مونسانتو و بذرهای نابودگرش چه بر سر کشاورزی آورده‌اند؟


مونسانتو یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده محصولات شیمیایی و غذایی است. این شرکت با بذرهای نابودگرش زمین‌های کشاورزی عراق را نابود کرده‌ است.


یکی از راه‌های فهم تفاوت در الگوهای معیشت، توجه به نتایجی است که این الگوها در عمل به بار می‌آورند؛ یعنی آن‌چه ماحصل اجرای یک الگوی معیشت فراتر متن کتاب‌ها و تئوری‌پردازی‌هاست. الگوی معیشت غرب یا اکانمی نیز از این قاعده مستثنی نیست. شناخت این الگو در عمل و نتایجی که به صورت عینی ایجاد کرده است، امکان محک زدن هر آن‌چه در کلاس‌های درس و کتاب‌های تئوریک این الگو وجود دارد را می‌دهد. یکی از اصلی‌ترین حوزه‌ها برای این ارزیابی عملی، حوزه‌ی کشاورزی و غذا است. آن‌چه که با کاربست عملی این الگو در بخش کشاورزی به بار آمده است خصوصا در کشوری مثل عراق که بهترین کشاورزی را در طول تاریخ و در منطقه‌ی بین‌النهرین داشته‌ و خاستگاه بسیاری از تمدن‌های کهن بوده است، آن‌هم به دست کشوری مثل آمریکا که مهد اصلی الگوی معیشت غرب است و بهترین دانش‌گاه‌ها و برترین دانشمندان حوزه‌ی اکانمی و الگوی معیشت غرب را در اختیار دارد؛ بی‌شک می‌تواند به خوبی ادعای اصلی اکانمی یعنی «تخصیص بهینه‌ی منابع محدود، برای تامین نیازهای نامحدود» را ارزیابی کند! 

آمریکا بعد از سال‌ها بمباران و قتل‌عام مردم عراق، وقتی مجبور شد از این کشور خارج شود، تصمیم گرفت، بلایی بر سر این کشور بیاورد که مردم آن دیگر هیچ‌گاه رنگ خوشی را نبینند. یک سال قبل از خروج ارتش آمریکا از عراق، «پال برمر» فردی که آمریکایی‌ها برای ریاست بر حکومت موقت عراق در زمان اشغال انتخاب کرده بودند، لیستی از ۱۰۰ دستورالعمل را تدوین و دولت‌های بعدی عراق را موظف به اجرای آن کرد که تنها یک دستور آن، برای سیاه کردن آینده مردم عراق کافی بود: کشاورزان عراقی حق نداشتند بذرهایی را بکارند که خودشان کشت کرده بودند، بلکه مجبور بودند بذرهای عقیم را از شرکت‌های آمریکایی خریداری کنند. این یعنی صنعت کشاورزی عراق هر سال باید برای تأمین بذرهای مورد نیاز خود دستش را جلوی جنایت‌کارانی نظیر «مونسانتو» دراز می‌کرد، شرکت‌هایی که در بمباران شیمیایی مردم عراق با پنتاگون هم‌دست بودند.

مونسانتو که در سال ۱۹۰۱ تاسیس شد، ابتدا یک شرکت تولید فرآورده‌های شیمیایی بود. یکی از دلایل معروفیت این شرکت تولید «عامل نارنجی» است، پودر شیمیایی‌ای که توسط نیروهای آمریکایی در جنگ «ویتنام» استفاده شد. اما بعد این شرکت وارد حوزه‌ی کشاورزی شد. یکی از محصولات شاخص این شرکت علف‌کش «راندآپ» است. مونسانتو از ابتدا راندآپ را به عنوان علف‌کشی بی‌خطر برای محیط زیست و تجزیه‌پذیر معرفی کرد اما پس از آنکه به دلیل تبلیغات غلط ابتدا توسط یک دادگاه آمریکایی در سال ۱۹۹۶ و سپس یک دادگاه فرانسوی در سال ۲۰۰۷ مجرم شناخته شد، این عناوین را تغییر داد.

monsanto-hero «ششم ژانویه سال ۲۰۰۵ دادگاههای آمریکا در پرونده‌ای علیه مونسانتو، این شرکت را محکوم کردند. در سال ۲۰۰۲، واشنگتن پست مقاله‌ای تحت عنوان «مونسانتو طی چند دهه‌ آلودگی پی‌سی‌بی را مخفی کرد، اما کسی آگاه نشد» منتشر کرد»

علاوه بر این، مونسانتو اکنون، سهم عمده‌ای از بازارهای جهانی تولید بذر اصلاح‌شده ژنتیک گیاهان را در دست دارد. این شرکت بذرهای اصلاح‌شده خود را به نحوی انحصاری کرده که اگر کشاورزی آن‌ها را خریداری و در زمین خود استفاده کرده باشد و بذرهای جدیدی را بدست بیاورد، باید هزینه‌های این حق انحصاری را درباره بذرهای جدید نیز بپردازد. هنگامی که مونسانتو برای اولین بار دانه‌های سویای اصلاح‌شده خود را در آرژانتین به فروش رساند، خواستار پرداخت حق انحصاری نشد. اما چند سال بعد پس از آنکه این شرکت سهم بزرگی از بازار جهانی را بدست آورد، به آرژانتین بازگشت و از کشاورزان درخواست پرداخت هزینه حق انحصاری را کرد.

گیاهانی که از نظر ژنتیکی اصلاح شده‌اند به سلامت جسمانی و حتی محیط زیست آسیب وارد می‌کنند، چرا که از دانه‌هایی رشد می‌کنند که طراحی و مهندسی شده‌اند و با این توجیه به فروش می‌رسند که نسبت به گونه‌های طبیعی محصول‌آورترند و همچنین در مقابل حشره‌کش‌ها و علف‌کش‌ها مقاوم هستند. اکثر دانه‌ها، سویا و محصول پنبه که امروز در آمریکا رشد پیدا می‌کنند و از نظر ژنتیکی اصلاح شده‌اند. 

monsanto_worst_fear_gmo_greenmedinfo«مونسانتو دارد شما را مسموم میکند»

کشاورزی عراق پس از جنگ نابود شد

عراقی که تا دهه ۱۹۵۰ یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان خرما در جهان بود و زمان با داشتن بیش از ۳۵ میلیون درخت خرما، ۴۰۰ نوع از این میوه را تولید می‌کرد، سال ۲۰۰۸ و بر اثر اشغال توسط نیروهای آمریکایی، کم‌تر از ۱۵ میلیون درخت خرما داشت. دهه ۱۹۷۰ به نوعی دوران اوج شکوفایی عراق بود و اتفاقاتی که در این دوره افتاد، بی‌ارتباط با حمله آمریکا و اشغال این کشور نبود.

تا پیش از سال ۲۰۰۳، صنعت کشاورزی عراق بسیار قوی بود، به گونه‌ای که این کشور از تقریباً هر نوع بذر گندم در دنیا، قوی‌ترین گونه را داشت. کشاورزان عراقی بذرهای خود را ذخیره می‌کردند، متنوع می‌نمودند و گونه‌های قوی را مجدداً کشت می‌کردند و از همین راه، تخصص آن‌ها و صنعت کشاورزی عراق روزبه‌روز پیش‌رفت می‌کرد.

March_Against_Monsanto_Vancouver«به محصولات ارگانیسم های تغییر یافته ژنتیکی(تراریخته) بگوئید نه»

با این حال، سال ۲۰۰۳ و با حمله آمریکا به عراق، این شرایط کاملاً معکوس شد. تأسیسات تحقیقات و تولید بذر در عراق عملاً از کار افتادند و تحت تأثیر تحریم‌های بین‌المللی هیچ‌گاه بازسازی نشدند. شاید باور این نکته برای افرادی که عراق امروز را می‌بینند، دشوار باشد، اما عراق از هزاران سال پیش، یک بانک ملی بذر داشت که انواع بذرها در آن نگه‌داری می‌شدند. این بانک ملی بعد از حمله آمریکا، به کل نابود شد. سال ۲۰۰۵ یعنی دو سال بعد از حمله آمریکا، بذرهای عراقی، تنها جواب‌گوی چهار درصد از نیاز این کشور بودند.

«محصول دستکاری شده ژنتیکی یا همان تراریخته(GMO) چیست؟»

مونسانتو، شرکتی خطرناک‌تر از بمب اتم

«پال برمر» رئیس آمریکایی حکومت ائتلاف موقت عراق (حکومت عراق در زمان اشغال توسط آمریکا) سال ۲۰۰۴ دستورالعملی را برای مردم عراق تعیین کرد که شامل ۱۰۰ دستور می‌شد و به «۱۰۰ دستور» یا «۱۰۰ [دستور] برمر» مشهور شد. این دستورات بر خلاف نص صریح قوانین بین‌المللی از جمله کنوانسیون‌های لاهه، و حتی دستورالعمل خود ارتش آمریکا، نه تنها قوانین رسمی کشور عراق را تغییر می‌داد، بلکه هیچ دولت منتخبی در عراق هم اختیار تغییر این دستورالعمل‌ها را نداشت.

بخشی از دستور ۸۱ می‌گوید: «کشاورزان [عراقی] اجازه ندارند بذرهای گونه‌های حفاظت‌شده یا هر گونه‌ای که در بخش مربوط ذکر شده، را کشت مجدد کنند.» این دستور هم‌چنین مردم عراق را از ذخیره بذر منع می‌کرد و تنها به آن‌ها اجازه می‌داد بذرهایی را بکارند که از توزیع‌کننده‌های مجاز آمریکایی دریافت کرده‌اند. این قانون به همان اندازه که مشکوک است، برای صنعت کشاورزی عراق مخرب هم بود.

همان‌گونه که گفته شد شرکت آمریکایی «مونسانتو» یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده محصولات شیمیایی و غذایی است. این شرکت از آب گل‌آلود در عراق، سود بی‌اندازه‌ای برده است. اگر فیلم‌های «ترمیناتور» یا «نابودگر» را دیده باشید، احتمالاً می‌توانید تصور کنید بذرهای این شرکت موسوم به «بذرهای نابودگر» (یا «بذرهای پایان‌دهنده») با زمین‌های کشاورزی عراق چه کرده‌اند.

بذرهای نابودگر، بذرهایی هستند که با استفاده از «فناوری محدودیت استفاده ژنتیکی» تولید شده‌اند و محصول روئیده از آن‌ها، دیگر بذری تولید نمی‌کند و بنابراین قابل کشت مجدد نیست. کشت این نوع بذر موجب شد تا کشاورزان عراقی هر سال برای تأمین بذر مورد نیاز خود، مجبور باشند دستشان را جلوی مونسانتو دراز کنند. البته ناگفته نماند که این فناوری برای اولین بار با هم‌کاری وزارت کشاورزی آمریکا و برخی شرکت‌های تولیدکننده محصولات کشاورزی مانند «دلتا اند پاین لند» در دهه ۱۹۹۰ عملیاتی و به فاصله تنها چند سال، در عراق آزمایش شد.

علاوه بر مونسانتو، شرکت‌های دیگر آمریکایی مانند «داو کمیکال» (غول چندملیتی تولیدکننده محصولات شیمیایی، پلاستیکی، و کشاورزی) و «کارگیل» (غول تولیدکننده محصولات غذایی و کشاورزی، و بزرگ‌ترین شرکت خصوصی آمریکا از نظر درآمد) هم در این بازار، سود می‌برند، چون مواد شیمیایی‌ای را تولید می‌کنند که کشاورزان عراقی برای کشت بذرهای مونسانتو به آن‌ها نیاز دارند. جالب این‌که «دانیل آمستوتز» نایب‌رئیس سابق کارگیل، بعدها مشاور کشاورزی حکومت ائتلافی عراق شد.

در نتیجه‌ی این منفعت‌طلبی آمریکایی‌ها و به خصوص مونسانتو، عراق تبدیل به یک آزمایشگاه بزرگ و عراقی‌ها به موش‌های آزمایشگاهی تبدیل شدند که باید دانه‌های تغییریافته ژنتیکی را مصرف می‌کردند. اما این پایان کار نبود. آمریکایی‌ها تنها شش نوع بذر گندم به عراقی‌ها می‌دادند، در مقابل تقریباً همه‌ی انواع بذر گندمی که قبلاً به آن اشاره شد. از این شش نوع بذر، سه نوع، بذر گندمی بود که برای تولید پاستا از آن استفاده می‌شود. اما عراقی‌ها هیچ علاقه خاصی به پاستا ندارند، بنابراین واقعیت این است که آمریکایی‌ها به جمعیتی در خطر مرگ به خاطر گرسنگی، بذرهایی را داده بودند که نیمی از محصولاتش باید به خارج از این کشور صادر می‌شد و سود این صادرات قطعاً به مردم عراق نمی‌رسید.

article-DuwamishRiver-monsanto-toxic-SEA_735-350-2«بذرهای شرکت مونسانتو موسوم به «بذرهای نابودگر» زمین‌های کشاورزی عراق را نابود کردند.»

نکته دیگری که در این‌باره وجود دارد این است که گرسنگی و قحطی، نیاز مردم به بذرهایی مانند گندم را افزایش می‌دهد و افزایش نیاز می‌تواند با افزایش عرضه بذرهای نابودگر و در نتیجه، افزایش وابستگی صنعت کشاورزی عراق یا هر کشور دیگری به شرکت‌هایی مانند مونسانتو شود.

از طرف دیگر، بسیاری از مواد آفت‌کش‌هایی شیمیایی که شرکت‌های آمریکایی در اختیار عراقی‌ها قرار می‌دهند، موجب تضعیف خاک زمین‌های این کشور شده و عملاً امکان کاشت بذری غیر از بذرهای تغییریافته را از بین می‌برد. در نتیجه، چرخه‌ای باطل از وابستگی به شرکت‌های آمریکایی در عراق به وجود آمده که هر روز، کشاورزی این کشور را ضعیف‌تر می‌کند؛ و همه این‌ها محصول الگوی معیشت غرب یا اکانمی است. الگویی که با از بین بردن خودکفایی کشورها در بخش بسیار مهمی مثل غذا، ریشه‌ی آن‌ها را هرچه بیش‌تر از زمین قطع و به کشورهایی مثل آمریکا وابسته‌تر می‌کند.