از بیکن تا بنتام؛ از آدام اسمیت تا کینز: تئوریسین‌های ربا را بشناسید


الگوی معیشت غرب در طی قرون گذشته همواره به سمت ربا نیل کرده و تئوریسین‌های ربا تلاش داشتند تا با اتخاذ روی‌کردهای فلسفی زود بازده‌ای اقتصاد را در مدت کوتاهی به رشد و شکوفایی برسانند.


مسیر معیشت بشر همواره خارج از دو پاردایم بیع-ربا نبوده است. به عبارت توحیدی‌تر بیع مسیر و ربا بی‌راهه محسوب می‌شود. اما در طول اعصار گذشته شاهد الگوهای معیشت بومی هر منطقه و تمدنی بوده‌ایم که این الگوها بنا به فراخور اقتضائات زمان دستخوش تغییراتی شده و به سمت بیع یا ربا حرکت کرده‌اند. اکانامی به عنوان الگوی معیشت غرب در طی قرون گذشته همواره به سمت ربا نیل کرده و تئوری‌پردازان اصلی آن تلاش داشتند تا با اتخاذ روی‌کردهای فلسفی زود بازده‌ای اقتصاد را در مدت کوتاهی به رشد و شکوفایی برسانند. غافل از آنکه بازاری که رشد حبابی و غیرواقعی را تجربه کند به همان سرعتی که رشد کرد، از بین خواهد رفت.

فرانسیس بیکن (به انگلیسی: Francis Bacon) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ – مرگ ۹ آوریل ۱۶۲۶) فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی می‌دانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی می‌شمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشه‌های او نسبت می‌دهند.[۱]

کتاب «از ربا[۲]» نوشته وی را می‌توان یکی از اولین متون مهم در دفاع از ربا و فواید آن به حساب آورد. این کتاب ۱۲ صفحه‌ای فارغ از متن کوتاهش با توجه به تطهیر ربا و ذکر ‹لزوم› استفاده از ربا برای شکوفایی اقتصاد، را باید یکی از اولین متون تئوری‌پردازی شده در میانه قرون وسطی به حساب آورد.

این نوع نگرش به ربا که آن را به عنوان مولفه اصلی پیش‌برد سریع و پرسود اقتصاد معرفی می‌کند، به عنوان سنگ‌بنای اصلی تئوری‌پردازی‌ها در اندیشه تئوریسین‌های بعدی نیز باقی می‌ماند. جرمی بنتام به‌عنوان پدر لیبرالیسم یکی از این افراد است.

جرمی بنتام (به انگلیسی: Jeremy Bentham) (۱۷۴۸–۱۸۳۲) فیلسوف، حقوقدان و اصلاح طلب اجتماعی انگلیسی بود. او به عنوان بنیانگذار سودمندگرایی مدرن شناخته می‌شود. بنتام و طرفدارانش تغییرات روشنفکرانه‌ای را در باب قوانین رفتار با حیوانات، دارایی‌ها، مالیات، همجنس‌گرایی، فقر، حق رای و بسیاری قوانین دیگر پیشنهاد کردند.

بنتام همجنس‌گرا در بنیان فلسفی سودگرایی خود همه چیز را با متغیر سود مادی تعریف و نگاهی ساده‌انگارانه به مسیر بلندمدت یک جامعه دارد. از همین روست که اینگونه استدلال می‌کند ربا برای اقتصاد ضروریست، زیرا سود بسیاری را با خود به همراه می‌آورد. او با تحریر کتاب «دفاع از ربا[۳]» بنیان فلسفی کاملی را می‌چیند که در سده‌های آتی تمامی نحله‌های اقتصادی لیبرالیسم خود را وامدار آن می‌دانند. همچنین باید دانست که این کتاب مجموعه نامه‌های او به ‹آدام اسمیت› پدر اقتصاد نو بوده است.

با پایه‌گذاری لیبرالیسم توسط بنتام همجنس‌باز و متفکرین بعد از او، تئوریسین‌های اقتصاد لیبرالی با وام‌گیری اصول اولیه لیبرالیسم یعنی همان منفعت‌گرایی به نظریه‌پردازی در حوزه اقتصاد پرداختند. جان مینارد کینز که یکی از اصلی‌ترین تئوریسین‌های اقتصاد محسوب می‌شود با تجربه تلخ ربا در قرون گذشته، در مقاله‌ای در سال ۱۹۳۰ اینگونه استدلال می‌کند که:

من خودمان را آزاد می‌بینم؛ آزاد برای بازگشتن از آن اصول قطعی و مطمئن دینی و سنتی که در آن «طمع داشتن گناه است»، «تحمیل کردن ربا برخلاف قانون الهی است» و اینکه «پول‌دوستی نفرت‌انگیز است»؛

آن‌هایی در مسیر فضیلت و حکمت مقدس گام برمی‌دارند، کمترین توجه را به آینده دارند. ما باید بار دیگر هدف‌ها را بالاتر از وسیله قرار دهیم و خوب (سود) را فراتر از مفید (سعادت). ما باید قدردان کسانی باشیم که قادرند به ما بیاموزند که چگونه ساعات و روزها را شرافتمندانه بگذرانیم، افراد بانشاطی که می‌توانند از چیزها لذت ببرند.

 اما آگاه باشید که چنین دوره‌ای هنوز فرا نرسیده است، حداقل برای صدسال دیگر ما باید (به خودمان و به دیگران) تظاهر کنیم که عدالت ناپاک است و ناپاکی همان عدالت است؛ چون بی‌عدالتی سودمند است ولی عدالت نه. « طمع و ربا باید برای مدت‌زمان بیشتری خدایان ما باشند.» چراکه فقط آنها می‌توانند ما را نیازمندی‌های تونل تاریک اقتصاد به روشنایی برسانند.

اکنون و در جهان امروز پس از افول کمونیسم و به تبع آن نحله‌های اقتصادی آن تنها الگوی اقتصادی موجود یکی از نحله‌های اقتصاد لیبرالی است. همان‌طور که مشاهده شد اصل اولیه لیبرالیسم برای اقتصاد ‹ربا› است و نظریه‌پردازی‌ها نیز حول همین مولفه شکل گرفته است. گرچه امروزه با عبور ازمباحث فلسفی اصیل در حوزه اقتصاد به نوآوری‌های تکنیکی در این حوزه توجه زیادی صورت گرفته است.

پی‌نوشت


 

[۱] مدخل بیکن- ویکی‌پدیا

[۲] Of Usury

[۳] Defence of Usury