دوگانه‌ی قیمت و بهاء


«کپیتالیسم یا سرمایه‌گرایی»، همه‌ی پدیده‌های عالم را کالا می‌گیرد. نه تنها کالاهای مادی -که دارای مواد اولیه هستند- که علم و عشق و حکمت و قضاوت و وکالت و محبت و سلامت و سیاست و… نیز کالا شمرده می‌شود.


«کپیتالیسم یا سرمایه‌گرایی»، همه‌ی پدیده‌های عالم را کالا می‌گیرد. نه تنها کالاهای مادی -که دارای مواد اولیه هستند- که علم و عشق و حکمت و قضاوت و وکالت و محبت و سلامت و سیاست و… نیز کالا شمرده می‌شود. هرآنچه که کالاست، طبعاً برای آن قیمت تعیین می‌شود. زمانی‌که تمام آنچه در عالم ماده و آنچه در عالم معنا هست را کالا گرفته و برای آن قیمت معلوم کردید، حالا همه‌ی این دارایی‌ها سرمایه‌ی شما هستند که خرید و فروش می‌شوند. نظام سرمایه‌گرایی، در نوع برده‌داری جدید، انسان را هم کالا گرفت به این ترتیب ضربه‌ی بسیار شدیدی به حیثیت انسانی انسان وارد ساخت. تمدن لیبرال و نظام معیشت امروز در اقتصاد مدرن ماهیتی «قیمت‌مدار» دارد. کار هر دانشمند و معلم و تاجر و صنعتگر و… قیمت دارد.

اما در قرآن کریم، مفهوم دیگری به نام «بهاء» داریم. ارزش حقیقی انسان به «بهاء» اوست، نه به قیمت او. از علامه طباطبایی(ره) سؤال شد اسم اعظم خدا چیست؟ فرمود: «بهاءالله؛ که مصداق آن نیز امام حسین(ع) هستند.» عشق والدین به هم‌دیگر، عشق فرزندان به والدین، قضاوت یک قاضی، طبابت یک طبیب، وکالت یک وکیل، حکمت یک حکیم، حب فرزند، تربیت یک معلم، مدیریت یک مدیر، سیاست یک سیاست‌مدار و… قیمت ندارند، بهاء دارند. مگر می‌توان برای طبیبی که واسطه می‌شود تا خدای شفا دهنده بیماری را از جان کسی برگیرد، قیمتی متصور بود؟

انسان‌های امروز خودشان را به بثمن بخس می‌فروشند؛ عمدتاً در حل مسائل و مشکلات شخصی، روز را شب می‌کنند و شب را به صبح می‌رسانند و برای کار خود قیمت قائلند. اگر نتوانیم این تفکیک را صورت دهیم که قیمت داریم یا بهاء در گرداب متعفن کپیتالیسم و سرمایه‌گرایی درمی‌غلطیم. درد امروز جامعه‌ی بشری این است که به سطح بهیمی و حیوانی خودش تنزل کرده است.

شهید، قیمت خود را شناخت و خود را به بالاتر از آن یعنی به بهاء فروخت. مطابق آیه ۱۱۱ سوره توبه، خدا مشتری مال و نفس مؤمن است و در ازای آن بهشت را به او می‌بخشد؛ در راه خدا چه بکشید، چه کشته شوید این وعده‌ایست که خدا به شما داده است؛کیست که از خدا بهتر به وعده‌ی خود عمل نماید؟[۱]

هیچکس نمی‌تواند نسبت به عظمت کسانی که به خاطر نجات دیگران، خود را به آتش می‌زنند؛ یا برای حفظ امنیت و حریت خود و دیگران، هزار کیلومتر دورتر از مرزهای خود به استقبال خطر می‌روند تا تهدید و ناامنی را از جامعه‌ی خود و دیگر جوامع دور نمایند، سر تعظیم و تکریم فرود نیاورد! فطرت انسان‌ها همیشه برای این ایثار واکنش مثبت نشان می‌دهد زیرا چنین انسان‌هایی قیمت ندارند، بهاء دارند. «شهدا» خود را به «بهاء» فروختند.

اما در مقابل، بوی تعفن زندگی و حیات کسانی که در جامعه صاحب درآمدها و عافیت‌طلبی‌های آنچنانی و فیش‌ها و درآمدهای نجومی آنچنانی هستند، مشام هر انسان آزاده‌ای را آزار می‌دهد. انسان‌های کوچک سیاسی امروز که برای یک رأی در شهرستان‌ها حلال و حرام را درهم می‌کنند، قیمت‌شان این‌ است که کارتل‌ها و تراست‌ها، پشت سر آن‌ها حاضر شوند و پول‌ها برایش خرج کنند تا به شورای شهر و مجلس و ریاست جمهوری راه بیابند و سپس مدیرانی انتخاب کنند که بابت ۴ سال حفظ صندلی خود، حرام و حلال را جوری باهم مخلوط کنند که انگار نه انگار در یک حکومت دینی و علوی مسئولیت دارند. امروز، مدیری که بهاء داشته باشد، نایاب است یک شاهد آن، فیش‌های نجومی‌ست. انسانی که مال و نفس او خرده شیشه داشته و کنترل کیفیت نشده باشد را خدا خریدار نیست. مال و نفسی که از فیش‌های نجومی و درآمدهای آنچنانی و رانت‌خواری‌های درون حکومت شکل گرفته است را خدا از کسی نمی‌خرد. خود را بثمن بخس فروختند. یک نهی از منکر استراتژیکی این است که هرگز اجازه ندهیم آنچه که بهاء دارد، تبدیل به کالایی برای ارتزاق ما بشود.

استاد حسن عباسی

دماوند – ۹۵/۹/۴

قم -۹۵/۱۱/۴

🎧 گزیده صوتی

از فیش‌های نجومی تا فروش خود به خدا

——————–

[۱]– آیه ۱۱۱ سوره توبه – «إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْراهِ وَ الإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ »