بررسی و تحلیل مستند چهار سوارکار بخش اول؛ امپراطوری‌ها و بانك‌ها


این مستند بر این مدعاست که اکنون جهان به واسطه‌ی چهار سواركار شوم، فتح شده است و باید برای زدودن عوامل پدید آورنده‌ی آن‌ها کاری کرد.


«تجربه نشان داده تا جایی‌که رنج‌ها قابل تحمل باشند، بشر بیشتر تمايل دارد رنج بكشد، تا اين‌كه شرايط را با لغو قانون‌های حکومتی که به آن‌ها انس هم گرفته است، اصلاح كند.»

این جمله که از اعلامیه‌ی استقلال آمریکا نقل شده است، اولین جمله از مستندی 100 دقیقه‌ای به نام چهار سواركار[1] است که دارنده‌ی بیش از بیست عنوان و جایزه‌ی بین‌اللملی از سوئد، کانادا، انگلیس، بلژیک، نیوزیلند، ایتالیا، روسیه، شیلی، ایرلند، آفریقای جنوبی، آلمان و ایران است.

002.four-horsmen-part-1«مستند چهار ‌سواركار دارنده‌ی بیش از بیست عنوان و جایزه بین اللملی از سوئد، کانادا، انگلیس، بلژیک، نیوزیلند، ایتالیا، روسیه، شیلی، ایرلند، آفریقای جنوبی، آلمان و ایران است»

نام این مستند یعنی چهار ‌سواركار برگرفته از مفهومی مشابه از مشاهدات یوحنّا در انجيل است.[2] مفهوم «چهار ‌سواركار آخر‌الزمان»[3] كه شرح آن در آخرين كتاب از عهد جديدِ انجيل، آمده است. اين بخش از انجيل مكاشفات سنت جان اِوان‌جِليست[4]يا همان يوحنا[5] را از مسيح (ع) روايت كرده است. اين بخش از انجليل، از كتاب يا طوماري سخن مي‌گويد كه در دست راست خداوند است و با هفت مهر، پلمب شده است. بره‌ي خدا يا شير يهودا، مسيح (ع)، 4 مهر اول از آن 7 مهر را باز كرد. او با اين كار 4 موجود را رها كرد كه بر روي اسباني؛ سفيد، قرمز، سياه و رنگ‌پريده سوار بودند.

با اين‌كه برداشت‌ها از اين مكاشفه متفاوت‌ است؛ اما در عمده‌ي تفسير‌ها، چهار ‌سواركار، به ترتيب نمادهايي از پيروزي و فتح[6]، جنگ[7]، قحطي[8] و مرگ[9] هستند. افقي كه مسيحيان براي آخرالزمان دارند اين است كه اين چهار ‌سواركار تعيين شده‌اند تا به عنوان پيش‌قراولان و مناديان روز قيامت، يك پايان الهي را براي دنيا رقم بزنند.

یوحنا که نام یکی از حواریون حضرت عیسی (ع) است، در باب چهارم از مکاشفات خود این‌گونه می‌آورد:

«سپس همان‌طور که نگاه می‌کردم دیدم که در آسمان دروازه‌ای گشوده شد. آن‌گاه همان آوایی که قبلاً نیز شنیده بودم، به گوش رسید. آن آوا که هم‌چون صدای شیپوری نیرومند بود، به من گفت: بالا بیا تا وقایع آینده را به تو نشان دهم. ناگهان روح خدا مرا فرو گرفت و من خود را در آسمان دیدم. وه که چه با شکوه بود. تختی دیدم. کسی بر آن نشسته بود که همچون الماس می‌درخشید…»

نام باب پنجم از مکاشفات یوحنا «طومار وقایع آینده» است. در این باب، یوحنّا طوماری را در دست فردی نورانی می‌بیند که به وسیله هفت مُهر، آن را مُهر و موم کرده است. طبق گفته‌ي کتاب، این طومار در اختیار شیر قبیله یهودا که از نسل داوود است قرار می‌گیرد -که یوحنا او را به شکل بره می‌بیند- زیرا تنها اوست که توانایی گشودن آن هفت مُهر، خواندن طومار و خبر دادن از آینده را دارد.

با گشوده شدن چهار مهر اول توسط آن بره، چهار سوارکار ظاهر شدند -که در اصل این چهار سوار، چهار واقعه از وقایع آینده هستند.

003.four-horsmen-part-1«چهار ‌سواركار، به ترتيب از سمت چپ؛ نمادهايي از پيروزي و فتح، جنگ، قحطي و مرگ هستند.»

این مستند بر این مدعاست که اکنون، همان آینده‌ای است که «طومار وقایع آینده» وعده‌ی ظهور آن چهار سوارکار را در آن داده بود؛ جهان به واسطه‌ي جنگ، قحطی و مرگ، فتح شده است و باید عوامل پدید آورنده‌ی این شرایط را شناسایی و برای زدودن آن‌ها از جوامع بشری کاری کرد.

مستندسازی كه از اقتصاد توبه كرده است

این فیلم خوش‌ساخت اولین اثر بلند مستند از راس اشكرافت[10]است. او دهه دوم زندگی خود را در لندن و در سمت دستیاری کارگردان، فعالیت داشته و در این مدت آموزه‌های بسیاری را از کارگردانان و تهیه‌کنندگان بزرگ آموخته است. این مستند که نویسندگی آن را هم کارگردان به عهده داشته ‌است پس از درخشش در آي‌دي‌اِف‌اِي[11]، موفق به دریافت جایزه‌ي عدالت جهانی آكسفام[12]نیز شد.

004.four-horsmen-part-1«این مستند خوش‌ساخت اولین اثر بلند از راس اشکرافت است. مستندي که پس از درخشش در آي‌دي‌اِف‌اِي IDFA، موفق به دریافت جایزه‌ي عدالت جهانی آكسفام OXFAM نیز شد.»

راس اشکرافت به همراه تعداد زیادی از اقتصاددانان و سیاست‌مداران که خود را توابین عرصه‌ی اقتصاد مدرن می‌نامند[13]، برآن شده‌اند تا به واکاوی سیستم اقتصادی-سیاسی موجود بپردازند و آن را اصلاح و نوسازی کنند. سیستم‌هایی که به ادعای آن‌ها در طول قرن‌ها تغییر کرده و یا حتی به صورتی هدف‌مند به نفع طبقه‌ای کوچک از نخبگان اقتصادی، تحریف شده‌اند و سکوت در برابر آن‌ها به نوعی تمکین کردن به آن‌هاست.

005.four-horsmen-part-1«تصویری از سایت توابین اقتصاد[14] اشکرافت به همراه تعداد زیادی از اقتصاددانان و سیاست‌مداران که خود را توابین عرصه‌ی اقتصاد مدرن می‌نامند، برآن شده‌اند تا به واکاوی سیستم اقتصادی-سیاسی موجود بپردازند و آن را اصلاح و نوسازی کنند.»

یکی از نقاط قوت این مستند حضور چهره‌های برجسته‌ي سیاسی و اقتصادی است که در واقع پیامش را از طریق آرا و عقاید این افراد بیان می‌کند؛ حضور اين افراد در اين مستند خوش‌ساخت، به اين اثر اعتبار علمي نيز افزوده:

006.four-horsmen-part-1«یکی از نقاط قوت این مستند حضور چهره‌های برجسته‌ي سیاسی و اقتصادی است. پيام مستند از طریق آرا و عقاید این افراد بیان می‌شود» (برای مشاهده‌ در اندازه‌ی اصلی می‌توانيد روی تصاوير کلیک کنید.)

بررسی ساختار و محتوای مستند

این مستند در پنج حوزه به تشریح و تبیین مسائل مبتلابه نظام اقتصادی-سیاسی غرب و به تبع آن، جهانِ بین‌الملل می‌پردازد؛ امپراطوری‌ها[15]، بانک‌داری[16]، تروریسم[17]، منابع طبیعی[18] و پیشرفت[19].

007-horsemen-in-one«اشكرافت با نشان دادن تصویری از یک انسان با سر اسب در آغاز چهار بخش اول از این مستند قصد دارد این مطلب را بیان کند که چهار سوارکار آخرالزمان -که در مکاشفات یوحنا به آن اشاره شده- 4 دسته‌ از انسان‌هاي اسب‌نما هستند که برای پیش‌برد اهدافی که در انجيل آمده از طریق امپراطوری‌های امروزی و سیستم بانک‌داری، به تروریسم و نابودی منابع طبیعی دامن می‌زنند.»

در آغاز چهار بخش اول از این مستند، تصویری از یک انسان با سر اسب به نمایش در می‌آید و همچنین صدای شیهه‌ی اسبی به گوش می­رسد که قصد دارد این مطلب را بیان کند که چهار سوارکار آخرالزمان -که در مکاشفات یوحنا به آن اشاره شده- 4 دسته از انسان‌هاي اسب‌نما هستند که برای پیش‌برد اهدافی که در انجيل آمده یعنی فتح جهان با ایجاد جنگ، آشوب، قحطی و مرگ از طریق امپراطوری‌های امروزی و سیستم بانک‌داری، به تروریسم و نابودی منابع طبیعی دامن می‌زنند.

اما در بخش آخر یعنی همان پیشرفت، یک انسان به تصویر كشيده مي‌شود و از صدای شیهه اسب هم خبری نیست، که مبین این مطلب است که گذر از بحران‌های پیش رو، فائق شدن بر آنها و رسیدن به پیشرفت، اراده‌ِي انسانی را طلب می‌کند.

«در بخش آخر یعنی همان پیشرفت، یک انسان به تصویر كشيده مي‌شود و يعني گذر از بحران‌های پیش رو، فائق شدن بر آنها و رسیدن به پیشرفت، اراده‌ي انسانی را طلب می‌کند»

بخش اول: امپراطوری‌ها

در چرخه‌ي حیات ابرقدرت‌ها، شش دوره زمانی مختلف وجود دارد:

  • دوره‌ی مهاجران اولیه[20]
  • دوره‌ی جنگ و فتوحات[21]
  • دوره‌ی تجارت[22]
  • دوره‌ی شکوفایی[23]
  • دوره‌ی پیشرفت‌های هوشی و فکری[24]
  • دوره‌ی فروپاشی یا دوره‌ي موسوم به رفاه و تن‌پروری[25]

دوره‌ی آخر یعنی فروپاشی، برای تمامی ابر قدرت‌ها با علائم زیر همراه بوده است:

  • بزرگی و بی‌نظمی نیروهای نظامی و رشد جنایت‌های آن‌ها
  • تجمل‌گرایی و خود‌ابرازی با پول و مادیات
  • تشدید بیشتر شکاف طبقاتی بین فقرا و اغنیا
  • وابستگی هرچه بیشتر زندگی مردم به حکومت
  • اعتیاد شدید فکری و جسمی نسبت به مناسبات جنسی
  • کاهش ارزش پول

در این مستند لارنس ویلکرسون Lawrence Wilkerson می‌گوید که: «تمامی علائم و  نشانه‌های معمول فروپاشی امپراطوری‌ها، امروزه هریک واضح‌تر از دیگری به چشم می‌خورد».

اما شاید این سوال پیش بيايد که چرا با وجود مشاهده‌ي این علائم مردم عليه ابرقدرت‌ها واکنشی از خود نشان نمی‌دهند؟ جواب این سوال را جان پرکینز John Perkins در ويدئوي زیر می‌دهد:

«گلادیاتورهای عصر مدرن» (دريافت ويدئو)

ساتیش کومار Satish kumar بنیان‌گذار کالج شوماخر [26] به این نکته اشاره می‌کند که امروز با وجود تمدن مدرن غرب و طی فرآیند صنعتی‌شدن و رشد اقتصادی در حدود 70 سال، هنوز هم در بخش‌هایی از جوامع بشری مردم از فقر، کمبود و گرسنگی رنج می‌برند. هرشب میلیون‌ها انسان گرسنه به بستر می‌روند در حالی‌که میلیون‌ها انسان دیگر غذاهای اضافی خود را دور می‌ریزند! و در نهایت این پرسش را مطرح می‌کند که چرا چنین جهانی را خلق کرده‌ایم؟

او به پرسش خود این‌گونه پاسخ می‌دهد که قبل از هرچیز حرص و طمع هستند که منجر به بروز بی‌اخلاقی‌های اقتصادی می‌گردند وگرنه دنیا مشکل کمبود منابع ندارد.

«شورش علیه طمع در آمریکا در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۱»

بخش دوم: بانکداری

خلق پول

مکس کیسر Max Keiser که هم اکنون برنامه‌ي گزارش كيسر[27] را در شبکه راشا تودی و همچنین برنامه‌ي بر روي تيغ[28] را در شبکه‌ي تلویزیونی پرس تیوی اجرا می‌کند، مدت هفت سال از عمر خود را به دلالی در وال استریت مشغول بوده است. او خود را به قصابی که اکنون گیاه‌خوار شده تشبیه می‌کند زیرا دیدن این مطلب که چه‌گونه گلدمن ساکس[29] و جی پی مورگان[30] در حال خلق پول هستند، حال او را برهم می‌زند.

«اگر من در خانه‌ي خود دستگاه چاپ اسکناس داشته باشم آن‌ها مرا جاعل خطاب می‌کنند ولی اگر بانک‌ها و حساب‌داران شرکتی این کار را انجام دهند، این کار قانونی محسوب می‌شود.»

اين عبارت بخشي از صحبت‌های طارق الدیوانی Tarek El Diwany تاجر سابق اوراق قرضه است که درباره‌ي فرآيند خلق پول در نظام بانك‌داري توضيحاتي را مي‌دهد. ويديوي زير صحبت‌هاي او در اين باره است:

«نظام مالي امروز چه‌گونه خلق پول مي‌كند» (دريافت ويدئو)

پول فیات

سپس مستند به نحوه‌ي شکل‌گیری پول فیات[31] می‌پردازد و این‌که چه‌طور چنین سیستمی به وجود آمده که بدون پشتوانه پول چاپ می‌کند و چه کسانی از این سیستم بیشترین بهره را می‌برند:

«تاریخ‌چه‌ی شکل‌گیری پول فیات» (دريافت ويدئو)

97 درصد از پول فعلی موجود در جهان بدهی است. ولتر Voltaire فیلسوف فرانسوی گفته است: «پول کاغذی در نهایت و برای همیشه به ارزش ذاتی خویش یا همان صفر باز می‌گردد.»

دیوید مورگان David Morgan معتقد است كه افزایش میزان ارز کمکی نمی‌کند، پول را می‌توان به صورت بی‌نهایت چاپ نمود اما این پول به معنی ثروت واقعی نیست. از بدهکاری نمی‌توان با گرفتن وام بیشتر خلاص شد. اگر ثروت واقعی قابل چاپ بود، زیمبابوه ثروتمندترین کشور دنیا می‌شد. (در سال 2000 فشارهای بی‌اندازه‌ي اتحادیه‌ي اروپا و انگلیس به زيمباوه اين کشور را با تورم شدیدی روبرو كرد. غرب اين‌ فشارها را به اين دلیل اعمال مي‌كرد كه رابرت موگابه Robert Mugabe رئیس جمهور زیمبابوه دست به اصلاحات ارضی زده بود. او زمین‌های زراعی را از ملاکان سفید پوست گرفته و به سیاه‌پوستان واگذار كرده بود. اين فشار‌ها كار را به جايي رساند كه در سال 2008 تورم این کشور به 231 میلیون درصد رسید و مردم برای خرید مجبور به حمل حجم بسیار زیادی پول بودند. آن‌ها با 100 میلیارد دلار تنها می‌توانستند سه عدد تخم مرغ بخرند!!! در این بازه‌ي زمانی دولت موگابه با چاپ پول‌های درشت‌تر سعی در مهار وضعیت به وجود آمده داشت.)

010.four-horsmen-part-1«یک اسکناس 100 میلیارد دلاری زیمبابوه»

جدال سیاسی عامل غفلت از ضعف‌­های نظام سرمایه‌گرایی

اما چرا از عمر يك چنين سیستمی، مدت زمان زیادی می‌گذرد و برای اصلاح آن کسی کوششی نکرده است؟ مستند چهار ‌سواركار علت را در جنگ سرد و جدال بین کاپیتالیسم و سوسیالیسم می‌داند.

ژوزف استيگلیتز Joseph Stiglitz در این‌باره چنین می‌گوید: در جریان این رقابت خیلی مهم بود که، کمبودها و نواقص اقتصاد بازار آزاد مخفی نگه داشته شود؛ «درست نبود که متحدینِ خود را نقد کنی بل‌که تنها باید به دشمن ضربه می‌زدی».

هرمن دالی Herman Daly اقتصاددان سابق بانک جهانی، نسبت تعارضات دو بلوک شرق و غرب را در دوران جنگ سرد با وضعیت اقتصادی جهان این‌گونه عنوان می‌کند که: «…سرمایه‌داری غربی پس از پیروزی راه پیروزمندانه خود را ادامه داد، با این باور که همه کارهایش درست بوده؛ چراکه حریفش سقوط کرده است -فروپاشی شوروی. اما درواقع هر دو سیستم یک چیز را می‌خواستند و آن هم رشد دائم بود؛ لذا هر دو سیستم سقوط می‌کنند. یکی اول سقوط کرد، و کاپیتالیسم بعد از آن سقوط خواهد کرد و اکنون نیز در حال نزاع است.»

پس از سقوط شوروی و اضمحلال تفکر مارکسیسم و به‌جا ماندن لیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی برتر، تنها مکاتب اقتصادی اصطلاحاً راست به ‌عنوان متولیان اداره‌ی معیشت مردم جهان باقی ماندند؛ مکاتبی چون کلاسیک[32]، نئوکلاسیک[33]، کینزی[34]، اتریشی[35]، تاریخی[36] و… . در بخشی از این مستند تمایز بین دو مکتب کلاسیک و نئوکلاسیک را در مولفه‌‌ی اصلی و دکترینالشان نشان می‌دهد و تبیین می‌کند که چه‌گونه مبنای سیاست‌های اقتصادی جهان به رهبری میلتون فریدمن Milton Friedman -موسس مکتب اقتصادی شیکاگو[37]– و شاگردانش در دهه‌ی 70 میلادی در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان Ronald Reagan در آمریکا و مارگارت تاچر Margaret Thatcher در انگلستان تغییر کرد و اقتصاد بحران‌زده‌ی امروز را به وجود آورده است.

«مقايسه‌ی اقتصاد كلاسيك و نئوكلاسيك» (دريافت ويدئو)

قمارخانهای به نام والاستریت

پروفسور سیمون جانسون Simon Johnson نیز در بخشی از صحبت‌های خود وضعیت وال‌استریت را با یک کازینو یا قمارخانه مقایسه می‌کند. او می‌گوید: «وال‌استریت به نوعی کازینوی منحصر به فرد تبدیل شده است که متأسفانه شبیه کازینوی لاس‌وگاس نیست که یک قمار و سرگرمی کاملاً قانونی ارائه می‌کند! قمار انجام شده توسط وال‌استریت تأثیری به شدت منفی بر اکثریت جامعه می‌گذارد. شاید آن‌ها در قمار خود همه‌ي پولشان را در عرض یکی دو شب نبازند اما زمانی كه آن‌ها می‌بازند و بازی تمام می‌شود، بیکاری و اثرات منفی آن جامعه را فرا می‌گیرد.»

لابیگری در بدنه سیاسی دولت امریکا

ژوزف استيگلیتز Joseph Stiglitz از وجود یک لابی در کنگره‌ي آمریکا خبر می‌دهد و این پرسش را مطرح می‌کند که: «آیا در يك دموکراسی خجالت‌آور نیست اگر گروهی از شرکت‌ها اعلام کنند که منافع آن‌ها بر منافع ملی ارجحیت دارد؟ پس جای تعجبی باقی نمی‌ماند که پشتیبانی از مبارزات انتخاباتی و لابی‌گری بخشی از سیاست آمریکا شده است؛ بله دموکراسی ما فروپاشیده است.»

«بخشی از صحبتهای ژوزف استگلیتز پیرامون لابی‌گری در کنگره» (دريافت ويدئو)

در سال 1900 «جنبش حق رأی برابر»[38] نظامی را که در آن رأی سرمایه‌داران از وزن بیشتری برخوردار بود برانداخت اما اکنون لابی‌ها وضعیت را به روال سابق برگردانده‌اند و سیستم سیاسی آمریکا را در خدمت منافع اغنیا قرار داده‌اند.

ابر دزد

گلدمن ساکس بزرگترین شركت چند ملیتی خدمات مالی و بانك‌داری است که بخش عمده‌ی فعالیت‌های آن بر ارائه‌ی خدمات بانك‌داری، سرمايه‌گذاری و همچنین مبادله اوراق بهادار متمرکز می‌باشد. بسیاری از مدیران آن تبدیل به مدیران ارشد بانک مرکزی و دولت می‌گردند. در سال 2008 و یک ماه قبل از فروپاشی بازار سهام، گلدمن ساکس به عنوان ستون فقراتِ بازار موقعیت خود را از یک بانک سرمایه‌گذار [39] به بانک تجاری[40] تغییر داد زیرا در مقام بانک تجاری شامل کمک‌ها و يارانه‌هاي دولتی می‌گردید. در سال 2007 میلیاردرهای گلدمن ساکس با فروش گسترده‌ی اوراق قرضه در مدت زمان کوتاهی توانستند سود زیادی کسب کنند. این در حالی بود که آن‌ها بدون هیچ مجازاتی دزدی‌های خود را زیرسبیلی رد می‌کردند.

«معرفی گلدمن ساکس از زبان نوام چامکسی» (دريافت ويدئو)

بحران فراتر از اقتصاد است

اما وجود این بحران‌ها در اقتصاد از کجا نشأت می‌گیرد؟ آیا صرفاً به ضعف ساختار اقتصادی مربوط می‌شود؟

مستند قصد دارد دلیل این امر را فراتر ببرد و تا حدودی چهره‌ی ساختار اقتصادی را تطهیر کند. از آنجایی که روال مستند به گونه‌ای است که در پی بازگشت به همان سیستم اقتصاد کلاسیک است، لذا کار تطهیر را از پدر مکتب کلاسیک یعنی آدام اسمیت Adam Smith شروع می‌کند و می‌گوید:

…آموزه‌های آدام اسمیت توسط دلالان اقتصادی تحریف شده‌اند! مثلا لرد گريفيت Lord Griffith که از طرفداران ایندیویژوالیسم است معتقد است که پولدار شدن بانک‌ها باعث پولدار شدن همه‌ی مردم می‌شود و این عمل طبق فرآيندی صورت می‌گيرد كه در علم اقتصاد به «نشت تدريجی» trickle down economics شناخته می‌شود.

«تبیین مفهوم نشت تدريجی» (دريافت ويدئو)

اما ژوزف استيگلیتز Joseph Stiglitz انگشت اتهام را به سمت ساختار سیاسی نشانه می‌رود و ادعا می‌کند که این سیستم سیاسی غرب است که به طرز بدي فروپاشیده است. علت هم از نظر او اين است كه کمپین‌های انتخاباتی بر اساس حمایت لابی‌ها شکل می‌گیرند و به نظر او و خیلی از افراد دیگر، تنها راه چاره اصلاح ساختار سیاسی است.

«خاطره‌ای از لارنس ویلکرسون درباره‌ی کالین پاول وزیر خارجه‌ی آمریکا از سال 2001 تا 2005 میلادی در دوره‌ ریاست جمهوری بوش پسر-» (دريافت ويدئو)

 ادامه دارد…

پانوشت:

[1]Four horsemen: http://www.fourhorsemenfilm.com/

[2]http://en.wikipedia.org/wiki/Four_Horsemen_of_the_Apocalypse

[3]Four Horsemen of the Apocalypse

[4]Saint John the Evangelist

[5]Johannine

[6]Conquest

[7]War

[8]Famine

[9]Death

[10]Ross Ashcroft

[11]IDFA

[12]OXFAM

[13]Renegade economist: http://www.renegadeeconomist.com

[14]http://www.renegadeeconomist.com

[15]Empires

[16]Banking

[17]Terrorism

[18]Resources

[19]Progress

[20]The age of Pioneers

[21]The age of Conquests

[22]The age of Commerce

[23]The age of Affluence

[24]The age of Intellect

[25]The age of Decadence

[26]Schumacher College

[27]KeiserReport

[28]On the Edge

[29]Goldman Sachs

[30]J.P. Morgan

[31]FiatMoney

[32]Classical School

[33]Neoclassical School

[34]Keynesian School

[35]Austrian School

[36]Historical School

[37]Chicago school

[38]The equal voting rights movement

[39]Investment Banks

[40]Commercial Banks