سختی کار یا لذت فراغت! بخش اول


کژگزینی و کژمنشی، عوامل بحران سازی هستند که امروزه به سبب عمل به آموزه‌های الگوی معیشتی اکانومی بسیاری از جوامع را دچار مشکل کرده‌اند. ریشه‌ی این عوامل را باید در نوع نگاه به کار و استراحت جستجو کرد.


یکی از نگرانی‌هایی که همواره هنگام خرید یک کالا مخصوصاً کالاهای دست‌دوم وجود دارد این است که اطلاعاتی را که خریدار درباره‌ی کالای مورد معامله دارد از اطلاعات فرد فروشنده کمتر است، و این مسئله می‌تواند احتمال ضرر مالی را برای او افزایش دهد به‌طوری‌که حتی کالایی را که خریداری می‌کند، از چیزی که انتظار آن را داشت کاملاً متفاوت باشد. به همین علت همواره گروه‌هایی که در تاریکی اطلاعاتی به سر می‌برند (کارفرمایان و یا خریداران) مایل هستند اطلاعات بیشتری را کسب کنند.001-bahrevari-01

«عدم آگاهی نسبت کلیه‌ی جوانبِ کالای مورد معامله منجر به ضرر مالی خریدار می‌گردد.»

بر مبنای تئوری‌های الگوی معیشتی اکانومی اگر در یک معامله یکی از طرفین اطلاعات بهتر و یا بیشتری را نسبت به طرف مقابل داشته باشد و در دستیابی به اطلاعات موردنیاز، دو طرف معامله از شرایط یکسان برخوردار نباشند، این حالت را عدم تقارن اطلاعات و یا اطلاعات نامتقارن[1] می‌گویند. که درواقع این امر نوعی از شکست بازار به بدترین وجه ممکن محسوب می‌شود.

اطلاعات نامتقارن که در سال‌های اخیر از موضوعات شایع و متداول است، در سال ۲۰۰۱ توسط سه اقتصاددان به نام‌های جوزف استیگلیتز[2]، مایکل اسپنس[3] و جرج آکِرلُف[4] مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت و درنهایت منجر به اخذ جایزه نوبل اقتصادی توسط این سه نفر شد. این موضوع با فرض اساسی اقتصاد نئوکلاسیک که بر مبنای اطلاعات درست و شفاف است، در تضاد جدی قرار دارد و بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، مشخص شد كه يكي از دلايل مهم شکل‌گیری حباب قيمتی در بازار سهام آمريكا، حساب‌سازی‌های نادرست توسط مديران شرکت‌ها و موسسه‌های مالی و سرمایه‌گذاری و تأييد نادقيق گزارش صورت‌های مالی و تراز سود و زيان توسط حساب‌رسان بوده است.

Nobelova cena - ekonomie - George A. AKERLOF, Michael SPENCE, Joseph E. STIGLITZ«از راست: جوزف استیگلیتز، مایکل اسپنس و جرج آکرلف»

عاملِ بحران سازی به نام اطلاعات نامتقارن را می‌توان در دو حالت اقدامات پنهان[5] و ویژگی‌های پنهان[6] که از نمونه‌های اطلاعات نامتقارن محسوب می‌شوند موردبررسی قرار داد، و ارتباط عجيب آن‌را با مسائلی بنیادی‌تر نظیر «کار» و «بهره‌وری» متوجه شد.

اقدامات پنهان

خطر صداقت[7] یا کژمَنِشی واژه‌ای است که اولین بار در قرن ۱۷ میلادی مطرح شد و در اواخر قرن ۱۹ به‌طور گسترده‌ای در مؤسسات بیمه‌ی انگلستان مورد استفاده قرار گرفت و بر کلاه‌برداری و رفتارهای غیراخلاقی فرد بیمه‌شده دلالت داشت. اکانومیست‌ها[8] معتقدند که موضوع کژمنشی زمانی صورت مشکل به خود می‌گیرد که شخصی به نام کارگر یا عامل، نماینده‌ی انجام کاری از طرف شخص دیگری به نام کارفرما می‌شود. اگر کارفرما نظارت کامل بر رفتار نماینده‌ی خود نداشته باشد، نماینده تمایل پیدا می‌کند تا مسئولیت و تعهد خود را در سطحی کمتر از آنچه موردنظر کارفرماست انجام دهد و این امر منجر به کاهش بهره‌وری نیروی انسانی[9] خواهد شد. مخاطرات اخلاقی كه به دنبال بحران بزرگ مالی سال ۲۰۰۸ بيش از پيش مورد تأكيد قرار گرفته است، عاملی است که به‌ زعم اقتصاددانان نئوکینزی[10] بر اثر عدم تقارن اطلاعاتی رخ می‌دهد و موجب شكست بازار و ایجاد بحران‌های بزرگ مالی مي‌شود.

مخاطرات اخلاقی«کژمنشی یعنی اینکه اگر کارفرما نظارت کامل بر رفتار نماینده‌ی خود نداشته باشد، نماینده تمایل پیدا می‌کند تا مسئولیت و تعهد خود را در سطحی کمتر از آنچه موردنظر کارفرماست انجام دهد»

نمونه‌های بسیاری در تأیید کژمنشی در حوزه‌های مختلفی از قبیل بیمه، شرکت‌های سهامی و یا حتی در حوزه‌ی خدمات می‌توان ذکر کرد. به‌عنوان مثال شرکت بیمه‌گر نمی‌تواند مشاهده کند که  فرد بیمه‌شده چقدر در مقابل دزدی، آتش‌سوزی و… احتیاط می‌کند؛ درحالی‌که میزان احتیاط او بر روی سود بیمه‌گر تأثیر دارد. و یا اینکه کیفیت خدمتی را که یک تعمیرکار خودرو به شما ارائه می‌دهد و در ازای آن از شما مزد دریافت می‌کند برای شما روشن نیست حتی در مورد خدمتی که پزشکان به بیماران ارائه می‌دهند می‌توان گفت که عدم تقارن اطلاعات فنی میان پزشك و بيمار موجب می‌شود که پزشك از جهل اطلاعاتی بيمار سوءاستفاده كند و برای مثال در مواردی كه نياز به جراحی سزارين يا جراحی‌های ديگر نيست، آن را تجويز و از اين طريق درآمد خود را به بهای عوارض جسمانی بيمار حداكثر كند.

006-bahrevari-01«گریگوری منکیو استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد معتقد است با اعمال روش‌های تطمیعی، تهدیدی و تشویقی می‌توان مشکل کژمنشی را تا حدی برطرف کرد.»

گریگوری منکیو[11] در کتاب «کلیات علم اقتصاد[12]» راه‌حل‌های تطمیعی، تهدیدی و تشویقی مختلفی را برای مقابله با این مشکل، به کارفرمایان ارائه می‌دهد تا کارگر، نماینده و موکل خود را به انجام بیشتر و بهتر مسئولیت وا‌دارد:

نظارت بهتر[13] (تهدیدی)

والدین با نصب دوربین‌های مخفی در خانه‌های خود سعی می‌کنند رفتار پرستار فرزندان خود را ضبط و مورد بررسی قرار دهند که این کار با هدف پی بردن به رفتار غیرمسئولانه‌ی پرستاران انجام می‌دهند.

دستمزد بیش‌تر[14] (تشویقی)

برخی کارفرمایان دستمزدی بالاتر از دستمزد تعادلی (پایه‌ی حقوق و یا مبلغی که از تعادل عرضه و تقاضا در بازار حاصل می‌شود)  به کارگران خود پرداخت می‌کنند. کارگری که دستمزدی بالاتر از دستمزد تعادلی دریافت می‌کند، احتمالاً انگیزه‌ی کمتری برای کم‌کاری دارد.

پرداخت‌های تأخیری[15] (تطمیعی)

بنگاه‌ها می‌توانند پاداش و مزایای کارکنان خود را با تأخیر پرداخت کنند مثلاً پرداخت بن‌های غیرنقدی در پایان سال و یا پرداخت بخشی از مزایا و پاداش آنان در سال‌های بعد.»[16]

ویژگی‌های پنهان

انتخاب زیان‌بار یا کژگزینی[17] یکی دیگر از نمونه‌های وجود اطلاعات نامتقارن است که عمدتاً در بازارهایی به کار می‌رود که فروشنده نسبت به خریدار، در مورد کالای فروخته شده، اطلاعات بیشتری داشته باشد که به اعتقاد اکانومیست‌ها همیشه خریدار را با خطر کیفیت پایین کالای خریداری شده مواجه می‌کند. شاخص‌ترین مثال این بخش خرید خودروی دست‌دوم است. فروشنده از عیوب خودرو خود اطلاع کافی دارد درحالی‌که خریدار از آن بی‌اطلاع است. همین امر موجب نگرانی خریداران از خرید خودروی دست‌دوم می‌شود. منکیو دراین‌باره می‌گوید:

«وقتی بازارها از کژگزینی صدمه می‌بینند، دست نامرئی لزوماً نمی‌تواند در این بازارها معجزه کند.»

امّا برای بررسی دقیق‌تر این موضوع که چرا الگوی معیشتی غرب در دام مشکلاتی نظیر اقدامات و ویژگی‌های پنهان گرفتار آمده و در جستجوی راه‌حل، تنها به ارائه روش‌هایی تکنیکی و بعضاً تاکتیکی بسنده می‌کند، لازم است قدری عمیق‌تر به موضوع نگریسته شود.

در ۱۵ فوریه ۱۷۴۸ میلادی در لندن نابغه‌ای! به نام جِرِمی بِنِتام[18] متولد می‌شود. او در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه آکسفورد با درجه استادی فارغ‌التحصیل می‌شود و به عضویت کانون وکلای انگلیس درمی‌آید. امّا او تحقیق در علم و فلسفه‌ی حقوق را بر وکالت ترجیح داد و به نوشتن به پژوهش در زمینه‌ی حقوق پرداخت. وی در سال ۱۷۸۹ و دو سال پس از انتشار کتاب «دفاع از رباخواری[19]»، مهم‌ترین اثر خود به نام «مقدمه‌ای بر اصول اخلاقیات و قانون‌گذاری[20]» را منتشر کرد و در آن بحث اصالت سودجویی[21] را مطرح و از آن دفاع کرد.

003-bahrevari-01«جرمی بنتام معتقد بود جستجوی لذت و گریز از درد، تنها غایت و هدف آدمی است.»

او اعتقاد داشت که از میان انتخاب‌های مختلفی که در هر مورد در برابر ما وجود دارد، باید آن امکان را برگزینیم که بیشترین لذّت و خوشی را برای بیشترین تعداد از افراد مهیا می‌سازد و هدف قانون‌گذار نیز باید این باشد، که حداکثر خوشی و آسایش را برای حداکثر افراد تأمین نماید.

وی همچنین معتقد بود که جستجوی لذّت و گریز از درد، تنها غایت و هدف آدمی است حتی در لحظه‌ای که انسان بزرگ‌ترین لذت را از خود دریغ می‌کند و یا دردهای سنگینی را بر خود هموار می‌کند نیز به دنبال لذّتی دیگر است. بدین ترتیب او ایثار کردن و گذشت را، اگرچه در آن از برخی لذت‌ها صرف‌نظر می‌شود، در مسیر کسب لذّتی دیگر می‌دانست.

007-bahrevari-01«بنتام موضوع اصالت سودجویی را در کتاب خود، تحت عنوان «مقدمه‌ای بر اصول اخلاقیات و قانون‌گذاری» منتشر کرد.»

اصالت بخشیدن به سود و منفعت منجر به ورود راحتی و رفاه‌طلبی در همه‌ی شئون زندگی شخصی و حتی حکومت‌داری شد و به سبب همین موضوع هر فردی در زندگی شخصی خود به دنبال رفاه و فراغت بیشتر بود و همواره از کار و فعالیت به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های درد و رنج دوری می‌کرد. در همین راستا اکانومیست‌ها نیز سعی کردند برای ارائه‌ی الگویی مبتنی بر این تفکر فلسفی آن را در قالب مفهومی با عنوان مبادله‌ی کار و استراحت[22] تئوريزه کنند.

گریگوری منکیو در بخش دیگری از کتاب «کلیات علم اقتصاد»  به بررسی و تبیین این موضوع می‌پردازد:

«احتمالاً هیچ مبادله‌ای در زندگی هیچ شخصی به‌اندازه‌ی مبادله‌ی میان کار و استراحت روشن و بااهمیت نیست. هرچه بیشتر کار کنید زمان کمتری برای تماشای تلویزیون، صرف شام با دوستان و یا انجام فعالیت‌های موردعلاقه‌ی خود در اختیار خواهید داشت.

یکی از اصول ده‌گانه‌ی اقتصادی این است که هزینه‌ی به دست آوردن هر چیز برابر است با ارزش چیزهایی که از دست می‌دهیم(هزینه‌ی فرصت). شما برای اینکه یک ساعت استراحت کنید چه چیزهایی را از دست می‌دهید؟ احتمالاً یک ساعت کار کردن را، که بر اساس دستمزد یک ساعت کار قابل اندازه‌گیری است. (یعنی می‌توان هزینه‌ی یک ساعت استراحت را بر اساس پول سنجید و آن را کمی کرد) بنابراین اگر دستمزد یک ساعت کار ۱۵ دلار باشد، هزینه‌ی فرصت یک ساعت استراحت ۱۵ دلار خواهد بود و وقتی دستمزد یک ساعت کار ۲۰ دلار باشد، هزینه‌ی فرصت استراحت بیشتر می‌شود. ازآن‌جاکه زمان محدود است، ساعات بیشتر کار به معنای استراحت کمتر است.

فرض کنید دستمزد هر ساعت کار از ۱۵ دلار به ۲۰ دلار افزایش یابد در این حالت شما با انجام یک ساعت کار درآمد بیشتری را کسب کرده‌اید و نسبت به گذشته ثروتمندتر شده‌اید. با داشتن یک واحد ثروت اضافی شما استراحت بیشتر را انتخاب می‌کنید. به عبارت دیگر، در دستمزدهای بالاتر شما ساعات کار کمتر را انتخاب می‌کنید.»

همان‌گونه که منکیو بیان می‌کند، دستمزدهای بالا سبب می‌شود که شما ساعات کار کمتر را انتخاب کنید و یا به تعبیر بهتر، هراندازه ثروتمندتر شوید کمتر کار خواهید کرد. امّا غایت این نگاه کجاست؟ آیا انسان می‌تواند میزان ساعات کاری خود را (که عاملی منفی‌ پنداشته می‌شود) به‌قدری کم کند که از حداکثر فراغت (که عاملی مثبت پنداشته می‌شود) برخوردار گردد؟ مسلماً جواب منفی است چون همین انسان از یک سری نیاز‌ها و تمایلات برخوردار است که برای تأمین آن‌ها به میزان ثروت بیشتر و به‌تبع آن به ساعات کاری بیشتری نیازمند است. در اين‌ دستگاه فكری راهی که برای هر فرد می‌ماند این است که بین فراغت بیشتر و یا کار برای مصرف بیشتر تعادل برقرار کند. بر اساس این نوع نگرش حتی در حالتی که انسان سختی انجام کار را متحمل می‌شود، باز هم به دنبال بهره‌مندی از راحتی و رفاهی است که به‌واسطه‌ی مصرف بیشتر برای او فراهم خواهد شد.

004-bahrevari-01«نقطه‌ی A جایی است که فرد میزان کار و استراحت خود را به تعادل رسانده است.[23]»

این‌گونه نگاه به کار و استراحت، تنها به جوامع غربی نیز محدود نمی‌شود. کلیه‌ی جوامعی که برای اداره‌ و مدیریت خود از الگوی معیشت اکانومی ـ که ریشه در تفکرات افرادی نظیر جرمی بنتام دارد – بهره می‌برند، به کار، به‌عنوان یک عامل منفی و مذموم نگریسته و همواره به دنبال فرار از مشقّتِ انجام کار هستند و یا در انجام کار خود اهمال و سستی می‌کنند. به همین خاطر است که برای کنترل چنین فردی باید از ابزارها و سیستم‌های نظارتی و یا از روش‌های تطمیعی و تهدیدی و تشویقی بهره برد. در این‌گونه جوامع اگر این امکان وجود می‌داشت که انسان‌ها می‌توانستند بدون انجام کار به درآمد لازم برای تأمین نیازها و تمایلاتشان دست یابند، هرگز در مبادله‌ی بین کار و استراحت جانب کار را نمی‌گرفتند. بررسی آمارهای جهانی[24] به‌روشنی مؤید این مطلب است که عمده‌ی کشورهای دنیا همواره به دنبال کاهش ساعات کاری در کشور خود بوده و این امر را به‌عنوان یکی از شاخص‌های زندگی بهتر[25] معرفی می‌کنند.

005-bahrevari-01«کاهش ساعات کار در ۶۰ سال اخیر از مذموم بودن کار حکایت دارد.»

مذموم انگاشتن کار و نگریستن به آن به‌عنوان عامل از بین برنده‌ی استراحت سبب می‌شود که فرد در انجام کاری که مسئولیت آن را پذیرفته است اهتمام لازم را نورزد و همین امر منجر به کاهش بهره‌وری نیروی انسانی می‌گردد.

این در حالی است که الگوی معیشتی اسلام، نگاه کاملاً متفاوتی به مقوله‌ی کار و فراغت دارد. در این نوع نگاه خواب و فراغت زیاد هردو از پدیده‌های مذموم هستند[26] و در مقابل کسی که برای کسب معیشت خانواده‌ی خود از راه حلال تلاش و کوشش کند اجری برابر مجاهد فی سبیل الله دارد[27]. اسلام هدف از خلقت انسان را عبادت معرفی می‌کند[28] و کسب روزی حلال را به‌عنوان بالاترین نوع عبادت می‌داند[29]. پیامبران و امامان معصوم نیز عمدتاً سیره‌ی زندگی خود را بر همین اساس قرار داده‌ بودند. به‌ عنوان‌ مثال امیرالمؤمنین علی(ع) در شدّت گرما نیز، کاری را که می‌توانست به دیگران واگذار کند خود انجام می‌داد؛ تنها با این هدف که خداوند شاهد تلاش حضرت در راه کسب روزی حلال برای خانواده خود باشد[30].

از آن‌جایی‌که الگوی معیشتی اسلام معاش معطوف به معاد را دنبال می‌کند لذا فرد مؤمن نه‌تنها رفاه و راحت‌طلبی را در دنیا جستجو نکرده بلکه برای ایجاد راحتی در زندگی پس از مرگ که درواقع رسیدن به مقام رضای الهی است سعی و جهد می‌کند. رفاه و راحتی نه‌تنها در زندگی یک فرد مؤمن اصالت نداشته بلکه دوست داشتن راحتی هم در نگاه او مذموم است. به‌طوری‌که بر اساس آموزه‌های دینی ‌علاقه‌ی به زندگی راحت به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین پایه‌های گناهان مطرح می‌شود[31].

علاوه بر اين الگوی معیشتی اسلام، برای حل مسئله‌ی پنهان‌ كردن ویژگی‌های پنهان، فروشنده را از پنهان کردن عیب کالا و خدمت خود در هنگام معامله و ارائه به خریدار نهی می‌کند حتی به خریدار و فروشنده این اجازه را می‌دهد که در صورت آگاهی از موضوعی که در هنگام معامله از آن غفلت و یا به‌عمد پنهان شده بود، معامله را فسخ کنند.[32] ، [33] چراکه این امر یا موجبات افزایش قیمت خرید را برای خریدار فراهم خواهد کرد و یا باعث متضرر شدن فروشنده خواهد شد.

لذا در یک جامعه‌‌ی اسلامی برای مقابله با پدیده‌هایی همچون مخاطرات اخلاقی  به ابزارهای پیچیده‌ی نظارتی نیازی نیست چراکه در چنین جامعه‌ای، فرد مؤمن همواره خداوند را ناظر بر اعمال و کار‌های خویش می‌داند و حتی بدون نظارت کامل کارفرما نیز برای انجام کاری که مسئولیت آن را پذیرفته از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نخواهد کرد.

حال يك سوال كلیدی مطرح می‌شود: چرا علی‌رغم اینکه الگوی معیشتی اسلام تعریف متفاوتی از کار و استراحت ارائه می‌دهد و نگرش بدیعی نسبت به این دو مقوله دارد و براساس تحلیل صورت گرفته باید از بهره‌وری بالاتری در نیروی انسانی برخوردار باشد، اما امروزه بر اساس آمارهای ارائه شده، کشور‌های اسلامی از جمله ایران، از بهره‌وری کمتری نسبت به کشورهای موسوم به توسعه یافته برخوردار هستند؟

این موضوعی است که در بخش بعدی اين نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد…

 


[1]. Information asymmetry

[2]. Joseph Stiglitz  

[3]. Michael Spence

[4]. George Akerlof

[5]. Hidden Actions  

[6]. Hidden Characteristics 

[7]. moral hazard

[8]. Economist (اصطلاحی که به غلط اقتصاددان ترجمه می‌شود)

[9]. Labor Productivity

[10]. Neo-Keynesian economists

[11]. Nicholas Gregory Mankiw – http://en.wikipedia.org/wiki/Greg_Mankiw

گریگوری منکیو استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد است و تحصیلات خود را در دانشگاه‌های پرینستون و ام‌آی‌تی به پایان رسانده است. او سرپرستی طرح‌های اقتصادی در دانشگاه‌های کمبریج و ماساچوست و مشاوره‌ی بانک مرکزی آمریکا و دفتر بودجه‌ی مجلس آمریکا را در کارنامه‌ی خود دارد. او همچنین مقاله‌نویس مجله‌ی فرچون است. او از نظر اقتصادی یک نئوکینزین محسوب می‌شود. (لازم به ذکر است مکتب اقتصادی نئوکینزی‌ها یکی از شاخص‌ترین مکاتب اقتصادی اخیر است که در بسیاری از کشورهای دنیا، ازجمله ایران الگوی اقتصادی حاکم محسوب می‌شود)

[12]. Principles of Economics (6th ed.) (2011) – N. Gregory Mankiw. Cengage Learning. ISBN 978-0-538-45305-9

[13]. Better monitoring

[14]. High wages

[15]. Delayed payment

[16]. Principles of Economics (6th ed.) (2011) – N. Gregory Mankiw. Cengage Learning. ISBN 978-0-538-45305-9- p 468 – 469

[17]. Adverse selection, anti-selection or negative selection

[18]. Jeremy Bentham

[19]. Defence of Usury (1787) – Jeremy Bentham

[20]. Introduction to Principles of Morals and Legislation

[21]. Utilitarianism

[22]. The Trade-off between Work and Leisure

[24]. 2007 International Labour Organization – Working Time Around the World – Trends in working hours, laws and policies in a global comparative perspective – Sangheon Lee, Deirdre McCann and Jon C. Messenger.

[25]. Better life index

[26]. «عن ابي عبد الله (ع) قال: انّ الله عزّ و جلّ يبغض كثرة النّوم و كثرة الفراغ»؛ (الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۵، ص: ۸۴) امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزّ و جلّ از زياد خوابيدن و فراغت زیاد کراهت دارد.

[27]. «قَالَ ع‏ الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ حَلَالٍ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ.» (من لا يحضره الفقيه، ج۳، ص: ۱۶۸) رسول اکرم (ص) فرمود: كسى كه براى اهل خانواده‌ی خويش كوشش می‌‏كند و از راه حلال معيشت آنان را ترتيب می‌دهد اجرش مطابق مجاهد في سبيل اللَّه است.

[28]. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون‏»؛ (سوره‌ی ذاریات آیه‌ی ۵۶)  و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند.

[29]. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال»؛ (الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏5، ص: ۷۸) پيامبر اكرم(ص) فرمود: عبادت هفتاد جزء دارد، كه برترين آن‏ها طلب [روزى‏] حلال است.

[30]. «وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَخْرُجُ فِي الْهَاجِرَةِ فِي الْحَاجَةِ قَدْ كُفِيَهَا يُرِيدُ أَنْ يَرَاهُ اللَّهُ تَعَالَى يُتْعِبُ نَفْسَهُ فِي طَلَبِ الْحَلَالِ»؛ (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏۳ ؛ ص۱۶۳)؛ و امير المؤمنين عليه السّلام در شدّت گرما بدنبال حاجتى بيرون می‌‏شد كه ديگران می‌‏توانستند انجام دهند، امّا مقصودش از اينكه خود اقدام كند و به ديگرى وانگذارد اين بود كه خداوند شاهدش باشد كه براى روزى حلال خود را به‌زحمت انداخته كار می‌كند.

[31] . دوستى زنان، دوستى دنيا، دوستى رياست، دوستى راحتى (و راحت‏‌طلبى)، دوستى سخنورى و گفتار، دوستى برترى بر ديگران، دوستى ثروت، و این‌ها هفت خصلت است كه همه‌ی آن‌ها در دوستى دنيا گردآمده، و پيمبران و دانشمندان پس از شناختن آن گفته‏‌اند دوستى دنيا سر هر گناهى است.

[32] . منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة) ؛ ج‏23 ؛ ص397

اسحاق بن عمار از امام صادق علیه‌السلام روايت می‌كند كه فرمود: «فريب دادن كسى كه [تعيين قيمت را] به انسان واگذارد حرام است.»

و یا دركتاب من لا يحضره الفقيه روايت می‌شود كه امام صادق علیه‌السلام فرمود: «فريب دادن اعتماد كننده به انسان، ناپسند و نكوهيده و فريب دادن مؤمن، حرام است.»

برای مطالعه بیشتر به مبحث خیارات غبن مراجعه شود.

[33]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏): مَنْ بَاعَ وَ اشْتَرَى فَلْيَحْفَظْ خَمْسَ خِصَالٍ وَ إِلَّا فَلَا يَشْتَرِيَنَّ وَ لَا يَبِيعَنَّ الرِّبَا وَ الْحَلْفَ وَ كِتْمَانَ الْعُيُوبِ وَ الْمَدْحَ إِذَا بَاعَ وَ الذَّمَّ إِذَا اشْتَرَى (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏3 ؛ ص194) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كس خريد و فروش می‌‏كند بايد پنج امر را در نظر بگيرد و مواظب باشد تا به وبال آن مبتلا نگردد و إلّا نه بخرد و نه بفروشد، ربا، سوگند، پنهان نمودن عيب متاع، مدح متاع هنگام فروش، و پست كردن آن هنگام خريد.