رهبر معظم انقلاب مفهوم «جنگ اقتصادی» را به دفعات در سال‌های متمادی در سخنرانی‌های خود مطرح کرده بودند؛ اما برای نخستین مرتبه در جلسه‌ی تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از اصطلاح «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» سخن به‌میان آوردند.[1] برای کسانی‌که با دانش نظامی آشنایی داشته باشند، وزن و اهمیت این مفهوم مشخص است؛ یعنی جنگی که از تمام جهات و سطوح و در همه‌ی لایه‌ها کشور را درگیر کرده باشد. این جنگ درواقع رخ داده بود؛ کشور ازیک‌سو با تحریم‌ها به محاصره‌ی اقتصادی کشیده شده بود و از سوی دیگر، هم‌زمان نیز جامعه‌ی درگیر با مصرف‌گرایی، عرضه‌ی پول آن توسط نهادهای اقتصادی خارج از کشور و سرپل‌های نفوذ در داخل دست‌خوش تغییر و نوسان قرار می‌گرفت.

این اتفاقات تا زمستان سال 1390 پیش آمد و منجر به بحرانی گسترده در قیمت ارز و طلا شد. در نتیجه رهبر انقلاب به تعریف دو مفهوم «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» و «مقاومت اقتصادی» متبادر شدند. با توجه به این، جیمز ریکاردز، مشاور تهدیدات مالی و جنگ نامتقارن در CIA، در مصاحبه‌ای پس از گذشت چهار سال به روند «جنگ ارزی» آمریکا علیه ایران اعتراف می‌کند و اتفاقات سال 1390 را نتیجه‌ی اقدامات آمریکا می‌خواند.[2]

با توجه به این موارد، می‌توان این‌گونه بیان کرد که «جنگ ارزی»[3] شکل ویژه‌ای از جنگیدن است که هدف دشمن با ورود به این جنگ از بین بردن ارزش پول کشور مقابل است؛ یعنی به زمین زدن کشور حریف از طریق قدرت اقتصادی، و به‌طور اخص به‌وسیله‌ی ابزارها و اقدامات مالی. در این بین، قربانی اصلی و مستقیم این جنگ توده‌های مردمی هستند. جنگ ارزی ابزارهای متفاوتی در مقایسه با جنگ سخت دارد که «ارزش پول»، «نرخ برابری ارزها»، « سرمایه‌گذاری در انواع دارایی‌های مالی و اوراق بهادار» و موارد دیگر از مهم‌ترین ابزارهای این رویارویی محسوب می‌شوند.

سابقه‌ی این جنگ به اندازه‌ی تاریخ اقتصاد مدرن است؛ از زمانی‌که «بازار» به‌عنوان مبنای اصلی نظریات اقتصادی قرار گرفت و «پول» نقش اول را عهده‌دار شد و مکتبی در اقتصاد به وجود آمد به نام «مکتب پول‌گرایان»[4]. از این دوره به بعد «پول» علاوه بر این‌که وسیله‌ی سنجش تمام کالاها محسوب می‌شود، خودش یک کالا به حساب می‌آید و مانند کالاهای دیگر در جایی به نام بازار سرمایه آن را به خرید و فروش می‌گذارند؛ از این‌رو، دارای ارزش متغیر است و «نرخ بهره‌ی بانکی» یا نرخ بهره‌ی انواع اوراق بهادار قیمت این کالای مدرن محسوب می‌شوند.

این نظریه تحت اندیشه‌ی میلتون فریدمن[5] با عنوان «سیلا و کرایبدیس»[6] مطرح شده است.  در افسانه‌های یونانی، سیلا و کرایبدیس دو اژدها هستند که خلاصی از یکی، گرفتار شدن در دام دیگر را در پی دارد. و در نظریه‌ی مذکور، «سیلا» نماد یک سیستم ارزی خودکار و شناور است که ارزش آن با نرخ برابری سایر ارزها توسط «بازار» سنجیده می‌شود؛ حال این بازار می‌تواند به‌وسیله‌ی هژمونی دلار در اختیار آمریکا باشد و هر ارزی را که اراده کند، دست‌خوش تغییر و نوسان قرار دهد.

در سوی دیگر، «کرایبدیس» سیستم ارزی متمرکزی است که به‌وسیله‌ی آن ارزش ارز ملی یک کشور توسط بانک مرکزی همان کشور تعیین می‌شود؛ که البته این‌‌جا هم هژمونی دلار به‌عنوان ارز غالب جهانی می‌تواند نقش‌آفرین باشد؛ به این صورت که با سرمایه‌گذاری در دارایی‌های مالی و اوراق بهادار کشور مقابل و اجرای تصمیمات جمعی ـ برای مثال خارج کردن یک‌باره‌ی مبالغ سرمایه‌گذاری‌شده از بازارهای مالی یا وارد کردن یک‌باره‌ی سرمایه ـ می‌تواند نوساناتی جدی در ارزش پول آن کشور ایجاد کند.[7]

در هر حالت، وضعیت اقتصادی امروز جهان معلول همین نظریات و عقاید است و ربای سیستماتیک در ساختار نظام اقتصادی مدرن اینجا خودش را نشان می‌دهد؛ جایی‌که پول دارای ارزش متغیر است و با هر نوسانی دچار تغییر ارزش می‌شود و به تبع آن تمام کالاها و خدمات موجود در بازار نیز تغییر قیمت پیدا می‌کنند.

«جنگ ارزی» در این ساختار ربوی شکل گرفته است؛ ساختاری که در آن «پول» مبنای سنجش تمام پدیده‌هاست و خودش نیز مستقلاً واجد ارزش متغیر است. در چند سال اخیر، عمده‌ی کشورهای مطرح در حوزه‌ی قدرتْ برای این‌که ارکان قدرت خود را در ابعاد اقتصادی حفظ کنند، نهادهایی را در سطوح کاملاً امنیتی برای سنجش و حفظ ثبات ارزش پول کشورشان ایجاد کرده‌اند. در واقع، عملاً نهادهای امنیتی ثبات نظام اقتصادی را مدیریت و کنترل می‌کنند. از این‌رو، بر نهادهای اطلاعاتی‌ـ امنیتی ما نیز واجب است تا با به‌کارگیری متخصصین این حوزه که حفظ انقلاب برای آنها در اولویت است، تشکیلات لازم را ترتیب دهند و حفظ ارکان اقتصادی کشور را در اختیار داشته باشند.

با توجه به این ضرورت، ویراست یکم گزارش حاضر در تابستان 1395 در معاونت انگیزه‌ی اندیشکده‌ی یقین ـ مرکز بررسی‌های دکترینال ـ تنظیم شده و در پایگاه کدآمایی برای استفاده عموم دردسترس قرار گرفته است.

و من‌الله التوفیق
دبیر بخش اکانامی

 

[1]  «نکته‌ی سوم، تهدیدهای اقتصادی خارجی است. خب تحریمها از قبل بود، منتها این تحریمها از حدود زمستان سال ۹۰ تا امروز، تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است که متوجه ملت ما است.»

جلسه تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ـ 20 اسفند 1392

[3] Currency War

[4] Monetary School

[5] Milton Friedman

[6] Scylla & Charybdis

[7]  میلتون فریدمن ـ سرمایه‌داری و آزادی ـ نشر نی ـ ص 54


آخرین مطالب این پرونده

  • gold money
    طلا ، پشتوانه‌ی پول

    یوآن چین و روبل روسیه نیز ارزهای ذخیره‌ی واقعی نیستند. برای ایجاد یک سیستم جدید، تنها معیارهای مناسب، یا طلاست و یا پول جهانی صندوق بین‌المللی پول است که «حق برداشت مخصوص» نام دارد. منتقدان ادعا می‌کنند که طلای کافی برای پشتیبانی نظام مالی وجود ندارد. این حرف چرند است. همیشه طلای کافی وجود دارد، تنها مسئله، مسئله‌ی قیمت آن است.

  • petrodollar
    ارز جایگزین دلار

    در نوامبر ۲۰۰۷ در جلسه‌ی اصلی اوپک، رئیس‌جمهور ایران درخواست کرد تا یک ارز معتبر و قابل‌قبول (توسط کشورهای عضو اوپک)، به‌عنوان جایگزینی برای نقش دلار آمریکا و انجام تجارت‌های نفتی انتخاب شده و مورد استفاده قرار گیرد.

  • asian crisis
    جنگ ارزی علیه کشورهای جنوب شرق آسیا

    تجربه‌ی کشورهای پذیرای سرمایه‌گذاری خارجی ازجمله کشورهای جنوب شرق آسیا و آمریکای لاتین نشان می‌دهد که حضور سرمایه‌های خارجی در اثر فرآیند جهانی‌شدن چگونه به این کشورها ضربه زده است.