دکترین نهاد – بخش اول – معجزه‌ی اسلام در آندلس


باید دید تمدن اسلام، چگونه توانست کشوری را در اروپا از تمدن مسیحیت کاتولیک بگیرد و آن را به کشوری این‌ چنین پیشرفته از هر حیث بدل کند.


هیچ مثالی در حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرون وسطی و هیچ زمان دیگری یافت نمی‌شود که در آن تفاوت‌های بین اسپانیای مسلمان و اروپای کاتولیک تا بدین حد شدید و غیرقابل تصور باشد. با یک نگاه گذرا به این تفاوت‌ها در حوزه‌های مختلف، می‌توان اسپانیای مسلمان را در قرن دهُم یک تمدن جدا از اروپا در نظر گرفت.

01-doctorin-nahad-andelos-01«با یک نگاه گذرا به تفاوت‌های بین اسپانیای مسلمان و اروپای کاتولیک، می‌توان اسپانیای مسلمان را در قرن دهُم یک تمدن جدا از اروپا در نظر گرفت.»

در حوزه شهری؛

«…آندلس (اسپانیای مسلمان) از همه جهت گوهری درخشان بود. قرطبه، پایتخت آن، شهر فواره‌ها بود. حاشیه‌اش به مسافت مایل‌ها، سنگ‌فرش و چراغانی شده بود؛ و مرتباً تعمیر و تمیز می‌شد و محافظان صلح از مراقبت آن فارغ نمی‌شدند.

در پاریس تا قرن سیزدهم و در لندن نیز تا قرن چهاردهم، جاده‌ی سنگ‌فرش شده‌ای وجود نداشت. خیابان‌های این پایتخت‌ها مراکز تجمع کثافات و زباله، منبع هر نوع بیماری و صحنه‌ی هر نوع جرم و در تمام شبانه‌روز تحت کنترل تبه‌کاران بودند. حدوداً تا زمان چارلز دوم، هنوز سیستمی کارا برای روشنایی خیابان‌ها در لندن به کار گرفته نشده بود. در ابرشهر دنیای غرب- لندن- فقط سیصد لامپ خیابان‌ها و میدان‌ها را روشنایی می‌دادند.

هفت‌صد سال پس از زمانی که شهرهای اسپانیای مسلمان توسط سیستم‌های زیرزمینی فاضلاب تخلیه می‌شدند و خیابان‌هایشان از زباله تمیز بود، پاریس هنوز لایق لقب باستانی‌اش بود: «گلی» (The Muddy) یا به زبان امروزیمان، کثیف. پیاده‌روها عمدتاً به بن‌بست می‌خورد، به تپه‌هایی بدبو از زباله و نخاله!»

01-doctorin-nahad-andelos-02«در پاریس تا قرن سیزدهم و در لندن نیز تا قرن چهاردهم، جاده‌ی سنگ‌فرش شده‌ای وجود نداشت. خیابان‌های این پایتخت‌ها مراکز تجمع کثافات، زباله و منبع هر نوع بیماری بود.»

در حوزه‌ی بهداشت؛

«… بیماری‌های کشنده در اروپای قرون وسطی مدرکی مستدل و قانع‌کننده از شرایط کثیف و غیربهداشتی‌ای بود که در همه‌جا وجود داشت. منابع آب آشامیدنی یا از رودهای آلوده تأمین می‌شد و یا از چاه‌های پر از کثیفی و بیماری. حتی گذر زمان و تجربه هم اثری بر خردِ جمعیِ مردم این شهرها برای مدت‌ها نداشت تا لااقل قدمی کوچک در پیشرفت شرایط بهداشتی و نظافت جامعه بردارند.

تا سال ۱۸۲۵، در نیویورک آب آشامیدنی غیرمطمئن را حمال‌ها دربه‌در به خانه‌ها حمل می‌کردند. تنها یک پمپ آب چوبی در خیابان “Chatham” برای نیازمندی‌های اساسیِ طبقه‌ی فقیر وجود داشت. فضولات و کثافات خانه‌ها در سطل بر روی سر نِگرو‌ها (نامی که اروپاییان و آمریکاییان به آفریقاییان دادند؛ یعنی سیاه) حمل شده و در رودخانه تخلیه می‌شد. در اواسط قرن دهم، نهصد حمام عمومی در پایتخت اسپانیای مسلمان وجود داشت. در قرن هجدهم، در جمعِ کل کشورهای اروپای مسیحی این تعداد حمام وجود نداشت.»

در حوزه‌ی معیشت؛

«… در نیمه‌ی اول قرن دهم میلادی در اسپانیای مسلمان و در زمان حاکمیت عبدالرحمن سوم، درآمد سالیانه‌ی دولت از تمامی منابع، به ارزشِ پولیِ امروز، از سیصد میلیون دلار بیشتر بود. درحالی‌که درآمد سالیانه‌ی دولت پادشاهی انگلیس در اول قرن هفدهم، یعنی هفت قرنِ بعد، پانزده میلیون دلار بود. مجموع درآمد بلژیک و هلند، کمتر از هجده میلیون و درآمد فرانسه، شصت میلیون دلار بود.

پس از مرگ این پادشاه مسلمان اسپانیایی در سال ۹۶۱ میلادی، در خزانه‌ی دولتش پنج میلیون سکه‌ی طلا باقی بود، به ارزش امروزی صد میلیون دلار. درحالی‌که وقتی لویی شانزدهم، بزرگ‌ترین و قوی‌ترین پادشاه زمانش در سال ۱۷۱۵ درگذشت، خزانه فرانسه ورشکسته بود.»

در حوزه جمعیت؛

«… از نظرِ جمعیتی، انگلستان هنگام مرگ ملکه الیزابت، حدوداً ۴ میلیون نفر جمعیت داشت؛ اما اسپانیای مسلمان شش قرن قبل از این تاریخ طبق گفته‌ی مورخان کمتر از ۳۰ میلیون نبوده است. در سال ۱۷۰۰ میلادی، لندن- شلوغ‌ترین شهر اروپای مسیحی- فقط نصف قرطبه در سال ۹۰۰ میلادی بود. در همان سال، المریا و سویل (دو شهر دیگر اسپانیای مسلمان) هرکدام به‌تنهایی جمعیتی برابر پایتخت امپراطوری بریتانیا در هشتصد سال بعد داشتند.»

در حوزه‌ی پیشرفت معیشتی؛

«… هنگام طلوع قرن یازدهم، مردم مسلمان سیسیل و اسپانیا تصویری به‌کلی آبادگر و پیشرو و ثروتمند نشان دادند. در آنجا صنعتگری تشویق می‌شد و تنبلی، مورد تنبیه بود. جایی که ضمیر روشن انسانیت پناهگاهی ایجاد کرده بود تا در میان دیوارهایش، کهن‌سالان بتوانند باقی عمرشان را در آسایش و صلح بگذرانند.

ششصد سال بعد درحالی‌که ثروتمندترین و ارزشمندترین املاک کشاورزی انگلیس بدون سکنه و بدون آبادی رها شده بودند و به شکارگاه لوردها و پناهگاه دزدان مبدل شده بودند، یک‌چهارم مردم انگلستان فاقد توان تأمین معاش و محتاج کمک و صدقه جامعه بودند. برای این منظور مبلغی معادل نیمی از درآمد تاج و تخت خرج می‌شد.»

01-doctorin-nahad-andelos-03«در حوزه‌ی پیشرفت معیشتی، هنگام طلوع قرن یازدهم، مردم مسلمان سیسیل و اسپانیا تصویری به‌کلی آبادگر و پیشرو و ثروتمند نشان دادند. در آنجا صنعتگری تشویق می‌شد و تنبلی، مورد تنبیه بود.»

در حوزه‌ی پیشرفت اجتماعی؛

«… طبقات متوسط و متوسط به پایین مسلمانان اسپانیا، دارای کلیه وسایل راحتی و بسیاری از وسایل لوکس زندگی آن زمان بودند؛ اما در قرن شانزدهم رعایای فرانسه و آلمان، بی‌سواد و بی آداب و فرهنگ، سر تا پا آغشته به کثیفی و ناآشنا به طعم نان بودند؛ و در حال زندگی در کلبه‌هایی که به‌سختی برپا ایستاده بودند. آن‌ها بر روی کپه‌های یونجه می‌خوابیدند. آب آشامیدنی‌شان از برکه‌ها و مرداب‌ها تأمین می‌شد و غذای عمده‌شان، هویج و بلوط بود.»

در حوزه کشاورزی؛

«… در قرن هشتم، کلبه‌های ساکنین طبقات متوسط و متوسط پایین مسلمانان اسپانیا دارای حیاط‌های مملو از گل‌های رز و در محاصره‌ی مزارع پرمحصول گندم و باغ‌هایی از میوه‌های بی‌مانند بودند. میوه‌هایی که امروزه نوادگانشان را اسپانیا با افتخار به تمام دنیا صادر می‌کند. مسلمانان در باغداری مخصوصاً مرکبات، انقلابی ایجاد کردند؛ به‌خصوص در سیسیل و اسپانیا. صنعتی که هنوز برای هر دوی این کشورها به‌خصوص سیسیل، درآمد هنگفتی دارد.»

01-doctorin-nahad-andelos-04«در قرن هشتم، کلبه‌های ساکنین طبقات متوسط و متوسط پایین مسلمانان اسپانیا دارای حیاط‌های مملو از گل‌های رز و در محاصره‌ی مزارع پرمحصول گندم و باغ‌هایی از میوه‌های بی‌مانند بودند.»

مطالبی که ذکر شد بخش‌هایی بود از کتابِ سه جلدیِ «تاریخ امپراتوری مسلمانان در اروپا» History of the Moorish Empire in Europe. شاید در نگاه اول نویسنده‌ی این کتاب یک مورخ مسلمان به نظر آید؛ اما جالب این‌جاست که این کتاب نوشته‌ی ساموئل پارسون اسکات Samuel Parsons Scott، وکیل، بانک‌دار و محققی است که در هیلز برو Hillsboro, در ایالت اوهای آمریکا Ohioمتولد شد.

01-doctorin-nahad-andelos-05«کتابِ سه جلدیِ «تاریخ امپراتوری مسلمانان در اروپا» History of the Moorish Empire in Europe»

بیان تاریخ درخشان یک تمدن مسلمان در اروپا، از زبان یک مورخ غربی زمینه‌ی هرگونه شائبه نسبت به واقعیت‌های بیان شده در این متن را از بین می‌برد. چراکه این واقعیت‌ها آن‌قدر برجسته و پررنگ هستند که غیرواقعی به نظر می‌آیند؛ اما بیان این تفاوت‌ها‌ و اعتراف به برتری تمدن اسلامی از زبان یک مورخ غربی صورت گرفته است آن هم در شرایطی که مورخین غربی‌ در بسیاری از موارد در بیان صحیح تاریخ، به‌خصوص تاریخ اسلام کوتاه نظری داشته‌اند. پس نه‌تنها نباید این متن را غیرواقعی دانست بلکه مسلماً این تفاوت‌ها برجسته‌تر از آن چیزی است که از زبان این مورخ غربی ذکر شده است.

اسپانیا بخشی از اروپای کاتولیک بود؛ اما وقتی توسط مسلمانان فتح شد، به مرور تفاوت‌های گسترده‌ای بین اروپای مسیحی و اروپای تازه مسلمان شده ایجاد شد. از این‌رو این سؤال مطرح می‌شود که تمدن اسلام، چگونه کشوری را در اروپا از تمدن مسیحیت کاتولیک گرفت و آن را به کشوری این‌ چنین متفاوت بدل کرد؟ این سؤال را می‌توان به‌گونه‌ای دیگر نیز مطرح کرد. بروز این تفاوت چشمگیر داشت درست در دوره‌ی قرون وسطی رخ می‌داد، حال سؤال اینجاست در عصر تاریکی، چه سازوکاری در تمدن‌ اسلامی وجود داشت که هنوز در اروپای مسیحی یا به وجود نیامده بود، یا درست کار نمی‌کرد؟

چه عاملی در تمدن اسلامی حضور ‌داشت که در بهترین شکل به جامعه خدمات می‌داد؛ سازوکاری که پیشرفت امروز غرب البته بعد از یک دوره‌ی طولانی عقب‌ماندگی، مدیون آن است و امروز، درک این عامل یا پدیده ‌یکی از پیچیده‌ترین و غامض‌ترین مسائل علوم انسانی، خصوصاً در غرب است؟ امروز که غرب دچار بحران جدی شده بسیاری، افول تمدن غرب را همانند صعود آن، ناشی از کارکرد غیرکارآمد این پدیده می‌دانند. اساساً شناخت این پدیده، به درک مسائل پیچیده‌ای مثل ظهور، اوج‌گیری، رکود، افول و فروپاشی تمدن‌ها کمک می‌کند و امروز بسیاری از دانشمندان علوم انسانی غربی، به کمک این پدیده، وضعیت نابسامان این تمدن را خصوصاً از حیث معیشتی تحلیل می‌کنند.