استراتژی درهای باز، مساوی نابودی تولید داخلی


اگر استراتژي حمايت‌گرايي به‌عنوان مكملي براي استراتژي درهاي باز به كار نرود يا به بيان ديگر درهاي باز با حمايت‌گرايي تعديل نشود، بخش عمده‌اي از اقتصاد مقاومتي و تولید داخلی به محاق خواهد رفت.


بشر از گذشته‌های دور، خصوصاً در دوره‌های ابتدایی حیات خود بدون تولید امکان زندگی نداشت. تولید مواد اولیه برای نیازهای اصلی خود به‌ویژه غذا جزء اصلی فعالیت‌های روزانه او محسوب مي‌شد.

به‌تدریج با پیشرفت فرآیند تولید، این امکان ایجاد شد تا افراد از حوزه‌ی تولید نیازهای اساسی فراغت پیدا کنند چراکه برخي از افراد می‌توانستند بیش از نیاز خود از کالاهای اساسی مانند غذا تولید کنند. البته افرادی هم که فراغت می‌یافتند عملاً باید تولید می‌کردند اما نه لزوماً در حوزه‌ی نیازهای اساسی، چراکه تنها این تولید بود که می‌توانست زمینه‌ی کسب درآمد و آورده را ایجاد کند، آورده‌ای که می‌شد با معاوضه‌ی آن سایر نیازهای ضروری را تأمین کرد و ادامه‌ِي حیات داد.

جالب است که همین تاريخچه به‌صورت فشرده دقیقاً درروند تکامل شرکت‌ها و کارخانه‌های تولیدیِ پیشرفته اتفاق می‌افتد. بسیاری از شرکت‌هایی که امروز پیچیده‌ترین تکنولوژی‌ها را تولید می‌کنند، زمانی از فروش ساده‌ترین محصولات خصوصاً در حوزه‌ی تأمین نیازهای اساسی مثل غذا آغاز کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، شرکت سامسونگ كه امروز يكي از شركت‌هاي زيرمجموعه‌ي آن يعني سامسونگ الكترونيكس، از بزرگ‌ترين شركت‌هاي حوزه‌ِي آي‌تي در جهان است[1] [2]، کار خودش را از بازرگاني ماهي، ميوه و سبزیجات آغاز کرده است[3]. یا شرکت نوکیا از توليد ورقه‌های نازك از چوب درختان كه در صنعت كاغذ استفاده مي‌شود مسیر پیشرفت خود را شروع کرده است[4]. ازاین‌رو حتی اگر یک شرکت در تولید آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی هم مزیت رقابتی داشت[5]، که قطعاً سطح تکنولوژی بالاتری از خام فروشی ماهی یا سبزیجات دارد، در نقطه‌ی شروع خوبی قرار دارد اما قطعاً نباید آن را نقطه‌ی پایان بداند.

protectionism-01«شرکت سامسونگ در سال ۱۹۳۸ این شرکت كه امروزه يكي از شركت‌هاي زيرمجموعه‌ي آن يعني سامسونگ الكترونيكس، از بزرگ‌ترين شركت‌هاي حوزه‌ِي آي‌تي در جهان است، کار خودش را از بازرگاني ماهي، ميوه و سبزیجات آغاز کرده است.»

دولت‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. همه‌ی دولت‌های پیشرفته زمانی تولیدکننده‌ی ساده‌ترین محصولات، خصوصاً در حوزه‌ی نیازهای اساسی بوده‌اند و به‌تدریج تولید محصولات کارخانه‌ای را در دستور کار گذاشتند و امروز پس از طی يك روند کم‌وبیش طولاني محصولات پیشرفته و با تکنولوژی سطح بالا تولید می‌کنند.[6] بسیاری از کشورهاي منطقه‌ی شرق آسیا، از ژاپن در گذشته تا چین در امروز، مثال‌های شاخصی هستند که این روند را پیموده‌اند و به جایگاه فعلی رسیده‌اند.[7] چین به‌عنوان يك مثال امروزي روند صنعتی‌سازیِ تولید خود را، که کشورهای غربی در بيش از 100 سال طی کرده‌اند، در یک دوره‌ی 30 ساله طی کرده است.[8] چين بدون استراتژی حمایت‌گرایی ممکن نبود به این نقطه برسد.  

درواقع در روند تکاملی این دولت‌ها حمایت‌گرایی یک سیاست ثابت و نخِ تسبیح پیشرفت است. این دولت‌ها با وضع تعرفه‌های سنگین، محصولات خارجی را آن‌قدر گران می‌کردند که به هیچ وجه نمی‌توانستند با تولیدات داخلی آن‌ها رقابت کنند.[9]

به غیر از وضع تعرفه‌های مستقیم بر روی تولیدات خارجی، استفاده از یک استراتژی دیگر هم مرسوم است. آن‌ها در قالب یک استراتژی پولی، با دست‌کاری ارزش پولِ خود در مقابل ارز ساير كشورها، ارزش آن را به طرز محسوسي كاهش مي‌دادند.[10] اين كار از دو جهت توليدات يك كشور را حمايت مي‌كند، از يك جهت محصولات يك كشور به قيمتي ارزان‌تر توليد خواهد شد و با قيمت پايين گوي سبقت را از ساير رقبا خواهد ربود و از جهت ديگر محصولات توليديِ ساير كشورها گران‌تر خواهند شد و اگر هم به داخل آن كشور راه يابند با قيمت بالا امكان رقابت با نمونه‌هاي داخلي را نخواهند داشت.

protectionism-03«دولت‌ها با دست‌کاری ارزش پولِ خود در مقابل ارز ساير كشورها، دست به حمایت از تولیدات داخلی خود می‌زنند»

اين موارد، تازه استراتژي‌هاي حمايت‌گرايي عمومي در دولت‌ها است. دولت‌ها به طور ويژه هم از بعضي از كارخانه‌هاي خود به‌صورت خاص حمايت مي‌كنند. به‌عنوان مثال شركت تويوتا به مدت 25 سال ضرر‌ده بود. در نهايت هم دولت ژاپن مجبور شد تا در سال 1949 اين شركت را دولتي كند.[11] يا نوكيا در فنلاند به مدت 17 سال از حمايت‌هاي دولتي برخوردار بود تا اين‌كه به سودآوري رسيد و در تمام اين مدت زيان‌ده بود.[12]

يك مطالعه‌ي دقيق درروند تكامل توليد، چه در سطح يك شركت‌ يا كارخانه‌ و چه در سطح يك كشور، مي‌تواند قاعده‌هايي كلي به دست دهد:

قاعده‌ي يكم: مهم نيست كه يك شركت كار خود را در حوزه‌ي توليد از كجا آغاز مي‌كند و چه توليد مي‌كند، بلكه مهم اين است كه توليد كند و در يك روند تكاملي به تدريج توليدات خود را ارتقا دهد.

قاعده‌ي دوم: مهم نيست كه يك دولت درروند پيشرفت شركت‌ها و كارخانه‌هاي زيرمجموعه‌ي خود در دوره‌هاي بعضاً طولاني از آن‌ها حمايت كرده است، بلكه مهم اين است كه آن كشور امروز شركت‌ها و كارخانه‌هايي را در زيرمجموعه‌ي خود دارد كه جهان از توليدات آن‌ها استقبال مي‌كند و مي‌توانند فراتر از مرزهاي آن كشور با توليدات ساير كشورها رقابت كنند.

درحالی‌که شرايط در كشور به سويي مي‌رود كه استراتژي درهاي باز، نه در تئوري و لفظ بلكه به‌صورت عملي اجرا شود، البته به شرط رفع واقعي تحريم‌ها، به نظر مي‌رسد كه استفاده از انواع استراتژي‌هاي حمايت‌گرايي راه‌حلي گريزناپذير براي حمايت از توليدات داخلي و همچنين تقويت توليد در داخل است. درواقع استحصال و فروش نفت در كشور ما همان‌گونه كه گفته شد نقطه‌ي آغاز خوبي است اما هرگز نبايد نقطه‌ي پايان تلقي شود. اين‌كه با رفع تحريم‌ها امكان فروش نفت و بازگشت درآمدهاي آن سهل‌تر خواهد شد نبايد دوباره خام‌فروشي آن را به ساده‌ترين راه‌حل براي تأمین هزينه‌هاي كشور تبديل كند.

در صورتي كه استراتژي حمايت‌گرايي به‌عنوان مكملي براي استراتژي درهاي باز به كار نرود يا به بيان ديگر درهاي باز با حمايت‌گرايي تعديل نشود، بخش عمده‌اي از اقتصاد مقاومتي به محاق خواهد رفت.

[1] (http://www.samsung.com/za/news/globalnews/2014/samsung-electronics-announces-fourth-quarter-and-fy-2013-results

[2]( http://www.computerwire.com/companies/lists/list/?listid=7A7B551F-A6C8-47AC-B3AE-3879873B5E23

[3]( http://www.samsung.com/us/aboutsamsung/corporateprofile/history06.html

[4]( http://company.nokia.com/en/about-us/our-company/our-story

[5]( http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930819000087

[6] ) چنگ، هاچون، كتاب نيكوكاران نابه‌كار، صفحه‌ي 73

[7] ) همان

[8]) http://theconversation.com/chinas-industrial-revolution-is-happening-on-a-new-planet-18204

[9] ) چنگ، هاچون، كتاب نيكوكاران نابه‌كار، صفحه‌ي ۴۶

[10]) www.wsj.com – China Moves to Devalue Yuan

[11] ) چنگ، هاچون، كتاب نيكوكاران نابه‌كار، صفحه‌ي ۳۸

[12]) همان، صفحه‌ی ۱۵۸