لیبرالیسم و نفی شریعت


در تمامی ادیان الهی و مذاهب و علی‌الخصوص فقه شیعه به ۵ مورد تأکید شده است: حلال (واجب) و مستحب، حرام و مکروه. به دو حالت اولی امر شده (امر به معروف) و از دوتای بعدی نیز نهی شده‌ است (نهی از منکر)؛ مابین این دو، حد وسطی به نام مباح وجود دارد که انجام […]


در تمامی ادیان الهی و مذاهب و علی‌الخصوص فقه شیعه به ۵ مورد تأکید شده است: حلال (واجب) و مستحب، حرام و مکروه. به دو حالت اولی امر شده (امر به معروف) و از دوتای بعدی نیز نهی شده‌ است (نهی از منکر)؛ مابین این دو، حد وسطی به نام مباح وجود دارد که انجام یا ترک آن عقاب و ثوابی ندارد. تنظیم اعمال در این ۵ مورد، ساخت زندگی و جامعه مبتنی بر شریعت است و عاقبت انسان این‌گونه ساخته می‌شود.

لیبرالیسم

اما سکولاریسم، دنیاسازیِ بی‌توجه به عقبا است. در این تلقی، دنیا باید ساخته شود. “world” حاصل‌جمع دو واژه  “weor” و “old” به معنای قدمت بشر است. یعنی همه‌ی مدل‌ها و قوانینی که بشرهای قبل از امروز بر جای گذاشته‌اند روی هم جمع شده و مجموعه قوانینی ساخته که در نگاه انسان امروز عرف تلقی می‌شوند. در قرآن کریم بارها بیان شده که «هرگاه به آن‌ها گفته شد چرا ایمان نمی‌آورید پاسخ می‌گفتند: چون نیاکان و اجداد ما به این صورت بودند.» حال نیز گفته‌ می‌شود که عرف است. عرف یا دنیویت یعنی نفی حرام و نفی حلال و نفی مستحب و نفی مکروه؛ حد وسطِ مباح، باقی مانده تا همه‌ی اعمال و رفتار انسان با آن دیده و سنجیده شود. مباح گرفتن همه‌چیز همان اباحی‌گری یا لیبرالیسم است. لسه‌فر، عقبه‌ی نوگرایی فراروایت راست بوده است و اساس اندیشه‌ی لیبرالیسم در لسه‌فر است.

لیبرتی (Liberty) با آزادی (Freedom) فرق دارد. منظور از نهضت آزادی و جنبش دانشجویی آزادی‌خواه و نهضت آزادی زنان، لیبرتی است.