شفافیت پیش‌نیاز فسادزدایی از الگوی معیشت


شفافیت یکی از ویژگی‌هایی است که باید به‌منظور کاهش فساد و برطرف کردن شکاف بی‌اعتمادی بین افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها در سیاست‌گذاری‌ها مدنظر قرار گیرد.


در سراسر جهان مردم عادی در طول زندگی‌شان ناخواسته باید هزینه‌ی فسادهای مالی برخی افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها و حتی حکومت‌های خود را متحمل شوند. ربا، رشوه، اختلاس، رانت، تقلب، فرارهای مالیاتی؛ علائم هشداردهنده یک الگوی معیشت بیمار هستند که باید درمان شده و از پیکر و جان جامعه زدوده شوند.

transparency-01-01«ربا، رشوه، اختلاس، رانت، تقلب و فرارهای مالیاتی علائم هشداردهنده‌ یک الگوی معیشت بیمار هستند»

تاریک و تیره بودن محیط یک الگوی معیشت زمینه را برای افزایش تخلفات، توانمند شدن مفسدین و اخلال‌گران مالی فراهم می‌کند چراکه با سوءاستفاده از این فضا و با اقدامات و فعالیت‌های پنهان کارانه و دور از انظار خود به چپاول ثروت‌های جامعه و دست‌اندازی به اموال مردم می‌پردازند. از این‌رو حکومت‌ها سعی می‌کنند با سیاست‌گذاری و وضع قوانین زمینه‌ی فساد را در فضای معیشتی جامعه کاهش دهند. اما این سیاست‌گذاری‌ها به‌تنهایی کافی نیست. ایجاد محیطی روشن و به دور از تیرگی مبتنی بر اعتماد و صداقت در یک الگوی معیشت یک پیش‌نیاز اساسی برای اثربخشی این سیاست‌ها است. به این دلیل یکی از ویژگی‌هایی که باید برای کاهش فساد و برطرف کردن شکاف بی‌اعتمادی بین افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها در سیاست‌گذاری‌ها مدنظر قرار گیرد، شفافیت است.

برای شناخت بهتر شفافیت و تأثیر آن در حوزه‌های گوناگون، باید از مطالعه‌ی ریشه‌ و مفهوم این کلمه آغاز کرد. شفافیت کلمه‌ای عربی[۱] و از ریشه‌ی «شفّ» به معنای شفاف بودن، تابانی و درخشانی[۲] است.

در لغت‌نامه‌ها و کتب مختلف تعاریف متعددی از این کلمه ارائه‌شده است؛

  • ویژگی هر چیز لطیف و نازک که از پشت آن اشیای دیگر نمایان باشد، مانند بلور و شیشه[۴].
  • چیزی که مانع نفوذ شعاع نباشد[۵].
  • شفاف، چیزی است که هم از بیرون آن‌چه در درونش باشد را بتوان دید و هم از درون آن‌چه در بیرون است را بتوان دید[۶].

شفافیت معادل با کلمه‌‌ی Transparency در زبان انگلیسی است، ریشه‌ی لاتین آن، کلمه‌ی (trānspāreō) است که از دو بخش تشکیل‌شده است؛ trāns به معنای درون و pāreō به معنای آشکار.

transparency-01-05«شفافیت معادل با کلمه‌‌ی Transparency در زبان انگلیسی است»

در حوزه‌ی الگوی معیشت غرب، اکانامی، تعاریف متنوعی از شفافیت مطرح شده است:

  • وضوح[۷] و اثربخشی[۸] فعالیت‌ها با تأثیر بر سیاست عمومی[۹].
  • جریان اطلاعات قابل‌اتکا[۱۰] و به هنگام[۱۱] معیشتی، اجتماعی و سیاسی که برای همه ذی‌نفعان مرتبط قابل‌دسترسی[۱۲] باشد[۱۳].
  • فرآیندی که اطلاعات مربوط به شرایط موجود، تصمیمات و اقدامات را قابل‌دسترسی، رؤیت[۱۴] و فهم[۱۵] می‌کند[۱۶].
  • انتشار[۱۷] اطلاعات به‌طور باقاعده[۱۸] و دقیق[۱۹] [۲۰].

آنچه به‌عنوان نخ تسبیح، این تعاریف را به هم متصل می‌کند این نکته است که اطلاعات باید عیان و شفاف باشد. از این‌رو در حوزه‌ی الگوی معیشت بحث در مورد شفافیت تمرکز بیشتری بر دو موضوع کلیدی دارد: ۱٫ اطلاعات[۲۱] ۲٫ فساد[۲۲].

فساد‌ مالی از مهم‌ترین موانع جدی اعتماد و اطمینان در یک الگوی معیشت است. از این‌ رو به جز دولت‌ها و حکومت‌ها، نهادها و سازمان‌های متعددی به دنبال مبارزه با آن هستند؛ در این راستا شفافیت بین‌الملل[۲۳] یکی از سازمان‌هایی است که فساد مالی شرکت‌ها، مؤسسات، بخش‌های سیاسی و دستگاه‌های قضایی را رصد کرده و سالیانه اقدام به انتشار گزارش‌هایی در مورد شاخص‌ّ‌ فساد[۲۴] و رشوه[۲۵] در سطح جهان می‌نماید.

transparency-01-06«شاخص ادراک فساد بخش دولتی در ۱۷۵ کشور سرتاسر جهان»

در گزارشی که سازمان شفافیت بین‌الملل در سال ۲۰۱۴ منتشر کرده است، ایالت متحده آمریکا در بین ۱۷۵ کشور جهان در رتبه ۱۷ ازلحاظ شفافیت و سالم بودن فضای اقتصادی قرارگرفته است، این در حالی است که بحران‌های مالی اخیر در آمریکا خصوصاً از سال ۲۰۰۷ به این‌سو خلاف این موضوع را نشان می‌دهد. طبق ادعای این سازمان وقوع بحران، نشانه‌ای از نبود شفافیت در الگوی معیشت حاکم در یک کشور است. در واقع بحران در حوزه‌ی مالی دست‌کم از عمل‌کرد غیر شفاف شرکت‌ها در ارائه‌ی یک برآورد مالی صحیح از خودشان حکایت می‌کند. خصوصا اگر این برآورد مالی بخواهد در بورس معیاری برای ارزش‌گذاری سهام شرکت‌ها قرار گیرد.

جوزف استیگلیتز[۲۶] در کتاب سقوط آزاد به این تناقض کلیدی این‌گونه اشاره می‌کند: «همیشه پس از بحران‌ها مشخص می‌شود که فقدان اطلاعات وجود داشته است[۲۷]. هیچ‌کس سرمایه‌اش را به وال‌استریت نمی‌آورد اگر که می‌دانست در چه معامله‌ی بی‌ارزشی سرمایه‌گذاری می‌کند.

transparency-01-07«جوزف استیگلیتز[۲۶] در کتاب سقوط آزاد می‌نویسد: «هیچ‌کس سرمایه‌اش را به وال‌استریت نمی‌آورد اگر که می‌دانست در چه معامله‌ی بی‌ارزشی سرمایه‌گذاری می‌کند.»

هیچ‌کس همه‌ی اطلاعات موردنظرش را پیش از تصمیم‌گیری ندارد؛ و این وظیفه‌ی بازارهای مالی است که اطلاعات مرتبط را افشا کنند تا مردم بر پایه‌ی این اطلاعات در مورد ریسک و بازده‌‌ای واقعی سهام شرکت‌ها قضاوت کنند. مقوله‌ی شفافیت در نگاه استیگلیتز، بحث در مورد مفهوم گمراه‌سازی و اغواگری است[۲۸]. بانک‌های آمریکایی در عمل به گمراه‌سازی مردم مشغول بودند. آن‌ها ریسک‌ها را از ترازنامه خارج می‌کردند به‌طوری‌که کسی واقعاً نمی‌توانست آن‌ها را به‌درستی ارزیابی کند. دامنه‌ی اغواگری بانک‌ها واقعاً شوک‌آور است.

اگر بازارها واقعاً خوب کار می‌کردند بانک‌هایی که شفاف‌تر بودند می‌توانستند به سرمایه‌ای با هزینه‌ی کمتر دست یابند. البته باید انگیزه‌ی اقتصادی نیز در این شفافیت وجود داشته باشد؛ اما به نظر می‌رسد بازار به‌خودی‌خود توانایی ارائه‌ی شفافیت اطلاعاتی را ندارد و به همین دلیل است که دولت باید قدم پیش بگذارد و افشای اطلاعات را الزام‌آور کند[۲۹]

درنهایت، برای داشتن یک الگوی معیشت سالم و فاقد هرگونه فساد مالی شفافیت یکی از ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر است نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب در دیدار با فعالان بخش‌های اقتصادی کشور نیز به آن اشاره می‌کنند: «محصور بودن اطلاعات، محدود بودن اطلاعات به بعضی از افراد، دون بعضی، موجب ویژه‌خواری‌های عجیبی می‌شود؛ که گاهی ثروت‌های بادآورده‌ی یک‌شبه را برای افرادی که سوءاستفاده‌چی هستند، فراهم می‌کند؛ به خاطر اینکه اطلاع دارند که بناست فلان کالا بیاید، فلان کالا تولید بشود، فلان کالا جلویش گرفته بشود، قیمت فلان کالا بالا برود یا پائین بیاید، یا فلان قانون تصویب بشود. این‌هایی که مطلع‌اند، سوءاستفاده می‌کنند. اطلاعات باید عمومی بشود. باید شفاف‌سازی اطلاعات صورت بگیرد[۳۰]

پانوشت:

[۱] لغت نامه دهخدا

[۲] لغت نامه دهخدا

[۳] اسمی است که دارای معنای مصدری است و با افزودنی «ـیّت» به پایان کلمه ساخته می شود؛ مانند: جاهلیت- انسانیت

[۴] فرهنگ لغت عمید

[۵] کشاف اصطلاحات الفنون

[۶] ذخیره‌ی خوارزمشاهی

[۷] Clarity

[۸] Effectiveness: عبارت است از میزان و درجه‌ی تحقّق اهداف و انجام موفقّت‌آمیز مأموریت‌ها اثربخشی

[۹] Zdenek Drabek, Warren Payne

[۱۰] Reliable

[۱۱] Timely

[۱۲] Accessible

[۱۳] Ana Bellver and Daniel Kaufmann,2005

[۱۴] Visible

[۱۵] Understandable

[۱۶] Working Group 1998

[۱۷] Dissemination

[۱۸] Regular

[۱۹] Accurate

[۲۰] Mitchell, Ronald B. ,1998

[۲۱] Joseph E. Stiglitz, Freefall: Transparency is, of course, another word for “information.”

[۲۲] Corruption

[۲۳] Transparency International

[۲۴] Corruption Perceptions Index

[۲۵] Bribe Payers Index

[۲۶] Joseph Stiglitz

[۲۷] Freefall, Joseph Stiglitz: “It always becomes obvious in the aftermath of a crisis that there was a lack of information”

[۲۸] Freefall, Joseph Stiglitz: “To me, the issue of transparency is really about deception”

[۲۹] Freefall, Joseph Stiglitz: Markets on their own seem not able to provide the proper amount of transparency, which is why government has to step in and require the disclosure of information.

[۳۰] امام خامنه‌ای،۱۳۹۰/۰۵/۲۶، بیانات در دیدار فعالان بخشهای اقتصادی کشور