نقش دین در اقتصاد مقاومتی


اقتصاد مقاومتی با نصیحت حل نمي‌شود، با فهم است. اين‌كه بفهمیم مال در فرهنگ قرآن، ستون است و بايد به دست مدیرانی باشد که در اقتصاد مجتهد و در مدیریت مجاهدند.


در حال حاضر براي گفتمان‌سازي مسئله‌ي اقتصاد مقاومتی تلاش زيادي صورت مي‌گيرد و بسياري سعي دارند صرفاً با تكرار اين مفهوم، آن‌را تبديل به يك گفتمان كنند. اما آن‌چه كه براي گفتمان‌سازي اقتصاد مقاومتی مهم است نگاه علمي و تبييني به آن است. با اين حال عمده‌ی افرادي كه به اين مفهوم مي‌پردازند اين نگاه را ندارند.

در روزهای گذشته[1]، آيت‌الله جوادي آملي پيامي را با عنوان «نقش دین در اقتصاد مقاومتی» با روي‌كرد قرآنی براي «همايش اقتصاد مقاومتی از منظر دين» ارائه دادند، كه به صورت تصويري در اين همايش پخش شد. در متن اين پيام نكات مهمی وجود دارد كه عمدتاً در كرسي بيعِ رباي ايشان مطرح شده و در اين پيام به صورت يك‌پارچه و منسجم درآمده است. نگاه قرآنی و علمي به مقوله‌ی اقتصاد و معاش مقاوم در اين پيام، مسئله‌اي است كه براي وب‌سايت كدآمايي بسيار حائز اهميت است.

متن پیام ايشان بدین شرح است:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم 

بسم الله الرحمن الرحيم 

الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهديين سيّما خاتم الأنبياء و خاتم الأوصياء(عليهما آلاف التحيّة و الثناء) بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله.

اقتصاد مقاومتی از منظر دین در چند عنصر خلاصه مي‌شود: اولاً، دين مال را معرفي کرد ثانیاً، خطر فقر را بازگو کرد ثالثاً، راه تنظيم اقتصاد را عاقلانه و عادلانه ارائه داد. اما عنصر اول فرمود: مال عامل قیام و قوام يک ملت است؛ در سوره مبارکه «نساء» فرمود: «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً[2]». ملت اگر بخواهد قائم و مقاوم باشد چاره‌اي نيست که کيف و جيبش پر باشد؛ ملتي که دستش تهي است از ستون محروم است، از قیام و مقاومت طرْفي نمي‌بندد، اين مال است که عامل قيام يک ملت است: «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً». در همين زمينه فرمود: اين ستون را نبايد به دست لرزانِ افرادِ سفيه و بي‌عُرضه سپرد، آن مديرِ سفيه و آن مدبّرِ لرزان، خود را نمي‌تواند تأمين کند، خود ايستادگي را فرا نگرفته، چه رسد به اين‌که بتواند ستون ملت و مملکتي را نگه‌داري کند.

001.naghshe-din-dar-eghtesade-moghvemati«لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً؛ مال عامل قیام و قوام يک ملت است،اين ستون را نبايد به دست لرزانِ افرادِ سفيه و بي‌عُرضه سپرد»

«مال» عامل قيام يک ملت است؛ آن‌ کسي‌که سفاهت اقتصادی دارد درايت اقتصادي ندارد و صلاحیّت آن را ندارد که مال را به دست او بدهند؛ اگر هم هوش اقتصادي دارد ولکن طهارت قُدسي و قداست عقل در او یافت نمي‌شود، او سفيه است. سفاهت در فرهنگ قرآن تنها در فقدان نظر نيست، بل‌که بسياري از افراد هستند که از نظر علمي، خردمند و پخته و فرهیخته هستند اما از نظر عقل عملی سفيه‌اند. قرآن کریم کسانی را که راهيِ راه ابراهیم خليل سلام الله عليه نيستند سفيه مي‌داند: «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ»؛ اگر اين حدیث معروف در کنار آن آيه مشهور قرار بگيرد معلوم مي‌شود که اين‌ها دو قضيه مناسب‌اند: يکي اين‌که «العقل ما عُبد به الرحمن و اکتسب به الجنان[3]». عقل آن است که خدا عبادت شود و بهشت کسب شود. عکس نقیض آن اين است کاري که با آن نمي‌توان خدا را راضي کرد و ملت را خوشنود کرد و بهشت را کسب کرد، اين سفاهت است و اين عقل نيست: «ما لا يُعبد به الرحمن و لا يکتسب به الجنان فليس بعقل»؛ اگر عقل نبود، سفاهت هست؛ اين همان آيه معروف قرآن است که «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِإِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ[4]» پس مال، ستون يک ملت است؛ مدیر و مدبّرِ سفيه که نتواند خود را اداره کند، عُرضه‌ی حفظ اين ستون را نخواهد داشت. ملّت موظف است اين مال را به دست افراد سفيه نسپارد؛ آن‌ کسی که فاقد اين دو عنصر محوریِ مدبريّت اجتهادي و مدیریت جهادی باشد، سفيه هست و ملت موظف است که مال را به دست او ندهد.

مطلب بعدی همان است که در سوره مبارکه‌ی «حشر» فرمود: مال که ستون است بايد خيمه‌اي را بر فراز خود افراشته نگه دارد که بتوان همه ملت را زير پوشش اين خیمه نگه داشت. فرمود: «کَيْ لا يَکُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ[5]» دولت را دولت گفتند، چون تداول مي‌شود؛ اين تداول و اين ثروت که دست به دست هم مي‌گردد نبايد در يک منحنی محدود دور بزند، بايد در کلّ اين مدار 360 درجه بگردد؛ مثل خونی است که بايد جریان داشته باشد و اگر در يک منحنی خاص بگردد، بقيه از جریان اين خون محروم باشند فلج می‌شوند. ملتِ فقير فلج است؛ ملتي که جيبش خالي است، کيفش خالي است، تهي‌دست است، بدهکار است، مديون است، فلج است و ملت فلج قدرت قيام ندارد، چه رسد به مقاومت.

002.naghshe-din-dar-eghtesade-moghvemati«مال نبايد در يک منحنی محدود دور بزند، بايد در کلّ اين مدار 360 درجه بگردد؛ مثل خونی است که بايد جریان داشته باشد و اگر در يک منحنی خاص بگردد، بقيه از جریان اين خون محروم باشند فلج می‌شوند. ملتِ فقير فلج است»

نظام تلخ کاپيتال غرب اين‌طور است که «دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ». نظام فروريخته‌ی سوسيال شرق از همين قبيل است که دولت‌سالاري است و ثروت دست دولت‌هاست و ملت از ثروت ملّي محروم هستند. در نظام سوسيال شرق، دولتی، ثروت را به دولت دیگر منتقل مي‌کند، مي‌شود: «دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ». در نظام سرمايه‌داري کاپيتال غرب، ثروت و دولت را از دست يک سرمايه‌دار به دست سرمايه‌دار دیگر منتقل مي‌کنند، اين هم مي‌شود: «دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْکُمْ». اين‌که گفتند 99 درصد در برابر يک درصد، ممکن است بخشي از اين‌ها اغراق و مبالغه باشد، اما اين خطر هست که اکثري از آن دولت کلان طرْفي نبستند. پس برابر سوره «نساء» ثروتِ ملت، ستون آن ملت است و برابر سوره «حشر» ثروتِ ملت، خون ملت است. اگر اين ستون، زير سقف باشد، همه را پوشش مي‌دهد و اگر خون در تمام جامعه جریان داشته باشد هر کسي به اندازه ظرفیت و استعداد خود بتواند از آن طرْفي ببندد، اين جامعه سر پا و زنده است.

مطلب بعدي خطر تلخ فقر است؛ مستحضريد که قرآن کريم از لوازم و ظرايف ادبي عرب بهره‌هاي فراواني برده است و همراهان خود را آگاه کرد. کسي که گداست و چيزي ندارد به او نمي‌گويند فقير، بل‌که به او مي‌گويند «فاقد» يعني مال ندارد. فقير بر وزن «فعيل» به معنی مفعول است. «فقير» يعني کسي که ستون فقراتش شکسته است، کسي که گرفتار حادثه تلخ «فاقرة الظهر[6]» شد، اين مي‌شود «فقير»؛ همان‌طور که «قتيل» به معنی «مقتول» است، فقير هم به معنی مفعول است؛ يعني کسي که ستون فقراتش شکسته است. ملتي که جيبش خالي است، دستش تهي است، «زمين‌گير» است؛ البته اول «مسکین» است بعد «فقير». مسکین يعني گرفتار سکون و بي‌حرکتي. ملت تهي‌دست اولاً از حرکت و پويايي ایستاده است و محروم است و ثانیاً در اثر شکسته‌بودن ستون فقرات، زمين‌گير است و مبتلا به نشستن است. از اين جهت گفتند فقير، بدتر از مسکين است. اين تعبیرهای تند قرآن کريم که اگر ملتي دستش تهي بود، قدرت حرکت ندارد و ساکن است: اولاً، قدرت ایستادن ندارد و نشسته است و ثانیاً، برای همين جهت است. بنابراين اگر ملتي شغل نداشته باشد، بدهکار باشد، گرفتار بانک‌هاي ربوي باشد، اين ملت هرگز «قائم» نيست، چه رسد به «مقاومت» و چه رسد به «ایستادگی» در برابر حوادث تلخ.

مطلب بعدي که قرآن کريم از اين راه گوش‌زد مي‌کند مي‌فرمايد: ملتي که سفره‌اش خالي است و بدهکار است و فرزند بي‌کار دارد و خودش هم بازنشسته است، اين ملت دهنش به چاپلوسی باز است، هرگز اهل نقد نيست، هرگز اهل اعتراض نيست. در دو جاي قرآن کريم از ملت تهي‌دست به «اِملاق» ياد کرده است فرمود: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ[7]» يا «نَرْزُقُکُمْ وَ إِيَّاهُمْ[8]» در يک‌جا مخاطب مقدم بر مغايب است و در يک جا مغايب مقدّم بر مخاطب است: «نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ», «نَرْزُقُکُمْ وَ إِيَّاهُمْ»، در هر دوجا سخن از اِملاق است. «اِملاق»؛ يعني تملّق‌گويي و چاپلوسی. شما مستحضريد کساني‌که در اين وزارت‌خانه‌ها تلاش و کوشش مي‌کنند، مي‌دانند معاونان آن‌ها با آن‌ها يک‌طور حرف مي‌زنند، افرادی که در آب‌دارخانه هستند يک‌طور حرف مي‌زنند، آب‌دارچي يک‌طور تملّق مي‌گويد، معاون يک‌طور سخن مي‌گويد. کسي‌که دستش تهي است، زبانش به اعتراض بسته است، ممکن نيست ملتي تهي‌دست باشد، زبانش به اعتراض، نقد، پاسخ‌گويي، مسئله‌داني، مسئله‌خواهي و طلب‌خواهي باز باشد. دهن ملت وقتي فقير باشد به چاپلوسي باز است و کمر او شکسته است.

003.naghshe-din-dar-eghtesade-moghvemati«ملتي که سفره‌اش خالي است و بدهکار است و فرزند بي‌کار دارد و خودش هم بازنشسته است، اين ملت دهنش به چاپلوسی باز است، هرگز اهل نقد نيست، هرگز اهل اعتراض نيست.»

خلاصه بحث اقتصاد مقاومتي آن است که مال، ستون مملکت است و اهل اختلاس و اهل روميزي و اهل زيرميزي و کسي‌که ضعف مدیریت دارد و کسي‌که توان آن را ندارد کشوري که يک درصد جمعيّت دنیا را دارد؛ يعني هفتاد میلیون و بیش از هشت درصد امکانات روي زمین در دست اوست، نتواند خود را اداره کند، گرفتارِ «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً». در اين مملکت همه چیز هست؛ جوان‌هاي فعال و بي‌کار فراوان، مال به دست بانک‌هاي ربوی است -که «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا[9]»– از يک سو و سرمايه‌داراني که مشخص نيست از چه راهي در آوردند و در چه راهي صرف مي‌کنند از سوي دیگر. اقتصاد مقاومتي با نصیحت حل نمي‌شود، با فهم است و فهم! بفهمیم مال در فرهنگ قرآن، ستون دين است و بايد به دست مدیرانی سپرده شود که در اقتصاد مجتهد، در مدیریت مجاهد و با عزم ملّي همراه است و اين خون را در رگ‌هاي همه ملت جاری کرد تا ملت روي پاي خود بایستد.
اين مسئله را هم مي‌دانيد ملت را با شغل و کارگری و با مزدوری اداره کردن مکروه است؛ هرگز دين نمي‌خواهد ملت مزدور باشد. شما به کتاب‌هاي فقهي مراجعه کنيد مي‌بينيد اين باب را مرحوم صاحب وسائل در کتاب اجاره منعقد کرد که مکروه است انسان مزدور باشد، هر کس بايد براي خود کار کند، تقويت تعاونی همين‌طور است، دام‌داري و کشاورزی همين‌طور است؛ اين کشوري که هزارها هکتار همسايه‌ی ديوار به ديوار دریاست، وقتي علوفه را وارد مي‌کند، اين ملت هرگز توان مقاومت ندارد. مديريّتِ منزّه از سفاهت، مدبريّتِ مبرّاي از سفاهت، مديريت و مدبّريتِ مبرّاي از اختلاس و سرقت و رشوه و روميزي و زيرميزي، ملتِ منزّه از بانک ربوي- که «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا»- اين ملت صد در صد مقاوم است، صد در صد قائم است. به اميد آن‌که اين ملت اين معارف را خوب درک کند، باور کند، در خود تمرین کند و به جامعه منتقل کند! به اميد آن روز!

«اقتصاد مقاومتي با نصیحت حل نمي‌شود، با فهم است و فهم! بفهمیم مال در فرهنگ قرآن، ستون دين است و بايد به دست مدیرانی سپرده شود که در اقتصاد مجتهد، در مدیریت مجاهد و با عزم ملّي همراه است و اين خون را در رگ‌هاي همه ملت جاری کرد تا ملت روي پاي خود بایستد.»

از ذات اقدس الهی مسئلت مي‌کنيم امام راحل و شهدا را با انبیا محشور بفرماید! نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، ملت و مملکت و دولت ما را در سايه‌ی امام زمان حفظ بفرماید! خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیسم را به خود آن‌ها برگرداند! اين ملت بزرگ و بزرگوار و غیور را که مقاوم و اهل مقاومت است، مقاوم‌تر و اهل مقاومت بهتر بفرماید.

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

پانوشت:

[1] 18اردي‌بهشت 1393

[2] سوره نساء، آيه‌ی 5

[3] الکافي (ط – الإسلامية)، ج‏1، ص11

[4] سوره بقره، آيه 130

[5] سوره حشر، آيه‌ی 7

[6] سوره القيامة، آيه‌ی 25

[7] سوره إسراء، آيه‌ی 31

[8] سوره أنعام، آيه‌ی 151

[9] سوره بقره، آيه‌ی 276