افق جديد ابرثروت‌مندان براي جهان؛ گزارشی تحلیلی از اجلاس داووس 2014


85 نفر ثروتمند اول دنیا ثروتی معادل دارایی 3.500.000.000 نفر از جمعیت فقیر جهان را دارند…
اکثر مردم حتی نمی‌فهمند که آن‌ها در سیستم نئوفئودالی مبتنی بر بدهی سهیم هستند که پول در آن مانند ساختاری از کنترل اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد…1392/11/01


آیا می‌دانستید که 85 نفر از ثروتمندترین افراد دنیا، ثروتی معادل 50 درصد فقرای جمعیت جهان را دارند؟ به عبارت دیگر 85 نفر ثروتمند اول دنیا ثروتی معادل داراییِ سه میلیارد و پانصد میلیون (3.500.000.000) نفر از جمعیت فقیر جهان را دارند. این آمار تکان‌دهنده از آکسفام Oxfam نقل شده و به احتمال زیاد آکسفم به دلیل استفاده از منابع و آمارهای عمومی، این فاصله را دست‌کم گرفته است. 

این نخبگان و ثروتمندان که در قله‌ی زنجیره‌ی غذایی جهان قرار دارند نیز در مخفی نگاه داشتن حدود ثروت خود استاد هستند. تا جایی‌که ما می‌دانیم این نخبگان ثروتمند چیزی معادل 32 تریلیون (32.000.000.000.000) دلار پول در بانک‌های سراسر جهان ذخیره کرده‌اند که برای بازپرداخت کل بدهی‌های دولت آمریکا و خرید تمامی کالاها و خدمات تولید شده در یک سال آمریکا کافی است. این افراد به طور کلی در جهان متفاوتی از دنیای ما زندگی می‌کنند. بنابر آمارهای آکسفم یک درصد ثروتمند اول دنیا، 65 برابر بیشتر از نیمه فقیر جمعیت کل جهان ثروت دارند. توليد ثروت مشکلی ندارد، حتی بنیان‌گذاران آمریکا خواستار جامعه‌ای بودند که در آن هر کسی قادر به رسیدن به رویای خود باشد اما متاسفانه این کشور و به طبع آن سراسر دنیا به سمت مخالف سوق داده شده است.

امروز ما اقتصاد جهانیِ بدهی‌محوری داریم که توسط کمپانیهای درنده‌ی غول‌آسا و بانک‌های عظیم کنترل می‌شود. این بانک‌ها و کمپانی‌ها با همکاری دولت‌ها، سیستمی را پدید آورده‌اند که می‌توان به آن لقب شرکت‌گرایی Corporatism داد. نظامی که در آن درصد ثروتی که به جیب نخبگان بالای هرم می‌رود به مرور زمان در حال بزرگ‌تر شدن است. بنیان‌گذاران آمریکا حق داشته‌اند که به تجمع و تمرکز قدرت، مشکوک باشند. در اوایل تاسیس ایالات متحده، حاکمیت مرکزی بسیار کوچک بود و اندازه‌ی شرکت‌ها نیز بسیار محدودیت داشت. ملت ما آزاد شد و یک طبقه‌ی متوسط پر تعداد در جامعه‌ی آمریکا پدید آمد.

متاسفانه پاندول این ساعت در چند دهه‌ی گذشته برعکس حرکت کرده و جامعه‌ی ما به طور کامل تحت سیطره‌ی کمپانی‌های عظیم، بانک‌های غول‌پیکر و دولت‌های شریک آن‌ها قرار گرفته است و این سرنوشت تقریباً تمامی ملت‌های جهان است. نخبگان ثروتمند جهان با تقلب در بازیْ تمامی جوایز را برای خود کرده‌اند.

نکات زیر تماماً از آخرین گزارش آکسفم نقل شده:

  • تقریبا نصف ثروت جهان توسط یک درصد از جمعیت جهان تصاحب شده.
  • یک درصد ثروتمند اول دنیا، 65 برابر بیشتر از نیمه‌ی فقیر جمعیت کل جهان ثروت دارند، چیزی حدود 110 تریلیون دلار.
  • نیمه‌ی فقیر جمعیت جهان همگی به اندازه 85 نفرِ اولِ ثروتمند دنیا ثروت دارند.
  • از هر 10 نفر، 7 نفر از مردم جهان در کشوری زندگی می‌کنند که نابرابری اقتصادی در آن کشور طی سی سال گذشته رشد داشته است.
  • یک درصد ثروتمند در 24 کشور از 26 کشوری که ما از اطلاعات اقتصادی‌اش مطلع هستیم، سهمشان از ثروت را بین سال‌های 1980 تا 2012 افزایش داده‌اند.
  • در ایالات متحده، یک درصدِ ثروت‌مندتر، 95 درصد از رشدی که بعد از بحران مالی، یعنی از سال 2009 به این‌سو، در اقتصاد آمریکا ایجاد شده رابرای خود کسب کرده‌اند؛ در حالی که 90 درصد پایینی فقیرتر شده‌اند.

داوس 2014«نیازی به گفتن نیست که اجلاس داووس یک تشکیلات از نخبگان، توسط نخبگان و برای نخبگان است.»

در آغاز روز چهارشنبه، چندین هزار نفر از اعضای نخبه‌ جهانی برای گردهم‌آیی اقتصادی جهان در شهر داووس، واقع در کشور سوئیس  گرد هم آمدند. در ادامه، شرح این کنفرانس در روزنامه‌ی USA Today این‌گونه آمده است:

«در چند روزِ پایانی ماه ژانویه، رئیس جمهورها، نخست وزیران، پادشاهان، شرکت‌های ادغامی غول‌آسا همراه با هنرپیشگان، ستارگان موسیقی راک، و افراد سرشناسی از اين دست، در نشست سالانه‌ی گردهم‌آیی اقتصادی جهان حضور پيدا می‌كنند. گفت‌وگوهایی كه در دهکده‌ی آلپ، در شهر داووس، حدود 90 مایلی جنوب شرقی شهر زوریخ، صورت می‌گيرد و رفت و آمدهایی كه هر سال مدت کوتاهی در اتاقک‌های کوچکِ قدیمی اسکی در مراکز ایالت گراوبورن (یکی از ایالت‌های کشور سوئیس)صورت می‌گيرد؛ آن‌جا را تبدیل به محلی از انفجار نخبگان سیاسی و تجاری می‌كند.»

داووس 2014

«امسال موضوع نشست، شکل‌دهی مجدد جهان با مولفه‌هایی چون: پیامدهای اجتماعی، سیاسی و تجاری است… برای نخبگان جهانی، حل مشکلات، همواره مستلزم تمرکز بیشتر Centralization و حاکمیت جهانی بیشتر می‌باشد. به بیان دیگر، پاسخ به مشکلات، همواره مستلزم تفویض اختیار و قدرت بیشتر به آن‌ها بوده است. نخبگان، هرگز نمی‌خواهند که پاندولِ سرپرستی مردمِ فقیر برگشت داده شود.»

مگر این‌که خودتان ثروتمند باشید تا رفتن به این کنفرانس را نادیده بگیرید. یک بلیط برای رفتن به اجلاس داووس، برای هر نفر حدود 30.000 دلار آب می‌خورد و هزینه‌های عضویت در سازمان، بالای 55.000 دلار است.

نیازی به گفتن نیست که اجلاس داووس، یک تشکیلات از نخبگان، توسط نخبگان و برای نخبگان است. امسال موضوع نشست، شکل‌دهی مجدد جهان با مولفه‌های چون: پیامدهای اجتماعی، سیاسی و تجاری است. کلاس شواب Klaus Schwab بنیان‌گذار گردهم‌آیی اقتصاد جهانی World Economic Forum گفت:

«زمان آن رسیده که دکمه‌ی نظم مجدد برای اقتصاد جهانی را فشار دهیم. در طول یک هفته، رسانه‌های مخاطب، پیش از گردهم‌آیی اقتصادی جهانی، با آگهی‌ها و تبلیغات پرهیاهو و فراوان، نشست سالانه در داووس-کلاسترِ کشور سوئیس را آغاز کردند.»

همچنین مؤسس و رئیس اجرایی گردهمایی اقتصادی جهانی گفت:

«جهان پیچیده است، با سرعت زیادی پیشرفت می‌کند، به هم مرتبط است و ما می‌خواهیم در اجلاس داووس، جهان را آن‌گونه که هست انعکاس دهیم. این نشست تنها به یک مجموعه از مسائل اختصاص داده نمی‌شود؛ این نشست، پیچیدگی جهان ما را مورد بحث قرار می‌دهد.»

در نگاه اول، این نشست خیلی خوب به نظر می‌رسد. خيلی‌ها دوست دارند که دکمه‌ی نظمِ مجدد برای اقتصاد جهانی را بزنند. اما معنی نظمِ مجدد از نظر نخبگان با آنچه که اکثرِ افراد متوجه می‌شوند، تفاوت زیادی دارد.

در ادامه، گزیده‌ای از دستورِ جلسه‌‌ی اجرایی که برای گردهم‌آیی سال 2014 تنظیم شده بود را ملاحظه بفرمایید:

«در سطح بین‌المللی، ساختار رسمیِ حاکمیت جهانی Global Governance برای چالش‌های میان‌رشته‌ای و مشکلات اجتماعی در این دوره و زمانه، طراحی نشده است. در نتیجه، همکاری‌های بین‌المللی کاملاً با ورود به عصر اطلاعات و تسخیر آن، دوباره یک‌پارچه شده است.»

برای نخبگان جهانی، حل مشکلات، همواره مستلزم تمرکز بیشتر Centralization و حاکمیت جهانی بیشتر می‌باشد. به بیان دیگر، پاسخ به مشکلات، همواره مستلزم تفویض اختیار و قدرت بیشتر به آن‌ها بوده است. نخبگان، هرگز نمی‌خواهند که پاندولِ سرپرستی مردمِ فقیر برگشت داده شود. نخبگان معمولا از انجام بازی لذت می‌برند؛ زیرا آن‌ها پیروز می‌شوند.

داوس 2014

«اکثر مردم حتی نمی‌فهمند که آن‌ها در سیستم نئوفئودالی مبتنی بر بدهی سهیم هستند که پول در آن مانند ساختاری از کنترل اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.»

اکثر مردم حتی نمی‌فهمند که آن‌ها در سیستم نئوفئودالی مبتنی بر بدهی[1] سهیم هستند که پول در آن مانند ساختاری از کنترل اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. حدود 190 تریلیون دلار بدهی در جهان موجود است، اما GDP -تولید ناخالص داخلیِ[2]– جهان، در حدود 70 تریلیون دلار است. راهی برای پرداخت همه‌ی این بدهی‌ها در یک زمان وجود ندارد. از طریقِ قانون ریاضی هم غیر ممکن است. باگذشت زمان، تمام بدهی‌ها، ثروت کره زمین را از عموم مردم به سمت نخبگان جهانی منتقل می‌کند. اگر اجازه داده می‌شد که این رقابت به حد کافی مفصل و طولانی انجام شود، سرانجام آنها تقریباً به همه‌ی این ثروت دست می‌یابند.

بعضی گفت‌وگوهایی که هم‌اکنون وجود دارد نشان می‌دهد كه جهان دارد به اين مرحله نزدیک می‌شود: پژوهشی‌که «مؤسسه‌ی جهانی برای تحقیق بر روی اقتصاد توسعه[3]» انجام داده نشان می‌دهد که نیمه‌ی کمتر مردمِ جهان، فقط حدود یک درصد از کل ثروت جهان را در اختیار دارند، و در این حالت حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان، هر شب گرسنه به رخت‌خواب می‌روند. این یکی از دلایلی است که نشان می‌دهد بانک مرکزی آمریکا باید تعطیل شود؛ چراکه قلب این سیستم بدهی‌محور است؛ سيستمی كه در ایالات متحده وجود دارد و در طول صد سال گذشته، این سازوکار جامعه‌ی آمريكا را در آستانه‌ی یک آرماگدون اقتصادی[4] قرار داده است.

متأسفانه، اکثر آمریکایی‌ها هیچ‌کدام از این مسائل را نمی‌فهمند. آن‌ها خیال می‌کنند که بدهی، رفاه و آبادانی را افزایش می‌دهد و آن‌ها قادر خواهند بود به طور نامحدود از آن بهره‌مند شوند.

آیا امیدی برای افراد بی‌بضاعت وجود دارد؟

شايد افرادی بخواهند تلاش کنند تا یک میلیارد دلار از مسابقات قهرمانی اتحادیه ملی ورزش دانشگاهی[5] در رقابت‌های براکت، برنده شوند که وارن بافت [6] حامی آن است. یا برای پیروزی در یک بخت‌آزمایی[7] شرکت کنند و يا به یک ورزشکار مشهورِ و حرفه‌ای تاریخ تبدیل شوند.

اما احتمال این‌که تک‌تک این موارد واقعاً اتفاق بیفتد، بسیار کم است و حتی ارزش ندارد که به آنها اشاره شود.

اگر افراد وقت خود را در برای بیدارکردن مردم صرف كنند و به آن‌ها کمک کنند تا بفهمند سیستم جهانی حاكم، واقعاً چگونه عمل می‌کند؛ خيلی موثرتر است.

بسياری معتقدند كه بیداری بزرگ[8] دارد رخ می‌دهد.

میلیون‌ها نفر از مردم می‌خواهند ماتریسِ نظارت[9] را که مانند یک گیره‌ی محکم در زندگی‌شان حاكم است، بشکنند و برای خودشان فکری بکنند.

زمانی تیره‌گی، تیره‌تر می‌شود که روشنایی روشن‌تر می‌شود. یک گروه کامل از سطوح مختلف در حال شكل‌گيری استو البته یک فروپاشیِ اقتصادیِ بزرگ در حال وقوع است. این رویداد موجب رنج و عذابِ فراوانی می‌شود.اما سراسر این رویداد، شامل اخبار ناخوشایند نخواهد بود.

Michael Snyder

21 January 2014

1 بهمن 1392

اصل این مطلب را می‌توانید از این‌جا پی بگیرید.


[1]. Debt-based Neo-feudalist System

  [2]. یکی از مقیاس‌های اندازه‌گیری در اقتصاد است که دربرگیرنده‌ی ارزش مجموع کالاها و خدماتی می‌باشد که در طی یک دوره‌ی معین، معمولاً یک سال، در کشور تولید می‌گردد./کدآمایی.

 

 [3]. World Institute for Development Economics Research

 

 

 [4]. Economic Armageddon

 

 [5]. NCAA "National Collegiate Athletic Association" –یک سازمان غیرانتفاعی که فعالیت‌های ورزشی دانشگاه‌های آمریکا و کانادا را سازمان‌دهی می‌کند. مقر اصلی آن در ایندیاناپولیس واقع شده‌است./کدآمایی-

 

 [6]. وارن ادوارد بافِت، غالبأ با لقب باهوش اوماهایا دانشمند اوماها نامیده می‌شود. او یک آمریکایی سرمایه گذار است که خود را پیرو ندانم‌گرایی (نداشتن دانش و دلیل کافی در اثبات وجود خداست) معرفی می کند. او مدیر عامل و بیشترین سهام‌دار شرکت برکشایر هاتاوی می‌باشد. دارایی خالص او در حال حاضر ۵۲ میلیارد دلار برآورد شده‌ و در رتبه‌بندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، به عنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شده ‌است.

 

 [7]. lottery

 

 [8]. great awakening

 

 [9]. matrix of control