بحران اقتصادی را اقتصاددانان احمق به وجود آوردند!


نایل فرگوسن در این ویدیوی کوتاه با نقد جدی دو مکتب اقتصادی مدرن و راهکار‌هایی پیشنهادی آنها برای ایجاد ثبات در اقتصاد، در نهایت به این نتیجه می‌رسد عامل اصلی بحران اقتصادی امروز، اقتصاد‌دان‌های احمق هستند.


در انتخابات اخير رياست جمهوري آمريكا، كه اوباماي دموكرات دوباره قدرت را در دست گرفت، نيل فرگوسن[1] استاد تاريخ و اقتصاد دانشگاه هاروارد با توجه به گرايش‌اش به حزب جمهوري‌خواه سعي كرد در يك ويديوي تبليغاتي، سياست‌هاي اقتصادي دولت اوباما را كه بعد از بحران مالي‌-اقتصادي 2007 وضع شدند به نقد بكشد. در اين حين توضيح خوبي در مورد راه‌كارهاي مختلفي كه دو مكتب اصلي اكانامي، يعني مكتب نئوكلاسيك فريدمني و مكتب نئوكينزي ارائه مي‌دهند مطرح مي‌كند و دليل ناكارآمدي آن‌ها را شرح مي‌دهد.

او معتقد است كه با اوج گیری بحران سال ۲۰۰۸، اقتصاددان‌هایی که از پیش‌بینی این بحران بزرگ عاجز بودند، شروع به پیچیدن نسخه‌های مختلفی برای درمان آن کردند. نسخه‌های تجویزی آن‌ها عمدتاً بر اساس دو دیدگاه رایج در اقتصاد بود. طرافداران مکتب فریدمن سعی کردند فدرال رزرو را به سمت تزریق نقدینگی و چاپ پول سوق بدهند و کینزین‌ها سعی داشتند دولت را متقاعد کنند تا کاهش تقاضای بخش خصوصی را با دادن وام‌های بزرگی که در پروژه‌های عمومی هزینه می‌شوند، جبران کند.

باراک اوباما برای مقابله با این بحران به توصیه‌های طرفداران هر دو مکتب عمل کرد. فدرال رزرو پایه پولی[2] را تقریبا تا سه برابر افزایش داد و خزانه‌داری کسری بودجه را معادل ده درصد تولید ناخالص داخلی نگه داشت. البته این قبیل کارها که حکم مُسَکِن را برای اقتصاد رو به زوال ایالات متحده داشت، توانستند از وقوع یک بحران سریع جلوگیری کنند امّا از ایجاد یک وضعیت پایدار در اقتصاد آمریکا عاجز بودند و جلوی رشد آن را گرفتند.

 

«اقتصاددان‌های احمق، عاملین بحران اقتصادی!» (دریافت ویدیو)

فرگوسن استدلال مي‌كند همان‌گونه كه ژنرال‌ها در حال رهبري جنگ قبلي هستند، اقتصاددانان هم در حال ارائه‌ي راه‌كار براي بحران‌هاي قبلي هستند. امروز كشورها به لحاظ مالي و اقتصادي يك‌پارچه و به هم پيوسته شده‌اند و تزريق نقدينگي در كشور آمريكا تنها در محدوده‌ي مرزهاي اين كشور باقي نمي‌ماند بلكه اثر خود را در كل جهان مي‌گذارد. از ديد او به جاي عمل كردن به راه‌كارهاي كينز كه براي علاج بحران بزرگ در سال 1930 تجويز شده‌اند، بايد نظام پيچيده و ناكارآمد مالياتي آمريكا براي افزايش انگيزه‌ي بخش خصوصي اصلاح شود؛ و به جاي اين‌كه دولت براي از بين بردن ركود به عرصه‌ي معيشت وارد شود، مردم اقتصاد را از ركود بيرون بكشند.

او در نهایت به این نتیجه می‌رسد كه عامل اصلی بحران اقتصادی امروز، اقتصاد‌دان‌های احمق هستند.

پانوشت:


[2]  پايه‌ي پولي Monetary base شامل كل نقدينگي در گردش در آن كشور به علاوه‌ي  بخشي از ذخاير بانك‌هاي تجاري است كه نزد بانك مركزي نگه‌داري مي‌شود.بانك‌هاي مركزي با افزايش پايه‌ي پولي مي‌توانند به سرعت و در مقدار گسترده، حجم پول در گردش را افزايش دهند.