جیمز ریکاردز / استراتژیست جنگ ارزی


در کنار این مسئولیت‌ها، مهم‌ترین مسئولیتی که جیمز ریکاردز به عهده گرفته، ورود به عرصه‌ی سازمان‌های نظامی و امنیتی آمریکا است که نقش «مشاور تهدیدات مالی و جنگ نامتقارن سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به سی.آی.ای» را برای او رقم زده است.


به کار بردن واژه‌ی «جنگ» در مدعای جنگ ارزی صورت‌بندی مباحث را به شکل ویژه‌ای تحت تأثیر قرار می‌هد؛ و مهمترین اتفاقی که می‌افتد این است که پای دانش «استراتژی» را به میدان باز می‌کند. از آنجا که لازمه‌ی پیروزی در هر جنگی، تعریف استراتژی‌های مبارزه و دفاع در آن جنگ است، برای رسیدن به این مقصود باید بتوان به چند سؤال در میدان جنگ ارزی پاسخ داد:

  1. میدان مبارزه در جنگ ارزها چه مختصاتی دارد؟
  2. زمین خودی در تمایز از زمین مبارزه‌ی دشمن کجا مرزبندی می‌شود؟
  3. نحوه مبارزه در این میدان چگونه است و سناریوهای این جنگ چگونه صورت‌بندی می‌شوند؟
  4. ابزار جنگی در این میدان چیست؟
  5. نقاط قوت و ضعف دشمن کجاست؟
  6. نقاط قوت و ضعف ما کجاست؟

و همچنین پاسخ به دو پرسش اصلی که:

  1. «اساساً دشمن چگونه فکر می‌کند؟»
  2. «دشمن در مورد ما چگونه فکر می‌کند؟»

پاسخ به این سؤال‌ها در میدان جنگ‌ ارزی، مانند هر میدان دیگری نیاز به استراتژیست‌هایی دارد تا بتوانند پاسخ پرسش‌های بالا را مشخص کرده و در ادامه، استراتژی‌های جنگ را برای حفظ ارکان اقتصادی کشورشان تبیین نمایند. یکی از استراتژیست‌های شناخته‌شده‌ی دشمن، شخصی است به نام جیمز ریکاردز[۱].

13

جیمز جی. ریکاردز، مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه جان هاپکینز در سال ۱۹۷۳ اخذ کرده است و رشته‌ی اقتصاد بین‌الملل را نیز در مقطع کارشناسی ارشد در همان دانشگاه و از دانشکده‌ی مطالعات بین‌المللی پیشرفته‌ پائول اِیچ. نیتزه[۲] در سال ۱۹۷۴ به انجام رسانده است. وی مدرک دکتری را نیز در رشته‌ی حقوق از دانشکده‌ی حقوق دانشگاه پنسیلوانیا[۳] دریافت کرده است.

ریکاردز، تجربه‌ی بیش از سی سال فعالیت حرفه‌ای در وال‌استریت را دارد و در مناصب ارشد اجرائی در شرکت‌های طرف فروش یا سرمایه‌گذار مانند سیتی‌بانک[۴] و شرکت اوراق مشتقه‌ی آر‌بی‌اس[۵] (که قبلا به بازارهای سرمایه‌ی گرینویچ[۶] شناخته می‌شده)، فعالیت داشته است؛ همچنین در شرکت‌های طرف خرید یا سرمایه‌پذیر مانند شرکت مدیریت سرمایه‌ی بلند‌مدت[۷]، همکاران کاکستون[۸] و همچنین شرکت‌های تکنولوژی ماندد آپتی‌مارک[۹] و آمنیس[۱۰] فعالیت داشته‌است.[۱۱]

ریکاردز مسئولیت‌های مهمی در سی سال گذشته داشته و فضای بحران‌های اقتصادی جهان را در مواردی مانند، سقوط بازار سهام در سال ۱۹۸۷، فروپاشی درکسل[۱۲] در سال ۱۹۹۰، رسوایی تجارت اوراق قرضه‌ی برادران سالومون[۱۳] در سال ۱۹۹۱ و بحران مالی صندوق پوشش ریسک «مدیریت سرمایه‌ی بلندمدت»[۱۴] تجربه کرده است.

همچنین، مسئولیت‌های حقوقی مختلفی را نیز به عهده داشته که مواردی از آنها عبارتند از:

  • عضو هیئت مشورتی «شرکت سرمایه‌ی شرعی»[۱۵]
  • عضو هیئت مشورتی «امور تجارت بین‌الملل»[۱۶]
  • مشاور «کمیته‌ی پشتیبانِ رئیس اطلاعات ملی»[۱۷]
  • عضو «کمیته‌ی سرمایه‌گذاری خارجی در آمریکا»[۱۸]
  • خصوصاً مشاورِ شرکت‌های نظام مالی اسلامی.

در نسبت با این مسئولیت‌ها می‌توان او را یکی از اعضای اصلی وال‌استریت به شمار آورد که در جریان فعالیت در هر یک از مسئولیت‌های مذکور به تمام فرآیندهای مربوط به اقتصاد مالی اشراف کامل پیدا کرده است.

James G. Rickardsدر کنار این مسئولیت‌ها، مهم‌ترین مسئولیتی که وی به عهده گرفته، ورود به عرصه‌ی سازمان‌های نظامی و امنیتی آمریکا است که نقش «مشاور تهدیدات مالی و جنگ نامتقارن سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به سی.آی.ای» [۱۹] را برای او رقم زده است.

حضور ریکاردز در عرصه‌ی فعالیت‌های اقتصادی ‌ـ امنیتی منجر به نگارش کتاب‌هایی شده است که عناوین آن‌ها عبارتند از:

  1. جنگ‌های ارزی؛ روند شکل‌گیری بحران‌های بعدی جهانی (۲۰۱۱) [۲۰]
  2. مرگ پول؛ فروپاشیْ پیشِ روی نظام پولی بین‌الملل (۲۰۱۴) [۲۱]
  3. اُفت بزرگ؛ چگونه در طیّ فروپاشی آینده تکاثر ثروت کنید (۲۰۱۵) [۲۲]
  4. پرونده‌ی جدید طلا (۲۰۱۶) [۲۳]

اولین کتاب وی یعنی «جنگ‌های ارزی»، در ایران توسط دو مترجم به‌طور مجزا ترجمه شده است. در ابتدای این کتاب (دو فصل اول)، ریکاردز ماجرای اولین «بازیِ جنگ اقتصادی»[۲۴] که در زمستان سال ۲۰۰۹ توسط پنتاگون برنامه‌ریزی شده بود را بازگو می‌کند.

این بازی جنگ اقتصادی در  مکانی سری به نام «آزمایشگاه فیزیک کاربردی»[۲۵] متعلق به ارتش آمریکا انجام می‌شود؛ جایی که تنها یک وظیفه‌ی آن هدایت جنگ‌های هسته‌ای در زمان وقوع جنگ‌های تمام‌عیار بین تمدنی است؛ وجه دیگر اهمیت این مرکز وجود «اتاق جنگ» برای تشکیل جلسات تخصصی با هدف تعیین مسائل مربوط به امینت ملی آمریکا است. حال، تعریف میدان «جنگ ارزی» توسط فرماندهان نظامی آمریکا می‌بایست در این مکان و با استفاده از استراتژیست‌های اقتصادی صورت بگیرد. حضور جیمز ریکاردز نیز به‌عنوان استراتژیست اصلی موضوعیت پیدا کرده است.

بنا به نظر تئوریسین‌های جنگ، اگر پیچیده‌ترین پدیده‌ی عالمْ جنگ و رویارویی نظامی است، تاریخ «جنگ ارزی» و تمهیدات دشمن در جبهه‌ی این جنگ، حکایت‌گر این موضوع است که میدان جنگ ارزی، می‌تواند به مراتب از میدان جنگ نظامی، پیچیده‌تر بوده و دارای نتایج مخرّب‌تری باشد.

تاریخ تا به حال، دو بار جنگ جهانی ارزی را به خود دیده است؛ و ما امروز در زمان وقوع سومین تقابل زندگی می‌کنیم. این جنگ از سال ۲۰۱۰ آغاز شده است و اوج آن از تابستان تا زمستان سال ۱۳۹۴، در تقابل چین با آمریکا خود را نشان داد و ضرر هنگفتی را با کاهش ارزش یوان به کشور چین وارد کرد. ایران نیز از همان ابتدا ـ یعنی سال ۲۰۱۰ مقارن با سال ۱۳۹۱ شمسی ـ درگیر این جنگ شده است و افزایش شدید قیمت دلار و افزایش بی‌سابقه‌ی قیمت طلا در همان دوران، از کمترین نتایجی بود که گریبان کشور را تاکنون نیز گرفته است.

 آنچه نیاز کشور ما محسوب می‌شود، تربیت افرادی که بتوانند به‌عنوان استراتژیست، میدان این منازعه‌ی مدرن را بشناسند و سناریوهای لازم را برای دفاع و اهیاناً حمله‌های احتمالی مشخص کنند.


 [۱] James G. Rickards

[۲] Paul H. Nitze School of Advanced International Studies

[۳] University of Pennsylvania Law School

[۴] Citibank

[۵] RBS Securities Inc.

[۶] RBS Greenwich Capital Markets

[۷] Long-Term Capital Management

[۸] Caxton Associates

[۹] OptiMark

[۱۰] Omnis Inc.

[۱۱] برگرفته از مصاحبه‌ی ریکاردز با larsschall.com.

[۱۲] collapse of Drexel

[۱۳] Salomon Bros. bond trading scandal

[۱۴] Long-Term Capital Management

[۱۵] Shariah Capital

[۱۶] International Business Practices

[۱۷] Support Group of the Director of National Intelligence

[۱۸] Committee on Foreign Investment in the United States (CFIUS)

[۱۹] CIA’s Financial Threat and Asymmetric Warfare Advisor

[۲۰] Currency Wars; The Making of The Next Global Crisis; 2011

[۲۱] The Death of Money; The Coming Collapse of the International Monetary System; 2014

[۲۲] The Big Drop; How to Grow Your Wealth During the Coming Collapse; 2015

[۲۳] The New Case for Gold; 2016

[۲۴] بازی جنگ، نوعی شبیه‌ساز است که در آن، افراد دور یکدیگر جمع شده و عده‌ای نقش دشمنانشان، عده‌ای نقش رقبایشان، و عده‌ی دیگر نقش خودی‌هایشان را بازی می‌کنند. در این مورد، بازی جنگ مربوط به قدرت اقتصادی کشورها و تمدّن‌ها بوده است. فایده‌ی بازی‌های جنگ این است که اگر بازی با وجود اطلاعات کافی پیش برود، تا ۷۰% به واقعیّت نزدیک است و می‌توان تهدیدسازی و تهدیدزدایی در آن صورت داد.

[۲۵] Applied Physics Laboratory