طلا ، پشتوانه‌ی پول


یوآن چین و روبل روسیه نیز ارزهای ذخیره‌ی واقعی نیستند. برای ایجاد یک سیستم جدید، تنها معیارهای مناسب، یا طلاست و یا پول جهانی صندوق بین‌المللی پول است که «حق برداشت مخصوص» نام دارد. منتقدان ادعا می‌کنند که طلای کافی برای پشتیبانی نظام مالی وجود ندارد. این حرف چرند است. همیشه طلای کافی وجود دارد، تنها مسئله، مسئله‌ی قیمت آن است.


در فرآیند «جنگ ارزی» طلا را می‌توان به‌عنوان آخرین راه حل برای پایان دادن به بحران نظام پولی بین‌الملل قلمداد کرد؛ چراکه طلا به‌عنوان یکی از مهمترین ثروت‌هایی است که با داشتن ارزش واقعی می‌تواند در آرامش بعد از طوفان این جنگ، نقشی اساسی بازی کند؛ و کشور درگیر در جنگ ارزی را از فروپاشیِ بعد از بحران نجات می‌دهد.

تذکر: با توجه به سابقه‌ی امنیتی نویسنده {شرح آن در همین پرونده} احتمال بیان اشتباه آمار و ارقام مربوط به ذخایر طلا، خصوصاَ در ایالات‌متحده برای مخدوش کردن برخی اطلاعات تأثیرگذار در تصمیمات کشورهای رقیب، وجود دارد.


یک قرن است که نخبگان تلاش کرده‌اند تا طلا را هم به شکل فیزیکی و هم به شکل ایدئولوژیکی از سیستم مالی حذف کنند. شروع این قضیه در سال ۱۹۱۴ بود، یعنی هنگامی‌که بریتانیا وارد جنگ جهانی اول شد. بانک انگلیس می‌خواست قابلیت تبدیل اسکناس‌ به طلا را تعلیق کند. توصیه‌ی بخردانه‌ی جان مینارد کینز این بود که بانک نباید دست به چنین کاری بزند؛ چون طلا منبعی محدود و اتمام‌پذیر، اما اعتبار بانکی انعطاف‌پذیر و تجدیدشونده بود.

بریتانیا با تداوم استفاده از طلا می‌توانست اعتبارش را حفظ کرده و بودجه‌ی جنگ را تأمین کند. همین‌طور هم شد. House of Morgan اعتبارات کلانی را برای بریتانیا فراهم کرد؛ درحالی‌که در رابطه با آلمان چنین کاری را نکرد. این امکانات مالی بسیار مهم و حیاتی بودند و همچنین عاملی برای تقویت بریتانیا محسوب می‌شدند؛ تا زمانی که آمریکا بی‌طرفی را کنار گذاشت و تعادل نظامی را به ضرر آلمان بهم زد.

به‌رغم قابلیت تبدیل لیره استرلینگ به طلا، بانک انگلیس موفق شد جلوی این تبدیل را بگیرد. سکه‌های طلا از چرخه‌ی مالی خارج و به شمش‌های چهارصد اُنسی تبدیل شدند. این فرم شمش، مالکیت طلا را منحصر به ثروتمندان و حضور طلا را محدود به درون گاوصندوق‌ها کرد. این ناپدید شدن طلا از چرخه‌ی پول رایج، در آمریکا هم اتفاق افتاد.

goldchart«قیمت طلا در اعتبارات سال‌های اخیر بسیار بالا رفته است: بورس فلزات لندن»

در سال ۱۹۳۳، فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، یک دستور اجرایی مبنی بر جرم بودن نگهداری از طلا، صادر کرد. روزولت این دستور اجرایی را بر اساس قانون «تجارت با دشمن»[۱] که در سال ۱۹۱۷ تصویب شده بود، صادر می‌کند. ازآنجایی‌که آمریکا در سال ۱۹۳۳ در هیچ جنگی شرکت نداشت، احتمالاً دشمن همان مردم آمریکا بودند!

در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، توسط شرکای تجاری خود به قابلیت تبدیل دلارهای آمریکا به طلا خاتمه داد. نیکسون گفته بود که بستن پنجره‌ی طلا امری موقتی است؛ اما پس از چهل‌وپنج سال این پنجره هنوز هم بسته است.

در سال ۱۹۷۳، کشورهای عضو جی ۷ و صندوق بین‌المللی پول، طلا را بی‌اعتبار کرده و از گردش خارج کردند. اعضاء صندوق بین‌المللی پول دیگر مجبور به نگهداری ذخایر طلا نبودند. از این پس طلا تنها یک کالای مصرفی بود. نظر نخبگان پولی نیز این بود که دیگر طلا مرده است.

با این وجود، طلا هنوز هم مثل روح بانکو[۲] اصرار دارد که جایگاه خود را در جدول پولی حفظ کند. آمریکا ۸۱۳۳ تُن طلا انبار کرده است. کشورهای عضو منطقه‌ی یورو و بانک مرکزی اروپا[۳] نیز ۱۰۷۸۸ تُن طلا ذخیره کرده‌اند. گزارش‌های چین حاکی از این است که آن‌ها نیز ۱۷۸۸ تُن طلا انبار کرده‌اند، امّا میزان ذخیره‌ی واقعی بر اساس اطلاعات موثق از صادرات هنگ کنگ و صنعت معدن چین، باید چیزی در حدود ۴۰۰۰ تُن باشد.[۴]

Banquo’s ghostیک نقاشی از نمایش‌نامه‌ی مکبث اثر نقاش فرانسوی، تئودور چسریا ۱۸۵۶-۱۸۱۹

روح بانکو در وسط تصویر دیده می‌شود.

روسیه ۱۴۷۷ تُن ذخیره طلا دارد و سالانه بیش از ۲۰۰ تن به ذخایر خود اضافه می‌کند. از میان دیگر کشورها، مکزیک، قزاقستان و ویتنام نیز اخیراً به ذخایر طلای خود افزوده‌اند. (بیچاره بریتانیا که بیش از نیمی از طلایش را با نازل‌ترین قیمت بین سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۲ فروخت.)

بانک‌های مرکزی که ده‌ها سال فروشنده‌های زنجیره‌ای طلا بودند، در سال ۲۰۱۰ به خریداران زنجیره‌ای طلا تبدیل شدند. تلاش و تقلا برای خرید طلا آغاز شده است اما چه چیز باعث ایجاد چنین طمعی نسبت به طلا شده است؟ گاهی اوقات بانک‌های مرکزی با این کار سعی دارند تا سدی را در مقابل تورّم ناشی از دلار آمریکا بنا کنند.

چین ۲/۳ تریلیون دلار ذخیره دارد که بیش از نصف آن به شکل دلارهای آمریکایی و بیشتر آن به شکل اوراق قرضه‌ی خزانه‌ی آمریکاست.[۵] دلار آمریکا دوستی بهتر از چین ندارد چراکه ثروت چین به شکل دلار است. با این وجود، می‌شود تورّم پیش رو را دید. چین هرگز اوراق خزانه‌داری آمریکا را به یک‌باره برای فروش به بازار نخواهد ریخت؛ دلیل این ادعا نیز آن است که بازار اوراق قرضه‌ی خزانه‌داری آمریکا بسیار بزرگ است؛ اما نه آن‌قدر بزرگ که بتواند دستور فروش حجیم چین را تحمل کند.

اگر فروش اوراق قرضه‌ی خزانه‌ی چین، منافع آمریکا را تهدید کند، رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند حساب‌های چین را با یک تلفن مسدود کند. چینی‌ها این قضیه را می‌دانند. آن‌ها به دلارهایشان چسبیده‌اند. آن‌ها می‌ترسند ـ باید هم بترسند! ـ چرا که آمریکا با ایجاد تورم، می‌تواند خود را از کوه بدهی ۱۹ تریلیونی‌اش نجات دهد.

راه‌حل چین این است که طلا بخرد. اگر تورّم دلار شکل بگیرد، ارزش ذخایر خزانه‌ی چین پایین می‌آید، اما قیمت طلا به دلار به اوج خود می‌رسد. ذخیره کردن طلا آن هم به مقدار فراوان نوعی دوراندیشی به‌حساب می‌آید. انگیزه‌های روسیه ژئوپلیتیکی هستند. طلا نمونه‌ای از یک سلاح قرن بیست‌ویکمی برای جنگ‌های مالی است.

877956جشن و پای‌کوبی در چین برای خرید طلا.

کیم کیونگ هون ـ رویترز

آمریکا سیستم‌های پرداختی با دلار را کنترل می‌کند و با کمک متّحدان اروپایی خود، می‌تواند مخالفان را از سیستم پرداخت بین‌المللی یعنی سویفت[۶]، حذف کند؛ اما طلا در برابر چنین تجاوزاتی مصون است. طلای طبیعی که در دسترس شماست هک، مخدوش و یا خراب نمی‌شود. جابه‌جایی طلا راه ساده‌ایست که روسیه از طریق آن می‌تواند بدون دخالت آمریکا حساب‌هایش را تسویه کند.

سایر کشورها نیز قبل از فروپاشی سیستم مالی بین‌المللی در حال ذخیره‌ی طلا هستند. در قرن گذشته، این نظام سه بار فروپاشیده است. هر بار، قدرت‌های مالی بزرگ‌تر دور یکدیگر جمع شدند تا قوانین جدیدی بنویسند. نوشتن قوانین یک‌بار در ژنووا[۷] در سال ۱۹۲۲، بار دیگر در برتون وودز[۸] در سال ۱۹۴۴ و بار سوم در بنیاد اسمیسونیان[۹] در سال ۱۹۷۱ رخ داد و این نشان می‌دهد که عمر مفید نظام پولی جهانی در حدود ۳۰ سال است. از زمان قرارداد لوور[۱۰] (نسخه‌ی پیشرفته‌ی توافق اسمیسونیان) ۳۰ سال گذشته است. این بدین معنی نیست که سیستم کنونی همین فردا فرومی‌پاشد؛ بلکه این طور فهمیده می‌شود که اگر چنین شد، دیگر کسی نباید شگفت‌زده شود؛ یعنی وقتی بار دیگر قدرت‌های مالی گرد هم می‌آیند تا سیستم فعلی را اصلاح کنند، دیگر علاقه‌ای به برتری افراطی دلار وجود نخواهد داشت.

یوآن چین و روبل روسیه نیز ارزهای ذخیره‌ی واقعی نیستند. برای ایجاد یک سیستم جدید، تنها معیارهای مناسب، یا طلاست و یا پول جهانی صندوق بین‌المللی پول است که «حق برداشت مخصوص[۱۱]» نام دارد. منتقدان ادعا می‌کنند که طلای کافی برای پشتیبانی نظام مالی وجود ندارد. این حرف چرند است. همیشه طلای کافی وجود دارد، تنها مسئله، مسئله‌ی قیمت آن است.

بر اساس حجم پولی چین، آمریکا و کشورهای منطقه‌ی یورو و با وجود ۴۰ پی‌سی پشتوانه‌ی طلایی که وجود دارد، قیمت تورمی طلا، ۱۰ هزار دلار به ازای هر اُنس خواهد بود. با این قیمت، می‌توان یک نظام پولی پایدار با پشتوانه‌ی طلا ساخت. وقتی پای نخبگان مالی به وسط می‌آید، همواره به عملکرد آن‌ها نگاه کنید نه به گفته‌هایشان. امروزه این نخبگان مالی در گفته‌هایشان از هر فرصتی برای بی‌ارزش جلوه دادن طلا استفاده می‌کنند؛ اما در عمل درحال خریدن طلا هستند؛ آن را ذخیره می‌کنند و برای روزی که میزان طلای هر فرد، جایگاه او را در میز اصلاح سیستمی معیّن می‌کند، آماده می‌شوند. اکنون زمان آن رسیده است که شما نیز با اختصاص ثروت خود به طلای واقعی، جایگاهتان را تعیین کنید.

Telegraph.co.uk

۱۷ April 2016

۲۹ فروردین ۱۳۹۵


 * Gold is the spectre haunting our monetary system, James Rickards, 2016

[۱] Trading with the Enemy Act

[۲] Banquo’s ghost

«روح بانکو» اشاره به شخصیتی به نام بانکو در نمایش‌نامه‌ی مکبث دارد. این شخصیت از همراهان مکبث محسوب می‌شود. مکبث بعد از به قدرت رسیدن، بانکو را به قتل می‌رساند؛ اما در مواقع مختلفی روح بانکو حاضر شده و نقش‌آفرینی می‌کند/ کدآمایی.

[۳] European Central Bank (ECB)

[۴] واقعیت مسئله این است که تمثیل طلا به «روح بانکو» از این حیث که امروز طلا در حد و اندازه‌های چندتنی در خزانه‌های ایالات‌متحده وجود دارد، ادعای صادقی نیست. به مستندات آن در ادامه‌ی پرونده پرداخته خواهد شد/ کدآمایی.

[۵] Treasury notes

[۶] SWIFT

[۷] Genoa

[۸] Bretton Woods

[۹] Smithsonian Institution

[۱۰] louvre

[۱۱] Special Drawing Rights (SDR)