بر اتمسفر معاملات بانکی ایرانی، با بهانه‌ی رفع دل‌نگرانی از موسسات مالی بین‌المللی برای ورود به معامله با ایران وارد گود شد و پیشنهاد داد تا ایران را تحت نظارت خود قرار دهد.

پیشنهاد گروه ضربت اقدام مالی FATF به بیان ساده این است:
«نظام داد و ستد بانکی دنیا، نسبت به راه دادن ایران به جمع خود یک نگرانی کوچک دارد و آن این است که می‌ترسد پس از باز کردن امکان تراکنش‌های بین‌المللی ذیل برجام، ایرانی‌ها از این امکان سوءاستفاده و تروریسم منطقه‌ای _بخوانید گروه‌های مقاومت_ را با تزریق دلارهایشان تقویت کنند و بر آشوب منطقه بیفزایند _بخوانید عرصه را بر آمریکا تنگ کنند. اگر امکان این باشد که گروه ضرب اقدام مالی به مدت ۱۲ ماه آزمایشی تمام فعالیت‌های بانکی ایران را دانه دانه چک کند تا ببیند پول‌ها از کجا به کجا می‌رود و مطمئن شود که ایران به وسیله پول‌شویی، پول‌هایش را به حساب‌های گروه‌های تروریستی منطقه نمی‌رساند، در نهایت به ایران اجازه داده خواهد شد تا از ظرفیت‌های بین‌المللی بانکی که اکنون بر آن بسته است استفاده کند»!

این نهاد را می‌توان یکی از اجزای ترتیب نیروی دشمن در جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرد که با جاسوسی رسمی از اطلاعات اقتصادی، برآورد اطلاعاتی دشمن برای اقدام موثر علیه کشور را دقیق و بدون خطا می‌کند. برای تحلیل‌های بیشتر در این حوزه می‌توانید مطالب زیر را پی بگیرید:

واگذاری شاهراه اطلاعات اقتصادی کشور به آمریکا ـ شاپرک گیت!

تأیید اطلاعات «وطن امروز» درباره نفوذ آمریکایی به شبکه پرداخت الکترونیکی ـ پاسخ متهم به جای نهادهای امنیتی!

هشدار درباره خطر بزرگ

ریسک‌های امنیتی تفاهم با FATF

بسته شدن حساب‌های مادر با FATF

 پانوشت:


[۱] Financial Action Task Force (FATF)

[۲]. Terrorism Financing

[۳] Money Laundering

[۴] Economic Corruption

[۵] Organization for Economic Co-operation and Development (OECD)

جنگ اقتصادی آمریکا با ایران ، عامل فروپاشی دلار

در کشاکش داستان هسته‌ای ایران با ۱+۵ که اصل آن در جنگ اقتصادی غرب با ایران خلاصه می‌شود، فریادهای رسانه‌های غربی نیز به گوش می‌رسد که دیگر دلار آمریکا به عنوان مؤثرترین و پرقدرت‌ترین ابزار این جنگ، کارایی ندارد و در برابر مقاومت اقتصادی انقلاب اسلامی نتوانسته تأثیری بگذارد. از این‌رو پرداختن به ادبیات و مفاهیم تولیدشده در این رسانه‌ها می‌تواند نسبت بین دو امر فروپاشی و جنگ اقتصادی را در نظام معیشتی غرب روشن کند.

تحلیل زیر در وب‌سایت مانی‌مورنینگ ارائه شده که توسط مرکز پایش استراتژیک فروپاشی اقتصاد ترجمه و منتشر می‌گردد.


ایالات‌متحده هم‌اکنون در حال برپایی جنگ اقتصادی خطرناکی علیه ایران است و چنانچه بااحتیاط پیش برده نشود می‌تواند دشمنان دلار را در ایجاد ضد حمله‌ای علیه کارنسی ایالات‌متحده تشجیع کند؛ همان‌طور که می‌دانیم چنین اقدامی می‌تواند دلارِ ایالات‌متحده را به نابود بکشاند.

می‌دانید که دلار به‌عنوان یک ارز ذخیره، ارزش خود را نگه می‌دارد زیرا تقاضای جهانی این‌گونه حفاظتش می‌کند و تا زمانی که معاملات بین‌المللی جهت تسویه به آن نیاز دارند، دلار در مقابل ارزهای جهان منحصراً نیرومند باقی خواهد ماند.؛ لیکن وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده، دلار را فراتر از ابزاری جهت تسویه معاملات بین‌المللی می‌داند.

به‌علاوه دلار به‌عنوان یک سلاح، جهت بی‌ثبات کردن ملت‌های سرکش و القای تغییر رژیم می‌تواند استفاده گردد؛ یا چنانکه وزارت خزانه‌داری عقیده دارد:

«در حال حاضر، جنگ اقتصادیِ به پا شده توسط ایالات‌متحده دشمنان ما را سرنگون نمی‌کند؛ در حال تقویت کردن آن‌هاست…»

وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده در پی تلاشش برای سقوط حکومت ایران و مهار کردن بلندهمتی‌های هسته‌ای این کشور، بر تخریب ریالِ ایران مصمم است. همان‌گونه که دیوید کوهِن[۱]، مقام رسمی وزارت خزانه‌داری، در تاریخ ۶ ژوئن ۲۰۱۳ اظهار داشت، ایالات‌متحده به دنبال کاهش بهایِ ریال و بلااستفاده کردن آن در تجارت بین‌المللی است. سال ۲۰۱۲ پس از مسدود کردن حساب ایران در فدرال‌رزرو[۲] آمریکا و فشار آوردن بر بلژیک جهت تحریم معاملات ایرانی در سیستم پرداخت‌های سوئیفت بین‌المللی، اقتصاد ایران دچار بحران شد.

جنگ اقتصادی

ایران تلاش می‌کرد که بدون دسترسی به دستگاه‌های پرداخت بین‌المللی بتواند دلار حاصل از صادرات نفت خود را وصول نماید؛ اما به دلیل عدم دریافت دلارهای نفتی نمی‌توانست پول لازم برای وارداتش را پرداخت کند. این اقدام دوره تورمی گسترده‌ای را برای ریال رقم زد و موجب کاهش سرمایه‌ی بانک‌های ایرانی شد.

این یک جنگ اقتصادی است که با تحریم ایران در سیستم پرداخت‌های دلاری شکل گرفته و ایالات‌متحده باید با واقعیت کریه آن مواجه می‌شد که «دلار آن‌طور که وزارت خزانه‌داری ایالات‌متحده گمان می‌کرد سلاح مؤثری نیست.»

به جای این اقدامات آمریکا، ایران به‌سوی سه کشوری سوق پیدا کرد که به دنبال خلاص شدن از استیلای دلار بودند؛ ایران با هند، چین و روسیه ارتباط برقرار کرد تا بتواند از سیستم پرداخت‌های بین‌المللی دلاری اجتناب بورزد.

به این صورت که هند برای نفتِ ایران طلا معاوضه کرد، سپس ایران این طلا را برای تهیه غذا و کالاهای تولیدی از چین و روسیه در برابر تلاششان برای انباشت این فلز زرد استفاده نمود. از این‌رو این چهار کشور به سهولت قادرند معاملات بین‌المللی را بدون دلار تسویه کنند که ترقی وحشتناکی در نظام مالی جهانی را آشکار می‌کند. دلار تنها اسلحه در جنگ اقتصادی نیست. قدرت آن به‌آرامی توسط طلا در حال فرسایش است.جیمز ریکاردز

جیمز ریکاردز[۳]، رایزن تهدیدات و جنگ نامتقارن اقتصادی پنتاگون و سی‌آی‌ای CIA، سال ۲۰۱۴ در کتاب «مرگ پول[۴]» می‌نویسد:

«ایالات‌متحده خواسته بود ایران را از سیستم پرداخت‌های دلاری بیرون کند … لیکن در شرایطی که باید مراقب آرزویتان باشید که عملی شود، یک سیستم پرداخت غیرِ دلارمبنا در آسیا در حال شکل‌گیری است و طلا ثابت نموده که به‌تنهایی سلاح مالی مؤثری است.»

تازه ایران بخش کوچکی از تلاش بسیار وسیع جهانی است که در پی تخریب نقش دلار در صحنه‌ی بین‌المللی عمل می‌کنند. آنچه توسط ایران آغازشده حاکی از اضمحلال مالی در وسعتی است که تابه‌حال شاهد آن نبوده‌ایم.

Money Morning

۱۱ June 2015

۲۱ خرداد ۱۳۹۴

اصل این مطلب را می‌توانید از این‌جا پی بگیرید.

[۱] David Cohen

[۲] Federal Reserve

[۳] James Rickards اقتصاددان سرشناس آمریکایی است که در حوزه‌های قدرت اقتصادی و بررسی تهدیدات ناشی از اعمال آن صاحب نظریه است و کتاب‌های متعددی را تألیف کرده. یکی از کتاب‌های وی که مقدم بر کتاب «مرگ پول» به نگارش درآورده، کتاب «جنگ‌های ارزی» می‌باشد که در گذشته ذیل مطلب فروپاشی دلار آمریکا در جنگ تمام عیار اقتصادی در مرکز پایش تحلیل و معرفی گردید.

[۴] Death of Money