انفاق راه نجات از ربا – بخش سوم


زمانی انفاق درک می‌شود که کار پیام‌بران به عنوان یک کار فرهنگی، با ساز و کارهای امروزی ابلاغ پیام مقایسه شود. چنین کاری امروز چقدر بودجه نیاز خواهد داشت؟


در بخش یکم از این نوشتار، به چارچوب مفهومی علم معاش در قرآن پرداخته شد و در این چارچوب مفهومی درباره‌ی دو مفهوم کلیدی و مهم انفاق و ربا و دکترین آن‌ها توضیحاتی طرح گردید. این‌که این دو مفهوم از حیث دکترینال درست در مقابل هم قرار می‌گیرند و مکتب انفاق، واگذارکننده­‌محور است، به صورت بلاعوض و مکتب ربا، گیرنده­‌محور است، به صورت بلاعوض.

در بخش دوم از این نوشتار به مفهوم رزق پرداخته شد و عنوان شد که رزق سهمی است که هر کس از خدا دریافت می­‌کند و این مفهوم بین خدا و انسان مطرح است. ضمن این‌که نسب‌شناسی میان رزق و بیع نیز تبیین شد و در این نسبت‌شناسی چرخه‌ی رزق معرفی گردید.

در نوشتار پیش‌رو بیان متفاوتی، از مفهوم اعتبار ارائه خواهد شد و هم‌چنین جای‌گاه اجر و مزد در نهاد انفاق نیز روشن خواهد شد.

پول و اعتبار

انسان‌ها می‌توانند از محل رزق مادی و معنوی که خدا به انسان می‌دهد اعتبار یابند. یعنی هر قدر یک انسان رزق بیشتری داشت، اعتبار او نیز بیش‌تر خواهد شد. درست است که اعتبار نیز نوعی رزق است، یعنی اعتبار بالا می‌تواند رزق یک فرد شود؛ اما در عین حال اعتبار، برآیند انواع رزقی است که خداوند عاید انسان کرده است. فردی که رزق مادی گسترده‌ای یافته است و حجم زیادی مال دارد، به تبع این رزق مادی، به اعتبار بالایی هم دست می‌یابد. یا فرد دیگر که رزق معنوی، مثلاً علم یا ایمان بالایی دارد، فرد معتبری خواهد بود.

اما اعتبار امروز با مفهوم پول گره خورده و عمدتاً داشتن یا نداشتن پول ملاکی برای داشتن یا نداشتن اعتبار است. حال آن‌که بعضی افراد پول دارند اما اعتبار ندارند و عده­‌ای انسان­‌های معتبری هستند اما پول ندارند. بعضی هر دو را با هم دارند و برخی هر دو را ندارند. نقشی که امروز پول به عنوان مبنای اعتبار دارد در چند دهه­‌ی اخیر­ به وجود آمده است. در گذشته، پول کارکرد امروزی را در مناسبات اجتماعی و تمدنی نداشته و خیلی از امور به اعتبار افراد ختم می‌شد.

به این ترتیب می­‌توان نقش اصلی و واقعی پول را که امروز از حد و اندازه‌ی خود فراتر رفته، به عنوان جزئی از اعتبار فرض کرد. امروز نه تنها پول جزیی از دامنه‌ی کلی اعتبار محسوب نمی‌شود بلکه اساس و مبنای ساخت روابط اجتماعی شده است! حتی اعتباری هم که در نهادی تحت عنوان شورای ­عالی ­پول ­و اعتبار مطرح است، اعتباری است که اساسش در پول تعریف می‌شود و در آن تنها پول و اقسام آن معتبر است.

«نسبت اعتبار و پول»

امروزه مؤلفه­‌های اعتبار مخدوش، محدود و کانالیزه شده به مفهوم پول است. حال آن­که پول جزئی از اعتبار است و متغیرهای دیگری نیز بر اعتبار موثرند؛ متغیرهایی مانند: آبرو، عزت، کرامت انسانی، نسب، زور، زیبایی، علم، نفوذ و… . پس اگر اعتبار به پول محدود و کانالیزه شود، فقط بخشی از ابعاد اعتبار سنجیده شده است. اما اگر لایه‌های دیگرِ معتبر در مناسبات و مراودات در الگوی معیشت بیع مدنظر باشد، باید مواردی مثل آبرو، عزت، شرافت، کرامت انسانی و مواردی از این دست نیز مورد توجه قرار گیرد. در الگوی معیشتی که رزق و روزی مدنظر قرار می‌گیرد، باید اعتبار برآمده از این رزق نیز مورد توجه قرار گیرد.

در چنین شرایطی، هیچ معیاری برای سنجش سایر اعتباریات به موازات پول تبیین نشده است. در الگوی معیشتی غرب یعنی اکانامی تعریف اعتبار عمدتاً محدود به پول و انواع آن است و این معیارهای موثر در اعتبار در آن به رسمیت شناخته نمی‌شود. در حالی‌که در تلقی دینی و بومی کشور، اعتبار با تمام ابعاد آن جای‌گاهی ویژه داشته و دارد.

اعتبار با تمام اجزای خود که ماحصل رزق مادی و معنوی اعطا شده از سوی خداوند است، می‌تواند تنها با پول معاوضه شود، یا در مقابل انفاق شود. مال و اجزای آن، یا نفس و اجزای آن زمینه‌ای برای اعتبار است و اگر انفاق شود، می‌تواند اعتبار فرد را بسط دهد. همان‌گونه که انفاق رزق موجب بسط رزق می‌شود، می‌تواند زمینه‌ی بسط اعتبار را نیز فراهم ‌آورد. به عنوان مثال پول به عنوان یکی از انواع اعتبار، که نوعی از مال نیز محسوب می‌شود، اگر در راه خدا انفاق شود، خداوند رزق را بسط خواهد داد که به تبع آن هم مال بسط می‌یابد و هم اعتبار گسترش می‌یابد.

«اعتبار و انفاق»

درخواست اجر و مزد تنها از خدا

همان‌گونه که گفته شد، دکترین انفاق واگذاری داشته‌ی مادی و معنوی خود به شخص دیگر، با اختیار و بلاعوض است. این دکترین برآمده از آیه‌ی ۳۱ سوره‌ی ابراهیم است[۱] که طبق آن خدا از بندگان خود می‌خواهد تا از آ‌ن‌چه به آن‌ها روزی کرده است به صورت آشکار و پنهان انفاق کنند. این کار را به اختیار و در همین دنیا انجام دهند؛ پیش از آن‌که روزی فرا رسد که در آن دیگر امکان انفاق در قالب الگوی معیشتی بیع نخواهد بود.

انفاق ابعاد گسترده‌ای دارد و تنها یک مفهوم نیست و فراتر از مفهوم، یک نهاد است. شاید نزدیک‌ترین بدیل آن از حیث نهادی، انجمن‌ خیره باشد که امروز به عنوان یک نهاد شناخته شده در جهان مطرح است. اما همان‌گونه که گستره‌ی مفهومی انفاق وسیع و کامل است، نهاد برآمده از آن هم، از انواع نهادهای مشابه مانند انجمن‌های خیریه وسیع‌تر و کامل‌تر خواهد بود.

به طور معمول هر کس متناسب با توانایی خود پیشه یا شغلی دارد و در قالب شغل خود، برای انجام کارهایی که انجام می‌دهد مزد دریافت می‌کند. حال اگر کار و حرفه‌ی خود را تا حد امکان بدون دریافت اجر و مزد انجام دهد، و مزد خود را از افراد نخواهد و با خدا معامله کند، انفاق صورت گرفته است. در واقع هر کس با در اختیار گذاشتن داشته‌هایش اجر و مزد به دست می‌آورد. به بیان دقیق‌تر خداوند به هر فرد مال و نفس رزق کرده است، مثل پول، ثروت و امکانات مادی که از اقسام مال است یا توانایی و استعداد که از اقسام نفس است. اگر این مال و نفس در اختیار دیگران قرار ‌گیرد؛ در ازای آن منفعت و عایدی در قالب اجر و مزد برای هر فرد به ارمغان می‌آورد. حال در فرآیند انفاق، مال و نفس در اختیار دیگران قرار می‌گیرد اما در ازای آن تا حد امکان، اجر و مزد از افراد طلب نمی‌شود.

در واقع در این فرآیند از یک‌سو داشته‌ها و دارایی‌های هر فرد اهمیت دارد که از دو قسم مال و نفس، به اندازه‌های گوناگون، رزق و روزی افراد شده است. از سوی دیگر شیوه‌ی توزیع و در اختیار‌گذاری این داشته‌ها اهمیت می‌یابد که وجه تمایز انفاق از سایر اقسام معاملات، در شیوه‌ی توزیع و در اختیارگذاری داشته‌ها است؛ در انفاق برای در اختیار سایرین گذاشتنِ این داشته‌ها، هیچ اجر و مزدی طلب نمی‌شود.

انبیا و پیام‌بران، الگوی این شیوه‌ی عمل هستند. قرآن در آیات متعدد، خصوصاً در آیاتی که در سوره‌ی شعرا آمده است به این شیوه‌ی عمل انبیا اشاره می‌کند. آن‌ها بارها به مردم می‌گویند که بابت دعوت و ابلاغ پیام خداوند، از آن‌ها هیچ اجر و مزدی نمی‌خواهند.[۲] در آیه‌‌ی ۱۰۹، حضرت نوح علیه‌السلام؛ در آیه‌ی ۱۲۷، حضرت هود علیه‌السلام؛ در آیه‌ی ۱۴۵، حضرت صالح علیه السلام؛ در آیه‌ی ۱۶۴، حضرت لوط علیه‌السلام؛ و در آیه‌ی ۱۸۰، حضرت شعیب علیه‌السلام؛ هر یک به صورت ثابت این گذاره‌ی محوری را که مهم‌ترین ویژگی نهاد انفاق است بیان می‌کنند. همه‌ی آن‌ها به صورت ثابت این گذاره را طرح می‌کنند که ما برای کاری که انجام می‌دهیم اجری طلب نمی‌کنیم، که اجر ما نزد رب العالمین و خداوند است. این یک الگوی شاخص برای انفاق است. چگونه می‌شود که یک انسان به مقام نبوت و جای‌گاه پیام‌بری برسد، کار عظیمی در حد نبوت، ابلاغ پیام و رسالت را انجام دهد، اما از مردم طرف مقابل خود هیچ اجر و مزدی درخواست نکند.

زمانی اهمیت کاری که پیام‌بران انجام داده‌اند درک می‌شود که کار آن‌ها به عنوان یک کار فرهنگی، با ساز و کارهای امروزی ابلاغ پیام و فعالیت‌های فرهنگی مقایسه شود. اگر کاری در حد ابلاغ پیام و عرضه‌ی دین الهی به عنوان یک کار فرهنگی شاخص در زمان فعلی بخواهد انجام شود، چقدر بودجه و امکانات نیاز خواهد داشت؟ چه میزان حقوق و دستمزد برای افرادی که در این پروژه‌ی عظیم مسئولیت‌های مختلف را بر عهده می‌گیرند نیاز خواهد بود؟ برای مسئول اصلی و فردی که بار اصلی این کار بزرگ را بر دوش می‌کشد چه میزان دستمزد باید در نظر گرفته شود؟

حال اگر این فرد، با یک چنین مسئولیت سختی دستمزد سنگین خود را دریافت نکند و اجر خود را بر عهده‌ی خداوند بداند، نه تنها عظمت کارش دو چندان می‌شود، بلکه برای نهاد انفاق به یک الگوی شاخص بدل خواهد شد. این کاری است که پیام‌بران به به‌ترین نحو آن‌را انجام داده‌اند. آن‌ها با این عمل خود نشان داده‌اند که می‌شود کارهای بزرگ و مسئولیت‌های سنگین را با به‌ترین کیفیت انجام داد اما ذره‌ای هم انتظار اجر و مزد بابت آن نداشت. درک این فرآیند، می‌تواند به درک ساز و کار محوری در نهاد انفاق کمک کند.*

ادامه دارد…

پانوشت:


[۱]. قُل لِّعِبَادِىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُقِیمُواْ الصَّلَوهَ وَ یُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِیَهً مِّن قَبْلِ أَن یَأْتىَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَ لَا خِلَالٌ؛ «به آن بندگان من که ایمان آورده‏اند بگو که نماز را برپا دارند و از آنچه روزى آنان کرده‏ایم (از مال و جاه و جان) در نهان و آشکار انفاق کنند پیش از آنکه روزى بیاید که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستیى (نه مال است و نه روابط و نه کارآیى آنها)» (سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی ۳۱).

[۲].  وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمینَ؛ «و من بر این (رسالت) هیچ مزدى از شما نمى‏طلبم، مزد من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست» (سوره‌ی شعرا، آیات: ۱۰۹، ۱۲۷، ۱۴۵، ۱۶۴ و ۱۸۰).

* این نوشتار برداشتی است از جلسه‌ی ۳۵۹ کرسی نظریه‌پردازی کلبه‌ی کرامت و هفدهمین شورش علیه طمع، با عنوان رزق و انفاق. برای مشاهده‌ی فیلم این جلسه به این لینک مراجعه کنید.